انجمن علمي كودكان استثنايي
پيوندهای روزانه

انجمن های علمی دانشجویی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی اولین گاهنامه همایش کارآفرینی را در تیرماه 1393 منتشر کرد.

جهت دریافت فایل اینجا کلیک کنید.

 
[ سه شنبه 24 تیر1393 ] [ 17:51 ] [ علیرضا کیایی ]
انتشار اولین گاهنامه همایش کارآفرینی انجمن های علمی دانشجویی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی اولین گاهنامه همایش کارآفرینی را در تیرماه 1393 منتشر کرد. جهت دریافت فایل اینجا کلیک کنید
[ سه شنبه 24 تیر1393 ] [ 17:49 ] [ علیرضا کیایی ]
پیرو طرح کارآفرینی انجمن های علمی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار میکند

کارگاه وکسلر زمان 3 و 4 شهریور مدرس دکتر قدرتی -هزینه 60 هزار تومان به همراه مدرک معتبر

کارگاه  cbt  شهریور8 . 10 . 12  مدرس دکتر قدرتی -هزینه 100 هزار تومان به همراه ارایه مدرک معتبر

برای ثبت نام و کسب آگاهی بیشتر به شماره 09378807180 فدایی دبیر انجمن روان شناسی بالینی تماس حاصل فرمایید

[ سه شنبه 17 تیر1393 ] [ 13:6 ] [ علیرضا کیایی ]
کارگاه مقاله نویسی مدس دکتر سعدی پور(بیابانگرد )زمان 18 شهریور ساعت 8 الی 12 هزینه 30 هزار تومان با ارایه  مدرک معتبر

[ سه شنبه 17 تیر1393 ] [ 9:24 ] [ علیرضا کیایی ]
کارگاه emdr به مدت 16ساعت مدرسان خانم دکتر کاظمی عضو هیت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و دکتر دولت آبادی زمان 17 و 18 شهریور از ساعت 8 الی 17 به همراه ارایه مدرک معتبر برای کسب اطلاعات بیشتر به آقای کیایی دبیر انجمن علمی تماس حاصل فرمایید09379548281
[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 20:55 ] [ علیرضا کیایی ]
با سلام ظرفیت کارگاه های اتیسم گشتالت درمانی تفسیر نقاشی موسیقی درمانی زبان اشاره کاملا پر شده است لطفا تماس نگیرید
[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 20:48 ] [ علیرضا کیایی ]
انجمن های علمی دانشجویی دانشگاه علامه با همکاری معاونت فرهنگی دانشگاه برگزار میکند

                                                      طرح کارآفرینی دانشجویان علوم انسانی

برگزاری گارگاه های آموزشی به مدت یک ماه در راستای توانمند سازی دانشجویان رشته روان شناسی

1-کارگاه اتیسم مقدماتی و پیشرفته مدرس خانم عزیزی مسئول بخش اتیسم سازمان آ پ استثنایی کشور به صورت کاملا عملی-کار در کلینیک زمان 20 ساعت زمان برگزاری نیمه دوم تیر با ارایه مدرک معتبر هزینه 50 هزار تومان

2-کارگاه زبان اشاره مدرس آقای پیروزی گوینده اخبار ناشنوایان شبکه 2 و عضو هیت مدیره کانون ناشنوایان ایران 25 ساعت هزینه 70 هزار تومان با ارایه مدرک معتبر

3-کارگاه تفسیر نقاشی مدس دکتر برجعلی زمان 9 شهریور 8الی 12 هزنیه 25 هزار تومان با مدرک سازمان نظام روان شناسی

4-کارگاه گشتالت درمانی به صورت کاملا عملی مدرس دکتر اکبری زمان 5 شهریور 8 ال 17 هزینه 25 هزار تومان با ارایه مدرک معتبر

5-کارگاه مقاله نویسی مدس دکتر سعدی پور(بیابانگرد )زمان 18 شهریور ساعت 8 الی 12 هزینه 30 هزار تومان مدرک سازمان نظام روان شناسی

کارگاه بیش فعالی مدرس دکتر حمید علیزاده به مدت 8 ساعت 19 شهریور ساعت 8 الی 17 هزینه 40 هزار تومان با مدرک سازمان نظام روان شناسی

7 گارگاه آمار مدرس دکتر علی دلاور 21 شهریور 13 الی 17 با مدرک سازمان نظام هزینه 40 هزار تومان

کارگاه موسیقی درمانی مدرس هاتف دوستار عضو کارگروه موسیقی درمانی وزارت آموزش و پرورش کشور زمان 31 تیر و 1 مرداد 8الی 13 با مدرک معتبر هزینه 40 هزار تومان

 

 

برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09379548281 کیایی دبیر اجرایی همایش تماس بگیرید

 

 

[ چهارشنبه 4 تیر1393 ] [ 18:22 ] [ علیرضا کیایی ]
ابلاغ سیاست‌های آموزش و پرورش استثنایی (بخشنامه شماره ۵۶۷۱۱ مورخ ۱/۴/۱۳۹۳ وزارت آموزش و پرورش) مدیر کل آموزش و پرورش استان ... با سلام و احترام به منظور رشد و ارتقای امورآموزشی، پرورشی و توان بخشی دانش‌آموزان استثنایی، براساس بند «هـ» از ماده 19 برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران و راهکار 1-16 سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و با تاکید بر توجه جدی به سیاست ها و برنامه‌های پیشنهاد شده مبنی بر توسعه مشارکت های مردمی، ارتقای کیفیت و تقویت مدیریت آموزشگاهی، عملیاتی کردن بودجه و ساماندهی نیروی انسانی، همچنین تسهیل در امور اجرایی ادارات آموزش و پرورش استثنایی، شایسته است ضمن توجه به موارد زیر، نسبت به تمهیدات لازم جهت اجرای بهینه‌ی برنامه‌ها اقدام گردد. ۱) در راستای توجه بیشتر به عدالت آموزشی برای تمامی دانش‌آموزان ایران اسلامی، تجمیع ادارات آموزش و پرورش استثنایی استان‌ها در ادارات کل آموزش و پرورش شکل گرفته است. امید می‌رود ضمن توجه به حفظ حقوق معلولان و کرامت دانش‌آموزان استثنایی، این تجمیع منجر به ارتقای کیفیت آموزشی، پرورشی و توان‌بخشی این گروه از دانش‌آموزان گردد. ۲) اجرای فعالیت‌ها و برنامه‌های سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور به عنوان متولی امور تخصصی مربوط در چهارچوب وظایف و مأموریت‌های سازمانی، لازم‌الاجراست و باید در اولویت قرار گیرد. ۳) مدیرکل آموزش و پرورش استان مسئول و متولی اجرا و نظارت بر کلیه امور تخصصی آموزشی، فرهنگی، تربیت بدنی و توان بخشی مدارس استثنایی است و انتظار می‌رود با کمک همکاران و مسؤولان آموزش و پرورش استثنایی نسبت به اجرای برنامه‌های مذکور اقدام نمایند. ۴) ادارات آموزش و پرورش مناطق و نواحی برای حل مسائل و مشکلات مدارس استثنایی با اولویت، برنامه‌ریزی و اقدامات لازم را انجام می‌دهند. ۵) عزل و نصب رئیس اداره آموزش و پرورش استثنایی با پیشنهاد آن اداره کل و تایید سازمان آموزش و پرورش استثنایی امکان پذیر است. همچنین عزل و نصب مدیران مدارس استثنایی و هر گونه نقل و انتقال و ساماندهی نیروهای شاغل در این مراکز با هماهنگی اداره‌ی آموزش و پرورش استثنایی انجام پذیرد و در ارزشیابی سالانه‌ی مدیران مدارس استثنایی نظر اداره‌ی آموزش و پرورش استثنایی لحاظ گردد. ۶) به منظور ایجاد هماهنگی و پیگیری مصوبات مربوط، رئیس اداره آموزش و پرورش استثنایی استان به عنوان عضو در شورای معاونان و کمیته برنامه‌ریزی شرکت نماید و در صورت امکان و ضرورت زمینه‌ی شرکت وی در شورای آموزش و پرورش استان به عنوان مدعو نیز فراهم آید. ۷) به منظور توسعه‌ی کمی و کیفی فضاهای آموزشی، پرورشی و تربیت‌بدنی مربوط به دانش‌آموزان استثنایی پروژه‌های مستقلی در برنامه‌های عمرانی اداره کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان پیش‌بینی و اجرا گردد. تعمیر، نوسازی، مقاوم‌سازی و به روز سازی تجهیزات توان‌بخشی، آموزشی و کمک آموزشی مدارس استثنایی در اولویت اداره کل نوسازی استان قرار گیرد. ۸) برنامه سنجش سلامت جسمانی و آمادگی تحصیلی نوآموزان بدو ورود به دبستان با توجه به ماده 19 بند «هـ» قسمت «3» برنامه پنجم توسعه مورد اهتمام بوده و نسبت به توسعه‌ی کمی و کیفی آن بر اساس دستورالعمل مربوط اقدام شود. ۹) با توجه به اینکه اکثر فضاهای آموزشی، اداری، تربیت بدنی و توان‌‌بخشی مدارس استثنایی موجود تا حد امکان با ویژگی‌های دانش‌آموزان استثنایی مناسب سازی شده است انتظار می‌رود از هر گونه جابجایی آن‌ها پرهیز شود. ۱۰) مصوبه هشتصد و پنجاه و چهارمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش در زمینه آموزش تلفیقی و فراگیر و شیوه نامه اجرایی آن به شماره 119327 مورخ 12/6/92، مبنای جایگزینی و آموزش دانش آموزان استثنایی در مدارس عادی قرار گیرد. ۱۱) با توجه به کمیت دانش‌آموزان تحت پوشش و پراکندگی مدارس مذکور و لزوم ارزیابی از روند طرح‌ها و برنامه‌ها در مدارس استثنایی، به منظور تسهیل در امر بازدیدهای کارشناسان اداره آموزش و پرورش استثنایی شرایط مدیریت متمرکز فراهم گردد. ۱۲) به منظور تأمین نیروهای توان‌بخشی و به استناد و بر اساس بند ۸ بخش دوم فصل سوم شیوه‌نامه‌ی ساماندهی نیروی انسانی، زمینه‌های لازم جهت جذب موقت نیروهای طرحی فراهم گردد و جذب نیروهای سرباز معلم نیز برای مدارس استثنایی در اولویت قرار گیرد. ۱۳) نظر به اهمیت اجرای برنامه اطلاع رسانی برای آماده سازی و آموزش والدین کودکان با نیازهای ویژه، نسبت به اجرای بهینه آن و تأمین امکانات مربوط اهتمام لازم به عمل آید. ۱۴) با توجه به نقش و اهمیت مراکز مشکلات ویژه‌ی یادگیری در کاهش افت تحصیلی به ویژه در دوره‌ی ابتدایی، توسعه‌ی کمی و کیفی این مراکز و توجه به شاخص‌ها و استانداردهای مربوط مورد توجه قرار گیرد. ۱۵) با وجه به اهمیت آموزش‌های ضمن خدمت، با هماهنگی مرکز آمار، فنآوری و نیروی انسانی نسبت به برگزاری دوره‌های دانش افزایی تخصصی اقدام و زمینه‌ی حضور تمام همکاران مدارس استثنایی در این دوره ها و دوره‌های دانش‌افزایی کوتاه‌مدت استانی فراهم گردد. ۱۶) با توجه به لزوم توسعه‌ی مشارکت‌های مردمی در آموزش و پرورش استثنایی، لازم است زمینه‌ی تأسیس و راه اندازی مدارس غیردولتی استثنایی و مراکز غیردولتی مشکلات ویژه‌ی یادگیری توسط اداره کل آموزش و پرورش با همکاری اداره‌ی آموزش و پرورش استثنایی مورد توجه قرار گیرد. ۱۷) با توجه به ضرورت دوره پیش از دبستان و ارائه خدمات آموزشی، پرورشی و توان بخشی به نوآموزان و ارائه مشاوره به والدین، لازم است تمهیدات و امکانات مورد نیاز جهت توسعه و اجرای برنامه ها و رویکرد نوین آموزشی و پرورشی مورد توجه قرار گیرد. ۱۸) با عنایت به اینکه نرم تشکیل مدارس استثنایی نسبت به مدارس عادی کمتر است و دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در جای جای شهر پراکنده شده‌اند و تشکیل این مدارس مستلزم پذیرش دانش‌آموزان از سطح شهر می‌باشد، ضروری است اداره کل آموزش و پرورش استان در حد امکان نسبت به تخصیص اعتبار مورد نظر از محل ایاب و ذهاب دانش آموزی اقدام لازم را به عمل آورد و رفت و آمد این دانش آموزان را در اولویت قرار دهد. علی اصغر فانی- وزیر آموزش و پرورش اخرین مقالات لزوم به کارگیری زنان کارآمد در سطوح مدیریتی وزارت آموزش و پرورش (بخشنامه شماره 43650 مورخ 12/3/1393 وزیر آموزش و پرورش) پرداخت حق بیمه ایام کارکرد واقعی کارکنان حق‌التدریسی آموزش و پرورش بر طبق مقررات قانون تأمین اجتماعی انجام می گیرد (رأی شماره ۱۴۸ مورخ ۲۲/۲/۱۳۹۳ هیأت‌عمومی دیوان عدالت اداری) تغییرات تشکیلاتی درگروه های آموزش ابتدایی و متوسطه و گروه تکنولوژی و گروه‌های آموزشی (بخشنامه شماره ۰۷/۷۱۰ مورخ ۲۴/۰۳/۱۳۹۳ وزارت آموزش و پرورش) ضوابط ساماندهی نیروی انسانی در وزارت آموزش و پرورش (بخشنامه شماره ۳۶۳۰۲ مورخ ۰۳/۰۳/۱۳۹۳ وزارت آموزش و پرورش) شیوه نامه چارچوب ساماندهی و مدیریت نیروی انسانی آموزش و پرورش در سال تحصیلی 94-93 (بخشنامه شماره 26595/140 مورخ 17/02/1393 وزارت آموزش و پرورش) مجوز استخدام دانشجويان ورودي بهمن ۱۳۹۲ دانشگاه فرهنگيان (بخشنامه شماره ۰۲/۷۱۰ مورخ ۳۱/۰۱/۱۳۹۳ وزارت آموزش و پرورش) اصلاح ماده واحده امکان شرکت نمودن فرهنگیان دارای مدرک معادل در آزمون‌های ورودی مقاطع بالاتر (مصوبه شماره۷۰۸/۹۳/دش مورخ ۲۵/۱/۱۳۹۳ شورای عالی انقلاب فرهنگی) ضوابط و مقررات نقل و انتقال فرهنگيان در سال تحصيلي ۹۴-۱۳۹۳ (بخشنامه شماره ۴۸/۷۱۰ مورخ ۲۸/۱۲/۱۳۹۲ وزارت آموزش و پرورش) قانون تمدید مهلت اجرای آزمایشی قانون اصلاح قانون تأسیس مدارس غیرانتفاعی (مصوب 18/12/1392) دستورالعمل نحوه افزايش حقوق ناشي از ضرايب و ديگر موارد در سال ۱۳۹۳ (بخشنامه شماره ۴۷/۷۱۰ مورخ ۲۰/۱۲/۱۳۹۲ وزارت آموزش و پرورش)

[ چهارشنبه 4 تیر1393 ] [ 18:6 ] [ علیرضا کیایی ]
iد»c.jpg
[ دوشنبه 5 خرداد1393 ] [ 16:15 ] [ علیرضا کیایی ]
pin_board6.jpg
[ دوشنبه 5 خرداد1393 ] [ 16:13 ] [ علیرضا کیایی ]

درمانگر هیچ نوع بازی و شرایطی را برای کودک القا نمی‌کند و کودک را آزاد می‌گذارد تا به بازی بپردازد و درمانگر آن هوشیارانه بازی او را مورد بررسی قرار می‌دهد و از آن برای درمان کودک استفاده می‌کند.
play therapy   (( بازی جوهر زندگی و پنجره ای به دنیای کودک است . )) (( ما در این بازی همه بازیگریم آینه دار غم یک دیگریم ))
 

انسان نیاز به حرکت و جنبش دارد و بازی بخش مهمی ازاین نیاز است .  هرفرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیازمند اندیشه و تفکر است و باری خمیر مایه ی این تفکرو اندیشه  است .
آمادگی جسمی و روحی برای مقابله با مشکلات بخشی از فلسفه ی بازی کودکان است. بنابراین ؛ بازی هرچه گسترده تر؛ پیچیده ترو اجتماعی ترباشد کودک از مصونیت روانی بیشتری برخوردارمی شود . کشف دنیای اطراف بخش دیگری ازفلسفه ی بازی است که کودک حس کنجکاوی خود را از این طریق ارضا می کند . بازی تن وروان کودک را واکسینه می کند و مسؤولیت اجتماعی و اقتصادی را که در آینده باید بدوش کشد به او می آموزد .
کودک با بازی کردن موقعیتی بدست می آورد تا اعتقادات ؛ احساسات و مشکلات خود را پیدا کند و مهارت های زندگی را بیاموزد . رابرت وایت می گوید : ساعات زیادی را که کودکان صرف بازی می کنند نمی توان به هیچ وجه تلف شده تلقی نمود ؛ بازی ممکن است شادی بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است .))

بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب شود .
- بازی دنیای کودکان است . بادنیای کودکان بازی نکنید.
- بازی مؤثرترین و پرمعنا تربپین راه یادگیری کودکان است .
- بازی یکی از بهترین راه های تربیت فرزند است .
- بازی منبع سرشار و غنی آموزشی است .  

بازی درمانی یکی از روشهای مؤثر در درمان مشکلات رفتاری و روانی کودکان است. بطور کلی بازی نقش مؤثری در رشد کودک دارد و در خلال بازی می‌توان به بسیاری از ویژگیها ، مسائل و رشد کودک پی برد. بازیهای کودکان مختلف و نوع ویژگیهایی که از خود ظاهر می‌سازند تفاوتهایی با یکدیگر دارند. هر چند نوع بازیها در گروههای سنی و بچه‌های گروه سنی مشترکاتی دارد، اما نوع شرکت کودک در بازی اهمیت ویژه دارد. بازی درمانگر در واقع از موقعیت بازی برای ایجاد ارتباط با کودک استفاده می‌کند و تلاش می‌کند به تخلیه هیجانی او و حل و فصل مشکلات او در زندگی عادی‌اش بپردازد. ویرجبینا و اسلاین از بازی درمانگران مطرح در این زمینه هستند.

تعریف بازی
به هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری که به صورت فردی یا گروهی انجام بپذیرد و موجب کسب لذت و افناع نیازهای کودک شود ؛ بازی می گویند .

نفش بازی در رشد اجنماعی کودک:
موجب ارتباط کودک با محیط بیرون میشود و دنیای اجتماعی او را گسترش می دهد.
موجب شکوفایی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می شود .
همکاری ؛ همیاری و مشارکت کودک توسعه می یابد .
بارعایت اصول و مقررات آشنا می شود .
همانند سازی با بزرگسالان را می آموزد .
با مفهوم سلسله مراتب آشنا شده و آن را رعایت می کند .
رقابت را می آموزد و شکست را بطور واقعی تجربه می کند .
قدرت  ابزار وجود پیدا می کند و از ترس ؛ کمرویی و خجالت بیهوده رها می شود .
حمایت از افراد ضعیف را می آموزد .
نقش بازی در رشد عاطفی کودک :
نیاز به برتری جویی را ارضا می کند .
موجب ابراز احساسات عواطف ترس ها و تردیدها ؛ مهرو محبت ؛ خشم و کینه و نگرانی ها می شود .
تمایل به جنگجویی و ستیزه گری را کم می کند              
((برون نگری)) کودک را افزایش می دهد .

نقش بازی در رشد جسمی کودک :
موجب رشد هماهنگ دستگاه ها و اعضای مختلف بدن می شود.
باعث تقویت حواس کودک می شود .
نیرو و انرزی بدن را به بهترین شکل مصرف می کند .
کودک به توانمندی های فکری و بدنی خود آگاهی پیدا می کند .

نقش بازی در رشد ذهنی کودک
در یاد گیری زبان نقش بسزایی دارد .
در رشد هوشی کودک بسیار مؤثر است .
با مفاهیم ساخت ؛ فضا و شکل آشنا می شود .
رفتارهای هوشمندانه کودک تقویت می شود .
موقعیت استفاده از قوه ی تخیل در کودک به وجود می آید .
زمینه ی بهتری برای تفکر فراهم می کند .

انجمن کارشناسان بازی درمانی انگلستان (BAPT) درسال ۱۹۹۲ تاسیس شد تا برنامه‌هایی تنظیم کند و با هدایت کارشناسان بازی درمانی و کارفرمایان آن ها، به ثبت اطلاعات این کارشناسان و ساماندهی آموزش بازی ‌درمانی بپردازد.

آیا کودک من مشکلی  دارد؟
والدین و پرستاران کودکان هنگامی که کودک با مسئله‌ای روبه روست که سبب می شود غمگین، بی قرار، سرکش یا بی‌توجه شود و نتواند از عهده ی انجام کاری برآید، نگران می شوند. ممکن است شما نگران رشد کودک، درستی الگوهای تغذیه، استراحت یا چگونگی برخورد او با خانواده و دوستان یا مشکلات او در مدرسه باشید. هر کودکی، منحصر به فرد است و خلق و خوی ویژه ی خود را دارد. اما گاهی در احساسات و رفتار خود با مشکلاتی رو به رو می شود که زندگی خود و اطرافیانش را دچار اختلال می کند.
بعضی از والدین و پرستاران، کمک و راهنمایی دیگران را دیر درخواست می کنند، چون نگران آن هستند که به خاطر رفتار نادرست کودک مورد سرزنش قرار گیرند. احساس مسئولیت نسبت به مشکلات و پریشانی‌های کودک، بخش طبیعی مراقبت از اوست. این واقعیت که شما تعهد دارید آغازگر روند یافتن مشکل و حل آن باشید، بخش مهمی از کمک به کودک تان است.

بازی درمانی چیست؟
این تکنیک براساس انعکاس رفتار کودک است. باید احساسات کودک را طوری شناسایی کرد و آن را به کودک منتقل کرد که کودک نسبت به اعمال و رفتار خود آگاه شود. بازی درمانگر در واقع از موقعیت بازی برای ایجاد ارتباط با کودک استفاده می‌کند و تلاش می‌کند به تخلیه هیجانی او و حل و فصل مشکلات او در زندگی عادی‌اش بپردازد.

بازی درمانی یکی از روشهای مؤثر در درمان مشکلات رفتاری و روانی کودکان است. بطور کلی بازی نقش مؤثری در رشد کودک دارد و در خلال بازی می‌توان به بسیاری از ویژگیها، مسائل و رشد کودک پی برد. بازی‌های کودکان مختلف و نوع ویژگی‌هایی که از خود ظاهر می‌سازند تفاوتهایی با یکدیگر دارند. هر چند نوع بازیها در گروه‌های سنی و بچه‌های گروه سنی مشترکاتی دارد، اما نوع شرکت کودک در بازی اهمیت ویژه دارد. بازی درمانگر در واقع از موقعیت بازی برای ایجاد ارتباط با کودک استفاده می‌کند و تلاش می‌کند به تخلیه هیجانی او و حل و فصل مشکلات او در زندگی عادی‌اش بپردازد. ویرجبینا و اسلاین از بازی درمانگران مطرح در این زمینه هستند.
بازی درمانی به کودکان کمک می کند تا احساسات منفی و رویدادهای ناراحت کننده‌ای را که نتوانسته‌اند با آن ها کنار بیایند، درک کنند. به جای استفاده از روش های درمانی رایج بزرگسالان مانند گفت و گو و توضیح درباره ی چیزی که سبب ناراحتی آن ها شده است، از بازی برای برقراری ارتباط به شیوه ی خود بهره می گیرند، بدون آنکه احساس کنند دارند بازجویی یا تهدید می شوند.

کاربرد:
جهت درمان کودکان ناسازگار و کسانی که نسبت به حل مسائل مربوط به سازگاری مشکل دارند استفاده می‌شود.

محیط بازی‌درمانی:
محیط بازی باید ثابت باشد و در واقع شامل یک محدودة بسته که عمدتاً یک اتاق مخصوص است که از لحاظ روشنایی و دما در جای مناسبی از ساختمان قرار داشته باشد. بچه‌ها باید در محدودة اتاق بازی کنند و هیچیک از اسباب‌بازیها را نباید از اتاق خارج کنند. migna.ir
برای هر جلسه درمان یکسری اسباب‌بازی از قبل تهیه می‌شود و در نظر گرفته می‌شود که عمدتاً شامل نوزاد عروسکی، بطری شیر نوزاد، مداد رنگی، سربازان عروسکی، تفنگ عروسکی، تعدادی عروسکهای کاغذی که بیانگر اعضای خانواده باشد،‌ خانه عروسکی، خمیرهای بازی و توپ است که در اختیار بچه‌ها قرار داده می‌شود و می‌گوییم: ((هر بازی که دوست داری انجام بده))

انواع بازی:
کودکان روحیات متفاوتی دارند و با توجِّه به ویژگی های خود ؛ باری های مختلفی را تجربه می کنند . عواملی که در انتخاب نوع بازی کودکان دخالت دارد عبارتند از : تفاوت های فردی ؛ میزان سلامتی سلامتی ؛ سطح رشد جسمی و حرکتی ؛ بهره ی هوشی ؛ جنسیت ؛ خلاقیت ؛ فرهنگ خانواده و موقعیت جغرافیایی ؛
برهمین اساس بازی به انواع گوناگون تقسیم می شود.
1 - بازی های جسمی : از قدیمی ترین نوع بازیها ست ؛ به ابزار مخصوص نیازمند است ؛ هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی انجام می شود ؛ برای مصرف انرژی اضافی بدن ونجات یافتن از خستگی و کسالت بسیار مفید است و رفتارهای نا آرام و پرخاشگری توأم با عصبانیت کودک را کاهش می دهد .

2 - بازی های تقلیدی : کودک به تقلید نقش هایی می پردازد که آن ها را باور کرده است . معمولاً بهترین شخصیت ها برای شروع ایفای نقش ؛ والدین ؛ برادران ؛ خواهران و دوستان هستند . کودک از ایفای نقش لذت برده و تجربه کسب می کند . در دوره ی دبستان بیشترنقش معلمان را تقلید می کند ؛ در حالی که در دوره ی نوجوانی از تقلید رفتار بزرگسالان دوری می کند و به تقلیذ رفتار همسالان می پردازد که این خود آغازی است برای هماهنگی و همسو شدن با گروه های اجتماعی و ایفای نقش های واقعی زندگی .
3 - بازی های نمایشی : کودک در تقلید از بززرگترها از لباس و وسایل مخصوص آن ها نیز استفاده می کند ؛ مانند پسر کوچکی که کت پدر را به تن کرده ؛ عینک اورا به چشم می زند و یا دختربچه ای که کفش پاشنه دار مادر را پوشیده و به زحمت راه می رود .

4 - بازیهای نمادی : زمانی که کودک دستیابی به ابزار ووسایل مورد نیازخود را غیر ممکن می بیند ؛ نیازها و آرزوهای خود را با استفاده ازوسایل مورد نیاز خود را غیر ممکن می بیند ؛ نیازها و آرزوهای خود را با استفاده از وسایل نمادین و از طریق بازی بیان می کند . برای مثال بر تکه ای چوب سوار شده ؛ این طرف و آن طرف می رود ؛ مانند این که سوار بر اسبی شده و آن را هدایت می کند . این نوع بازی ها یکی از بهترین شیوه های بازی درمانی محسوب می شوند .

5 - بازی های آموزشی : مهمترین وسیله آموزش کودک ؛ استفاده از وسایل بازی مناسب است ؛ مانند مکعب های چوبی که کودک با جورکردن و دسته بندی کردن آن ها می تواند با مسائل اساسی اما ساده و آسان ریاضی آشنا شود . از خانه ی کوچک اسباب بازی برای آشنا کردن کودک با واقعیت های موجود زندگی می توان استفاده کرد . بازی های آموزشی موجب تقویت حواس و رشد قوای ذهنی و اجتماعی کودک می شوند ؛ به شرط آن که سعی کنیم کنترل اصلی بازی در اختیار کودک باشد و جهت و مسیر آن را او تعیین کند .

6- بازی های خلاقیتی : کودک از طریق به وجود آوردن چیزی ؛ عقاید و احساساتش را اظهار می کند ؛ مانند نقاشی ؛ موسیقی ؛ خمیر بازی ؛ شن بازی و یا استفاده از لغات که او را قادر می سازد تا در آینده داستان ؛ شعر و نمایشنامه بنویسد .  

بازی درمانی چگونه می تواند به کودک من کمک کند؟
بازی برای رشد اجتماعی، احساسی، شناختی، فیزیکی، زبانی و پرورش خلاقیت همه ی کودکان حیاتی است. بازی سبب تحکیم آموخته‌ها در تمامی کودکان و نوجوانان حتی برای آن هایی که در برقراری ارتباط گفتاری مشکل دارند، می شود. بازی درمانی به روش‌های مختلف به کودکان کمک می کند.

کودکان از راه بازی، پشتیبانی عاطفی دریافت می کنند و مطالب زیادی درباره ی احساسات و اندیشه‌های خود می آموزند. گاهی تجربه های سخت و آسیب‌زای گذشته را در بازی‌های خود دوباره به نمایش می گذارند تا درک درست تری از آن ها به دست آورند و بتوانند تسلط بیشتری بر آینده داشته باشند.
همچنین می توانند بیاموزند که چگونه روابط و کشمکش‌های شان را با  شیوه های ‌بهتری مدیریت کنند. بازی درمانی می تواند نتایجی کلی، مانند کاهش اضطراب و افزایش اعتماد به نفس یا نتایج خاص، همچون تغییر رفتار و بهبود روابط با اعضای خانواده و دوستان داشته باشد.

در جلسات بازی درمانی کودک من چه اتفاقی روی می دهد؟
کارشناس بازی درمانی کودک شما، مجموعه ی بزرگی از اسباب‌بازی‌ها را در اختیار او می گذارد تا اسباب بازی مورد نظرش را از آن میان انتخاب کند. این مجموعه می تواند شامل ابزار نقاشی و کاردستی یا  بازی های نمایشی خلاق، شن و آب، گل، پیکره های کوچک انسانی یا جانوری، ابزارهای موسیقی، عروسک و کتاب باشد. کارشناس بازی درمانی به کودک شما کمک می کند با استفاده از این مجموعه و بدون ارائه ی توضیحات مستقیم گفتاری، به بیان احساسات خود بپردازد.

کارشناس بازی درمانی چه می کند؟
کارشناسان بازی درمانی، در زمینه‌های متفاوت رشد و وابستگی کودک آموزش های جامعی دیده اند. آن ها یاد گرفته اند که چگونه از بازی به عنوان وسیله ای برای درک کودک و برقراری ارتباط با او در زمینه ی احساسات، افکار و رفتارش استفاده کنند. آن ها نخست با دقت به نگرانی‌های شما در مورد کودک تان و خانواده گوش می سپارند. سپس با مراجعه به تجربه های خود، تنش‌های موجود در خانواده را درمی یابند و آن گاه به کودک کمک می کنند تا  به درک درستی از آن ها دست یابد. ممکن است کارشناسان نیاز داشته باشند اطلاعات بیشتری از مدرسه یا دیگر شخصیت‌های بزرگسال پیرامون کودک به دست آورند. توانایی‌ها و نقاط ضعف کودک تان از سوی این کار شناسان ارزیابی می‌شود.
کارشناس بازی‌درمانی به شما خواهد گفت که به کودک تان درباره ی بازی درمانی چه بگویید و چگونه به پرسش های او پاسخ دهید. آن ها ممکن است به شکل انفرادی یا با همکاری مجموعه‌ای از کارشناسان به درمان بپردازند و امکان دارد به شما پیشنهاد کنند برای بخش هایی از روند درمان به کارشناسان دیگری مراجعه کنید. این بخش حتی ممکن است کارشناسی برای پشتیبانی از والدین را نیز شامل شود. گاهی‌، کارشناسان بازی درمانی در اتاق بازی کودک و در حضور او با والدین به گفت و گو می پردازند. بعضی ازکارشناسان بازی درمانی که آموزش‌های ویژه‌ای دریافت کرده‌اند، ممکن است به آموزش والدین بپردازند تا با به کارگیری روش های کودک محور، رابطه ای بهتر با کودک خود برقرار کنند.

بازی درمانی چه مدت  به طول می انجامد؟
دوره ی درمانی بعضی از کودکان کوتاه است (به عنوان مثال ۱۲ جلسه). اما در صورتی که مشکلات کودک پیچیده باشد یا مدتی طولانی دچار تنش باشد، به جلسات درمانی بیشتری نیاز خواهد بود. در چنین وضعیتی، بعضی کارشناسان به مدت دو سال یا بیشتر به درمان کودک می‌پردازند. بیشتر جلسات، هفته ای یکبار برگزار می شود و برگزاری منظم آن ها در یک روز ویژه و ساعت و مکان مشخص، در جلب اعتماد کودک بسیار مهم است. جلسات برنامه‌ریزی نشده و نا منظم می تواند پیشرفت درمان کودک را مختل کند.migna.ir

چرا رابطه ی درمانگر با کودک  از اهمیت بسیار برخورداراست؟
چگونگی رابطه ی میان کودک و کارشناس بازی درمانی بسیار مهم است. کودک باید احساس راحتی و امنیت کند و اطمینان یابد که اورا درک می کنند. این اطمینان دوطرفه سبب می شود هم کودک ساده‌تر بتواند افکار و احساسات خود را بروز دهد وهم درمان کارآمدتر  باشد. ضروری است کودک شما بداندکه شما نیز با کل فرآیند درمان  موافق هستید.

آیا جلسات محرمانه خواهند ماند؟

بیشتر اطلاعاتی که در باره ی کودک و خانواده ارائه می شوند، محرمانه باقی می مانند. کارشناس بازی ‌درمانی ممکن است با اجازه  شما، این اطلاعات را به همکاران و افراد کارشناس دیگر ارائه کند و از آن ها مشاوره بگیرد. اگر او نگران آن باشد که کودک مورد آزار قرار گرفته است یا به دیگران یا خودش آسیب می رساند،باید اطلاعات خود را باکارشناسان دیگر در میان بگذارد. آن ها در این زمینه نخست با والدین مشورت خواهند کرد.
کارشناس بازی ‌درمانی به طور منظم به برگزاری جلسه با والدین می‌پردازد تا نتایج این نشست ها و جلسات بازی‌درمانی را ارائه کند و به بررسی تغییرات و بهبودهایی که آن ها در خانه مشاهده کرده‌اند، بپردازد. هر چند آن ها جزئیات بازی کودک تان را برای شما فاش نخواهند کرد. این کار برای جلب اعتماد کودک و ایجاد احساس امنیت در رابطه ی او با کارشناس بازی‌درمانی اهمیت زیادی دارد.

والدین چگونه می توانند کمک کنند؟
نقش شما در پشتیبانی از کودک تان در روند بازی ‌درمانی بسیار مهم است.
ثابت ‌قدم باشید و کودک تان را تشویق کنید در جلسات به طور منظم حضور یابد.
از کودک تان نپرسید در جلسات چه می گذرد. با این کار کودک را تحت فشار قرار می دهید تا مسائلی را توضیح دهد که خودش نیز در فهم آن ها مشکل  دارد.
از کودک خود نخواهید که مودب باشد و رفتار او را زیر ذره بین نگذارید.
درمان برای «خوب بودن» یا «بد بودن» نیست .کودک  شما باید در بیان احساسات "بد" خود بدون سانسور و آزاد باشد.
پافشاری نکنید که کودک مسئله ی خاصی را بیان کند. زمان بازی‌درمانی، زمان ویژه ی کودک و کارشناس بازی‌درمانی است و آن ها باید در بیان احساسات به شیوه ی خود آزاد باشند. دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را در جلسه ی جداگانه‌ برای کارشناس بازی‌درمانی مطرح کنید.
بازی ممکن است لباس‌های کودک را کثیف کند. بهتر است هنگام بازی لباس‌های کهنه ی کودک را  به او بپوشانید تا اضطرابش به حداقل برسد. migna.ir در هر جلسه ی درمان ممکن است رفتارهایی رخ دهد که اوضاع را بدتر از پیش کند. اگر در مورد خاصی نگرانی دارید، آن را با کارشناس بازی‌درمانی در میان بگذارید. می توانید هر سوالی که ذهن تان را مشغول می کند، در دوره ی اجرای بازی‌درمانی از کارشناس بپرسید.

موقعیت مناسب برای بازی درمانی
بازی درمانی معمولا در کلینیکهای مشاوره و درمانی که مجهز به اتاق بازی کودک هستند، انجام می‌گیرد. در این اتاقها فضای مناسب و اسباب بازیهای مناسب برای بازی قرار داده می‌شود. اما در هر حال بازی درمانی را در هر مکانی که مجهز به یکسری وسایل مورد نیاز برای بازی باشد که رفتار عمل کودک را محدود ننماید، می‌توان انجام داد. این روش گاه در مهد کودکها و مدارس نیز ممکن است انجام می شود.

کدام اختلالات با روش بازی درمانی می‌توانند درمان شوند؟
انواع اختلالاتی را که ریشه در احساسات و هیجانات کودک ، سازگاری او با محیط و ... دارند، می‌توان با این روش درمان کرد. افسردگی کودکان ، ترسهای کودکان ، مشکلات رفتاری که ریشه اضطرابی دارند شب ادراری ، ناخن جویدن ، دروغ گفتن ، پرخاشگری و ... را می‌توان با استفاده از این روش حل کرد.

توصیه هایی برای والدین :
1- به بازی کودکان اهمیت دهیم ؛ زیررا زندگی آن ها دربازی ؛ شکل واقعی به خود می گیرد .
2- تلاش کنیم تا بازی های کودکان متناسب با فرهنگ و ارزش های خانواده باشذ .
3- بادقت در تفکرات خلاق و پویایی کودکان در حال بازی می توانیم با چگگونگی شخصیت آن ها بیشتر آشنا شویم .
4 -  در بازی کودکان دخالت نکنیم اما راهنما و کمک کننده خوبی باشیم .
5 -  با همبازی شدن با کودکان راه دوستی ها را باز کنیم و راه پنهان کاری های دوره ی نوجوانی را ببندیم .
6- کاری کنیم که بازی به صورت تجربه ای لذت بخش در ذهن کودک باقی بماند.
7 -  برای متوقف کردن بازی از امرو نهی استفاده نکنیم .
8 -  با توجّه به روحیه ی کنجکاو کودک ؛ به گونه ای او راهنمایی کنیم که به تفکر مثبت و اندیشه خلاق و سازنده دست یابد .              
9 - مراقب باشیم که محیط بازی موجب آسیب جسمی ؛ فکری و یا روانی نباشد .
10 - در انتخاب نوع بازی ؛ جنس و توانایی های فرزندانمان توجّه کنیم .
11-  نوع و مدّت زمان بازی فرزندانمان را طوری کنترل کنیم که از فشارهای هیجانی و روحی بیش از حد دور باشد ( به ویژه بازی های رایانه ای ) .          
12 - برای انتخاب الگوهای صحیح؛زمینه ی مناسبی را برای بازی های تقلیدی کودکانمان فراهم نماییم .
13 - از محدود کردن کودک در هنگام بازی بپرهیزیم .
14 - وسایل بازی را متناسب سن و رشد جسمی و ذهنی کودک تهیه کنیم .
15 - آداب اجتماعی و چگونگی رفتار با دیگران را ضمن همبازی شدن با کودکان می توانیم به صورت غیر مستقیم به آن ها بیاموزیم .
16 - به مطالب و نحوه ی بیان کودکان در بازی به خوبی توجّه کنیم زیرا احساسات و مشکلات زندگی واقعی آن ها دربازی منعکس می شود .
17 - برای انتخاب همبازی های خوب ؛ فرزندانمان را غیر مستقیم راهنمایی کنیم ؛ زیرا رفتارهای یک همبازی خوب تأثیر بسیار مثبتی در آینده ی او خواهد داشت .
18 - اگر در حضور فرزند مان با وسایل موجود درخانه برای او اسباب بازی ( ماشین ؛ عروسک و ... ) بسازیم ؛ ارتباط عاطفی میان ما و کودکمان تقویت خواهد شد .
19 - براب تقویت حس همکاری ومسؤولیت پذیری فرزندانمان با او توافق کنیم که پس ار باری ؛ اسباب بازی های خود را جمع کرده و سرجایش بگذارد و گرنه دفعه بعد اجازه استفاده از آن ها را نخواهد داشت .
20 - از فرزندانمان بخواهیم که اجازه دهد تا همبازی هایش از اسباب بازی های او استفاده کنند ؛ زیرا این کار موجب تقویت حس نوع دوستی و تسهیل در ارتباط با دیگران میشود.
21 - اسباب بازی گران قیمت ممکن است وسیله بازی مفیدی نباشد . هنگام خرید توجّه داشته باشیم که اسباب بازی باید بتواند قدرت خلاقیت و سازندگی فرزندانمان را رشد دهد .
وسایل بازی جور کردنی ؛ پازل ها ؛ خمیر بازی ؛ گل رُس و... اسباب بازی های مناسبی به شمار می روند .
22 - اگر کودکان در هنگام بازی  باهم  اختلاف  پیدا کردند اجازه بدهیم خودشان مشکل را حل کنند . در صورتی که اختلاف در صورتی که اختلاف تشدید شود فقط آن ها را از هم جدا کنبم و هرگز از یکی از طرفین ؛ جانبداری نکنیم .
23 - در محیط بازی گروهی مثل زمین بازی  کودکان در پارک ها ؛ اجازه دهیم بچه ها با هم دوست شوند و بازی کنند ؛ از وارد شدن به محیط بازی کودکان بپرهیزیم
24 - از همبازی شدن کودکان با افراد بزرگتر از خود به ویژه (( نوجوانان و جوانان )) اکیداً جلوگیری کنیم .
25 - کودکان همواره نیازمند بازی هستند ؛ پس اسباب بازی های مناسب هر مکان را همراه خود داشته باشیم .
26- کودکان باید به مجموعه ای ازبازی های جسمی ؛ اجتماعی ؛ عاطفی و ذهنی بپردازند .

هنگامی که فقط یکی از بازی ها را انجام می دهند (مثلاً بازی های رایانه ای) ؛ از رشد اجتماعی ؛ جسمی وعاطفی محروم شده و احتمال بروز عصبانیت و پرخاشگری در آن ها افزایش می یابد .

اصول بازی درمانی
اسکلاین در سال 1982 اصول پایه‌ای را برای اجرای روش بازی درمانی معرفی می‌کند و معتقد است بدون رعایت این اصول رابطه و شرایط اولیه برای بازی درمانی ایجاد نخواهد شد.
• درمانگر باید به توسعه یک رابطه گرم و دوستانه با کودک بپردازد. این رابطه اهمیت شایان توجهی بر مؤثر بودن این روش خواهد شد. شاید درمانگر ناچار شود برای ایجاد چنین رابطه‌ای ویژگی‌هایی را در موقعیت بازی بپذیرد.

• درمانگر پذیرش بدون قید و شرط از کودک داشته باشد. به عبارتی کودک بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های خوب و بدی که دارد یا کارهای خوب و بدی که دارد مورد پذیرش قرار بگیرد. عکس این حالت زمانی اتفاق می‌افتد که درمانگر والدین یا اطرافیان به کودک چنین می‌گویند. چون این کار بد را انجام دادی دیگر دوستت ندارم، گفتن چنین مطالبی به کودک یا ایجاد شرایطی که چنین پیغامی را به کودک برساند، در کودک احساس پذیرش بدون قید و شرط را خدشه‌دار می‌سازد.

• باید شرایط و موقعیتی حاکی از احساس آزادی برای کودک بوجود بیاید. بازی درمانگر این کار را با کنار گذاشتن روش‌های محدود کننده سخت گیرانه انجام می‌دهد، تا کودک احساس آزادی کند. این آزادی ، آزادی در عمل و رفتار و همچنین آزادی در احساس را شامل می‌شود.

• درمانگر حضور فعال و عملکرد سریعی در جریان درمان دارد. بر حسب شرایط و موقعیت‌هایی که پیش می‌آید رفتارهایی که از کودک سر می‌زند به موقع وارد عمل می‌شود و با مداخله مثلا تفسیر احساسات و استفاده از رفتارهای جایگزین به کودک کمک می‌کند.

• درمانگر توانایی‌های کودک را مهم و با اهمیت می‌شمارد و تلاش می‌کند و در فرصت‌های مناسب از آن‌ها برای حل مشکل استفاده کند. درمانگر برای این کار باید تلاش زیادی در جهت شناخت کودک و بویژه توانایی‌های او انجام دهد و زیرکانه از این توانایی‌ها به نفع کودک استفاده کند.

• درمانگر هیچ نوع بازی و شرایطی را برای کودک القا نمی‌کند و کودک را آزاد می‌گذارد تا به بازی بپردازد و درمانگر آن هوشیارانه بازی او را مورد بررسی قرار می‌دهد و از آن برای درمان کودک استفاده می‌کند.

• درمانگر هیچ نوع بازی و شرایطی را برای کودک القا نمی‌کند و کودک را آزاد می‌گذارد تا به بازی بپردازد و درمانگر آن هوشیارانه بازی او را مورد بررسی قرار می‌دهد و از آن برای درمان کودک استفاده می‌کند.

• درمانگر تلاش نمی‌کند که فرآیند درمان را سرعت ببخشد. بازی درمانی به صورت تدریجی ادامه و گسترش می‌یابد تا به نتیجه مورد نظر برسد.

• در کنار آزادی و اختیار عمل که کودک در جریان بازی دریافت می‌دارد محدودیتهایی تنها با هدف نزدیک سازی درمان به دنیای واقعی اعمال می‌شود و توجه کودک را به مسئولیت خود و احساسات خود جلب می‌نماید.

اصول بازی‌درمانی:
ترغیب نمی‌کنیم: برای مثال نمی‌گوییم (( اطمینان دارم که تو اینکار را انجام می‌دهی)).
حمایت نمی‌کنیم: برای مثال نمی‌گوییم ((من به تو کمک خواهم کرد تا تو این کار را انجام دهی)).
فشار وارد نمی‌کنیم: برای مثال نمی‌گوییم ((سعی کن مثل دیگران اینکار را انجام دهی)).
در اتاق بازی بچه آزاد است تا هر کاری که خواست انجام بدهد و هر بازی که انتخاب کرد بکند. اولین مکالمه از سوی بچه شروع می‌شود و درمانگر، گفتار بچه را عیناً فقط با تغییر ضمائر و افعال به خودش برمی‌گرداند.
اگر مکالماتی بین مربی و کودک در اتاق بازی انجام می‌شود نباید جلوتر از احساس کودک باشد چون این دخالت در تبیین احساس درونی کودک است مثلاً کودک می‌گوید من در اینجا از انجام هیچ کاری نمی‌ترسم و هر کاری که می‌‌خواهم انجام می‌دهم. مربی برمی‌گردد و به کودک می‌گوید تو اینجا از انجام هیچ کاری نمی‌ترسی و هر کاری که دوست داری انجام می‌دهی (ولی در بیرون، مقررات به تو اجازه چنین کاری نمی‌دهند). این جمله واپسین در واقع دخالت در تبیین احساسات کودک است و نباید در اتاق بازی‌درمانی گفته شود.
در مواقعی هم درمانگر نباید سکوت کند؛ برای مثال زمانی که کودک در شخصیت خود شک ایجاد کرد و سؤالی برایش ایجاد شد برای مثال پسری در حالیکه با اسباب‌بازیهای دخترانه بازی می‌کند می‌گوید: من دوست داشتم که دختر باشم. در چنین لحظه‌ای مربی باید شخصیت و هویت بچه را برایش قطعی کند و بگوید تو دوست داشتی دختر باشی در حالیکه یک پسری.
حالا ممکن است کودک در محیط بازی کاری انجام بدهد که عملی تخریبی و غلط باشد. اصولاً بچه‌ها در چنین شرایطی به صورت مربی یا درمانگر نگاه می‌کنند. جمله‌ای که درمانگر باید بگوید این است که تو فکر می‌کردی که من برای اینکار تو را سرزنش کنم،‌مگر نه؟ مددجو می‌فهمد که شما در اینجا این کار را انجام نمی دهید و اصولاً یک پوزخندی تحویل شما می‌دهد و به کارش در آن زمان ادامه می‌دهد و شما نباید در آن مقطع مانع او شوید.

بازی‌درمانی انفرادی:
به علت داخل نشدن عناصر انتقاد و تشویق در محیط درمان، درمان فردی به مراتب آسانتر و کاراتر از درمان گروهی است.
بازی‌درمانی گروهی:
در بازی درمانی گروهی ترجیحاً دختر و پسر را از هم جدا می‌کنند. در ضمن اصل بازتاب احساسات و نقطه‌نظرهای کودک با دقت بیشتری باید حفظ شود تا کودک احساس نکند با سایر بچه‌های گروه مقایسه می‌شود؛ چه لفظ تحسین و چه لفظ انتقاد چنین احساسی را ایجاد می‌کند. برای مثال اگر کودکی کار مثبتی انجام داد نباید از کلمات ((آن می‌داند چه کاری انجام بدهد)) استفاده کرد و اگر کودکی بی‌هدف به گذراندن وقت خود مشغول بود نباید گفت ((تو مثل اینکه نمی‌دانی چه کار بکنی؟)). درمانگر باید احتیاط کافی بکار ببرد تا مبادا تمرکز واکنشهایی بر روی یک کودک به بهای بی‌توجهی به کودکان دیگر تمام شود. درمانگر باید کوشش کند تا عقب‌ترین کودک عضو گروه وارد جرگة ارتباط شود؛ حتی اگر آن فقط یک لبخند دوستانه باشد.
بازی‌درمانی گروهی از لحاظ اینکه حضور کودکان دیگر در اتاق، تنشهای درونی کودک را کاهش می‌دهد و نسبت به درمانگر واکنش طبیعی‌تر خواهد داشت و بطورکلی دامنة گسترش ارتباط بین درمانگر و کودک را افزایش می‌دهد مفید است.

چگونه کودک را وارد اتاق بازی کنیم؟
برخوردهای کودکان در اتاق بازی از دامنة ترس همراه با اشک‌ریختن و حالاتی شبیه هیستریک شروع می‌شود تا فعالیتهای گستاخانه اکتشافی در اولین جلسه که حاکی از صمیمیت است.
ارتباط با کودک را از طریق سلام و احوالپرسی شروع می‌کنیم. ما به کودک می‌گوییم ((آن عروسکی که روی میزه دوست داری؟)) در اینجا اکثر بچه‌ها با خنده جواب مثبت می‌دهند و وارد اتاق بازی می‌شوند ولی تعدادی از بچه‌ها ممکن است برخورد دیگری داشته باشند برای مثال می‌گریزند یا می‌گویند نه!
احتمال چنین امری هست. احتمال فراوان وجود دارد که کودک در پاسخ به سلام یک درمانگر پشت خود را به او بکند؛ در چنین شرایطی اصلاً نباید از زور استفاده کرد. حتی نباید جملاتی مثل این که ((ای وای چه اسباب‌بازیهای قشنگی، آنجا پر از عروسک و ماشینه. تو که آنها را دوست داری، مگر نه؟)) را گفت؛ زیرا با این سؤال آخر در واقع شما مسؤلیت تصمیم‌گیری داشتید نه کودک.
در چنین شرایطی درمانگر باید از خطاب سوم شخص استفاده کند و بگوید: ((بچه‌های زیادی اینجا می‌آیند و از اتاق ما خوششان می‌آید)). اگر کودک باز قیافه‌ای منفی گرفت و علاقه‌ای به اتاق بازی نداشت، درمانگر باید بگوید ((تو از این عصبانی هستی که تو را اینجا آورده‌اند))، ((تو دوست نداری کسی با تو اینجوری رفتار کند)) یا بگوید ((مثل اینکه تو دوست نداری با من صحبت کنی چون تو من را نمی‌شناسی؟)).

بین این سؤالات پرسشی کمی هم توقف می‌کنیم تا کودک احساسات خود را نمایان کند. ((تو می‌خواهی برگردی خانه (کلاس)، بهرحال اتاق بازی آنجاست))، ((می‌خواهی قبل از اینکه به خانه برگردی (یا به کلاس برگردی) یکسری به آنجا بزنی؟)). اگر باز هم مثمر‌ثمر نشد می‌گوییم قبل از اینکه به خانه برگردی باید در دفتر منتظر باشی، حالا خودت انتخاب کن!
می‌خواهی در دفتر باشی یا در اتاق بازی؟ اگر باز هم نتیجه نداد هرگز از زور استفاده نمی‌کنیم و روی به گروه‌درمانی می‌آوریم تا از تنشهای بچه کاسته شود. بعد از وارد شدن در اتاق بازی کودک را کاملاً در انتخاب بازی آزاد می‌گذاریم و هرگز کارهای انجام شده توسط کودک را تحسین نمی‌کنیم چون این عمل از سوی کودک به عنوان مراقبت تلقی می‌شود و بعدها جملاتی شبیه اینکه معلم مواظبمان هست را بیان می‌کنند.

گزارش یک نمونة عملی:
جیمز کودکی است پنج ساله که توسط درمانگرش اینگونه توصیف می‌شود:
او کودکی است سرگردان، جیغ‌جیغو، فردی که به اصطلاح قدرت تشخیص و شناسایی‌اش صفر است و گفتار هم ندارد.
در درجه اول این کودک در ورود به اتاق بازی واکنشهای منفی نشان می‌دهد و به هر طریق ارتباطی ممکن وارد اتاق بازی می‌شود.
در مرحله اول این کودک اسباب‌بازیها را برداشته و به کف اتاق پرت می‌کند و یک نیم نگاهی به درمانگر می‌کند. خانوادة عروسکی را بهم می‌ریزد،‌ماشینها را با سر و صدای تمام به هم می‌کوبد، فریاد می‌زند و خلاصه هر آنچه به دست می‌گیرد به وسط اتاق پرت می‌کند.
در جلسه دوم دوباره اسباب‌بازیها را برمی‌دارد و به وسط اتاق پرتاب می‌کند، ماشینها را روی زمین هل می‌دهد و واگنها را جابجا می‌کند، گهگاهی صدای خنده و گاهی هم صدای ناله از خودش تولید می‌کند در چنین شرایطی به محض خنده کودک درمانگر می‌گوید ((جیمی اینکار را دوست داره)) یا ((جیمی فکر می‌کنه این کار جالبه)) و در هنگام ناله کودک درمانگر می‌گوید ((جیمی این کار را دوست نداره، جیمی ناراحت شده)).
در جلسه سوم جیمی فعالیتهایش را معطوف این کار می‌کند. این بار درمانگر به محضی که کودک اسباب‌بازی از زمین برمی‌دارد، اسم آنرا می‌گوید. در مراحل بعدی کودک از این کار خوشش می‌آید به دفعات این کار را انجام می‌دهد و منتظر می‌ماند که درمانگر نام آن وسیله را بگوید. درمانگر در ضمن باید حالات کودک را بیان کند. برای مثال جیمی داره واگن را هل می‌ده. جیمی داره تیراندازی می‌کنه.
در جلسات بعدی، درمانگر به همان ترتیب عمل می‌کند؛ منتها این بار جیمی منتظر شنیدن نام وسیله‌ها می‌ماند و در صورت توانایی خودش هم با درمانگر تکرار می‌کند. بعد از گذشتن چند جلسه جیمی دارای گفتار دو کلمه‌ای است. او وقتی وارد اتاق بازی می‌شود سلام می‌کند و به آرامی به سمت اسباب‌بازیها می‌رود و شروع به بازی می‌کند و هر وقت اسباب‌بازی از زمین بر‌می‌دارد به صورت مربی نگاه می‌کند و نام آنرا می‌گوید رفتار پرخاشی او بسیار کم شده است و می‌توان گفت در بسیاری از موارد قطع شده است و هر روز به ذخیرة واژگانی او افزوده می‌شود و در واقع کار درمانی ما مناسب پایه‌ریزی و انجام شده است.

[ چهارشنبه 17 اردیبهشت1393 ] [ 22:34 ] [ علیرضا کیایی ]

همزمان با هفته سلامت، دانش‌آموزان استثنایی شهر تهران، در قالب جشنواره سلامت دانش‌آموزی، زنجیره انسانی گراگرد برج میلاد تشکیل می‌دهند. این زنجیره انسانی، ساعت ۱۸ روز جمعه، پنجم اردیبهشت‌، با حضور حدود سه هزار تن برگزار می شود.



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 ] [ 4:48 ] [ مریم رنجبر ]
 
فرق کودک بیش‌فعال با شیطان چیست؟
آیا واقعا فرزند شما چنین مشکلی دارد یا این تنها یک ویژگی رفتاری است که در اصطلاح به آن شیطنت گفته می‌شود. حالا وقت آن است که نگاه دقیق‌تری به این مشکل بیندازید تا از سوءتفاهم درباره فرزندتان پیشگیری کنید.
فرق کودک بیش‌فعال با شیطان چیست؟
تازه وارد مهمانی شده‌اید که کوچولوی‌تان شروع می‌کند از سر و کله میزبان بالا رفتن. یک جا بند نمی‌شود و مدام وسط حرف دیگران می‌پرد. یکی از مهمانان به کنایه‌ به شما می‌گوید باید فرزندتان را نزد روانپزشک ببرید چون احتمالا بیش‌فعال است. اما آیا واقعا فرزند شما چنین مشکلی دارد یا این تنها یک ویژگی رفتاری است که در اصطلاح به آن شیطنت گفته می‌شود. حالا وقت آن است که نگاه دقیق‌تری به این مشکل بیندازید تا از سوءتفاهم درباره فرزندتان پیشگیری کنید.

بیش‌فعالی چیست؟
 این اختلال یکی از اختلالات شایع و در عین حال با تشخیص سخت برای پزشکان است. اختلال بیش‌فعالی بیماری پیچیده‌ای است و اغلب تشخیص داده نمی‌شود. درباره کودکی که با چنین اختلالی تشخیص داده می‌شود 3 علامت را نباید از یاد ببرید که شامل پرتحرکی، کمبود توجه و تمرکز و در نهایت اعمال تکانه‌ای(کارهای ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی) است.
زمانی که پزشک بتواند جزئیات لازم را از والدین و مدرسه به دست آورد می‌توان معیارهای لازم را در نظر گرفت. علائم اختلال بیش‌فعالی- کم‌توجهی باید در بیشتر از یک مکان دیده شود مثلا خانه و مدرسه و البته اینکه برای چند ماه این علائم بروز کند.
داشتن 6 علامت یا بیشتر از علائم اختلال کم‌توجهی یا بیش‌فعالی که باید دست‌کم 6 ماه وجود داشته باشد تا بتوان گفت کودک
درباره کودکی که با چنین اختلالی تشخیص داده می‌شود 3 علامت را نباید از یاد ببرید که شامل پرتحرکی، کمبود توجه و تمرکز و در نهایت اعمال تکانه‌ای(کارهای ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی) است.
بیش‌فعال است.

علائم بیش فعالی

تعدادی از علائم مربوط به بیش‌فعالی و اختلال توجه و تمرکز شامل موارد زیر است: کودک غالبا با دست‌هایش بازی می‌کند و در جایش می‌لولد. کودک معمولا کلاس را ترک می‌کند. غالبا می‌دود یا می‌پرد. اغلب بازی یا فعالیت‌هایش پر سر و صداست. به نظر می‌رسد کودک همیشه در حال حرکت است. زیاد صحبت می‌کند. از توجه به جزئیات ناتوان است. اغلب قادر به پیگیری دستورات یا اتمام کارها نیست. اغلب وسایل خود را گم می‌کند.

ممکن است کودک شما بیش‌فعال باشد
برای کودکی با اختلال بیش‌فعالی- کم‌توجهی انجام برخی رفتارها ممکن است سخت‌تر باشد حال بهتر است این سؤال‌ها را از خودتان بپرسید: آیا زمانی که از کودک‌تان می‌خواهید کاری انجام دهد مشکلی در شنیدن دارد؟ آیا او نسبت به دیگر کودکان سریع‌تر هیجان‌زده می‌شود؟ آیا خانه شما در زمان غذاخوردن، به خواب رفتن، ‌شستن دندان‌ها و دیگر کارها به میدان جنگ بدل می‌شود؟ آیا معلم شما نسبت به رفتار کودک شما در مدرسه نگران است؟ او زود تمرکزش را از دست می‌دهد و فراموش‌کار است؟

این بچه‌ها مغزشان متفاوت است
 اختلال بیش‌فعالی- کم‌توجهی یک بیماری عصبی-رفتاری است با 2 مولفه: بیش‌فعالی و بی‌توجهی یا نداشتن تمرکز. برخی از این کودکان به صورت واضح فعالیت زیادی دارند و برخی هم توانایی تمرکز ندارند اما بیشتر آنها هر دو مشکل را با هم دارند. این بچه‌ها مغز ماشین فراری را دارند اما با ترمز‌ دوچرخه. ذهن آنها در حال مسابقه است اما نمی‌توانند در زمان لازم سرعت‌شان را کم کنند.
اسکن‌های متعدد نشان می‌دهد بخشی از مغز کودک دچار اختلال که به کنترل رفتار کمک می‌کند، موجب تمرکز می‌شود و آنچه نیاز به انجام آن دارد را طبقه‌بندی می‌کند، کمی کوچک‌تر است.علاوه بر این انتقال‌دهنده‌های عصبی شیمیایی مغز مانند سروتونین، دوپامین و نوراپی‌نفرین که پیام را از یک قسمت مغز به قسمت دیگر می‌فرستند در آنها دچار کمبود است بنابراین برای مثال اگر معلم یک آموزش 5 مرحله‌ای به کودک بدهد، او ممکن است تنها بتواند 2 مرحله اول را انجام دهد و توالی کارهای بعدی را از دست بدهد.
پسران سه برابر دختران در معرض این اختلال هستند و به طور معمول دختران 5 سال بعد از پسران تشخیص داده می‌شوند.


دلیل بیش‌فعالی معلوم نیست

 بیشتر مطالعات نشان می‌دهد اختلال بیش‌فعالی موروثی است. اما در سال‌های اخیر تحقیقات از ارتباط این اختلال با مواد سمی محیطی مانند بیس‌فنول A و فتالات(مهم‌ترین مواد در تولید مواد آرایشی، پلاستیک، پرده حمام) و همین‌طور حشره‌کش‌ها خبر می‌دهد. این علم بسیار جدید است و تحقیقات همچنان باید ادامه پیدا کند. کودکان نسبت به مواد سمی محیط حساس هستند و باید نسبت به مواجهه آنها با این مواد دقت شود.
چندین دلیل دیگر برای ابتلای کودک به اختلال بیش‌فعالی می‌توان در نظر گرفت که از جمله‌ می‌توان به ژنتیک، آسیب کوچک مغزی در زمان تولد یا حتی استرس و نگرانی دوران بارداری اشاره کرد.

چطور تشخیص بدهیم
در اختلال بیش‌فعالی- کم‌توجهی معدل سنی می‌تواند از 2 یا 3 سالگی باشد. در 2 سالگی پزشکان به دنبال یافتن علائم هستند و هرچه زودتر این نقص تشخیص داده شود زودتر می‌توان مداخله کرد. اما در اغلب موارد تا زمانی که کودک به سن مدرسه نرسیده که نیاز به توجه و نشستن طولانی مدت داشته باشد، اين اختلال قابل تشخیص نیست. بچه‌های باهوشی که نشانه‌های ضعیفی دارند ممکن است سال‌ها علائم را داشته باشند تا دوره آموزشی مدرسه که باید برنامه منظم،‌ چند منظوره و مدیریت زمان انجام دهند و اینجاست که دچار مشکل می‌شوند.

دختران فرق دارند
 پسران سه برابر دختران در معرض این اختلال هستند و به طور معمول دختران 5 سال بعد از پسران تشخیص داده می‌شوند. دختران بی‌نظم و ساکت کمتر به چشم می‌آیند حتی اگر اختلال‌شان به اندازه پسران باشد. بی‌توجهی و نادیده گرفتن موضوعات پیرامون از علائم اختلال در دختران مبتلا به بیش‌فعالی است.
در پسران به جای آن انجام و بروز حرکات و رفتارهای متفاوت و غیرمنطقی بدون انگیزه قبلی و برنامه عاری از فکر
دارودرمانی زمانی پیشنهاد می‌شود که تعداد علائم کودک براساس سنش مشخص شود و تنها زمانی از دارو استفاده می‌شود که کودک واقعا نیاز داشته باشد.
انتظار می‌رود. در دوران دبستان دخترانی با اختلال بیش‌فعالی، کودکانی کم‌دقت یا بی‌دقت هستند،میگناirهمچنین در آموختن مهارت‌های آموزشی و حل مسائل ضعیف بوده و به جزئیات و موضوعات محیط پیرامون خود توجه ندارند، کمتر توجه می‌کنند و با تمام کردن کارها مشکل دارند اما آنها معمولا پرخاشگر نیستند. دختران قرار نیست کیف مدرسه‌شان را در زمین بازی جا بگذارند یا دفتر مشق‌شان کثیف باشد.

تشخیص سخت است

 هیچ آزمایشی وجود ندارد که با انجام آن بتوان گفت کودک دچار بیش‌فعالی است. اما اغلب پزشکان با تاریخچه خانوادگی، جزئیات پرسش‌هایی که انجام می‌دهند و بررسی رفتار کودکان و میزان اهمیت آن براساس سن و سال او سعی می‌کنند تشخیص صحیح را داشته باشند. با صحبت کردن با کودک، والدین و معلمان و اگر لازم باشد مادربزرگ و پدربزرگ و اقوام پزشکان می‌توانند تعیین کنند علائم با توجه به سن کودک متناسب است یا مشکل جدی وجود دارد. آنها باید عواملی مانند عصبانیت، اختلال یادگیری،‌ افسردگی، طلاق یا بیماری یکی از اعضای خانواده را هم در نظر بگیرند.

درمان دارویی برای کدام بچه‌ها لازم است؟
دارودرمانی به همراه روان‌درمانی و تغییراتی که در زندگی روزانه کودک ایجاد می‌شود می‌تواند شرایط را بهبود دهد. داروها زمانی که با رفتار درمانی همراه شوند می‌توانند پرخاشگری و بی‌توجهی کودک را به میزان زیادی بهبود دهند.

دارودرمانی زمانی پیشنهاد می‌شود که تعداد علائم کودک براساس سنش مشخص شود و تنها زمانی از دارو استفاده می‌شود که کودک واقعا نیاز داشته باشد.
در کودکانی که علائم متوسط تا شدید این اختلال را دارند دارودرمانی کمک‌کننده است. در علائم خفیف‌تر معمولا از مشاوره درمانی استفاده می‌شود. اما دارویی که برای یک کودک کارساز بوده است نمی‌تواند برای دیگری هم همان نتیجه را داشته باشد. به همین دلیل پزشکان نظارت زیادی بر کودک دارند تا بتوانند ترکیب مناسب را پیدا کنند.

مشخص نیست چرا اما کودکانی که در یک سن خاص دارويي را تحمل نمی‌کنند ممكن است چند سال بعد به خوبی به همان دارو جواب می‌دهند.

[ یکشنبه 17 فروردین1393 ] [ 22:37 ] [ علیرضا کیایی ]

 

 

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید
رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایتان رنگارنگ
سال نو مبارک .

[ چهارشنبه 28 اسفند1392 ] [ 13:53 ] [ علیرضا کیایی ]
مقیاس هوش وکسلر امروزه پرکاربردترین آزمون استاندارد شده در دنیا برای سنجش IQ است. آزمون‌های استانفورد- بینه (که امروزه تجدیدنظر پنجمین آن به‌کار می‌رود) و وکسلر آزمون‌هایی «انفرادی» هستند یعنی توسط «آزمونگر» روی یک فرد خاص («آزمودنی») اجرا می‌شوند. اما در آزمون‌های گروهی (مانند آزمون SAT) یک آزمونگر یک گروه از افراد را مورد سنجش قرار می‌دهد.
مقدمه:
در حال حاضر از انواع مختلف تست‌های هوشی كه وجود دارند می‌توان به تست وكسلر بیشتر تكیه كرد. سپس به تست ریون و تست‌های دیگران. هرچند كه به طور علمی هنجار نشده است و حتی در شیراز و تهران مطالعاتی انجام داده‌اند ولی به نتیجه نرسیده‌اند. اما كامل‌ترین تستی است كه در اختیار داریم.
تست وكسلر در دهه 1930 ساخته شد و در سال 1949 اولین شكلش در آمد. در سال 1972 تجدید نظر اولیه انجام شد و در دهه اخیر تجدید نظر دیگر صورت گرفت و آن چه ما در اختیار داریم مربوط به سال 1972 می‌باشد. تجدید نظر اخیر در دست عده‌ای است كه هنجار شود اما متأسفانه هنوز هیچگونه اقدامی انجام نشده است. این آزمون دارای روایی (اعتبار) و پایایی است.
روایی: ابزار چیزی را بسنجد كه برای آن هدف طراحی شده است.
پایایی: نمرات آزمون در مراحل مختلف زمانی ثابت بماند.
تذكر: حداقل فاصله برای اجرای مجدد تست وكسلر 6 ماه می‌باشد.
+++++++
در زمینه‌ی روانشناسی اثر هیلگارد و اتکینسون این‌گونه آمده است که:
یک آزمون یا شیوه‌ی سنجش باید از «پایایی» (Reliability) خوبی برخوردار باشد، یعنی باید نتایج قابل تکرار و باثباتی داشته باشد و همچنین باید «روایی» یا اعتبار (Validity) بالایی داشته باشد یعنی میزان سنجش آن‌چه مورد نظر است در حد پذیرفتنی باشد. مثلاً اگر در آزمون ترمی دانشگاه در یک واحد درسی از واژگان دشوار یا پرسش‌های دوپهلو و انحرافی استفاده شود، آن‌چه سنجش می‌شود توانایی کلامی یا تیزبینی دانشجویان است نه پیشرفت درسی آنان، گرچه ممکن است یک گروه دیگر از دانشجویان گستره‌ی پاسخ مشابهی داشته باشند. پس در این‌جا پایایی مناسب و روایی نامناسب است.
ترازوی پیمایش هوش انسانی: بهره‌ی هوشی یا IQ هوش یک توانایی ذهنی عمومی است که شامل توانایی استدلال، برنامه‌ریزی، نظارت، حل مسایل، تفکر انتزاعی، درک افکار، یادگیری از آزمون‌ها و کسب تجربه است.
بر این اساس اگر فردی ‌IQ بیشتری از دیگری داشته باشد به این معنا نیست که باهوش‌تر است بلکه به این مفهوم است که «توانایی شناختی» مشخص بیشتری دارد. پس IQ تمامیت هوش افراد را اندازه نمی‌گیرد. پرسش این است که در انتها این IQ چه چیز را اندازه می‌گیرد؟!
از گفتار پیشین به‌یاد بیاوریم که بنا بر نظریه‌ی هوش هفت‌گانه‌ی گاردنر، در هر فرد ترکیبی از هوش‌های مختلف (از قوی تا ضعیف) برآیند هوش و در نتیجه تفاوت‌های فردی را در این زمینه تعیین می‌کند.
این هفت نوع هوش شامل این موارد است:
 1- هوش زبانی
2- هوش منطقی- ریاضی
3- هوش بدنی- جنبشی
4- هوش فضایی
5- هوش موسیقایی
6- هوش میان فردی
7- هوش درون فردی.
در واقع آزمون‌های IQ تنها سه مورد از این هفت مورد (هوش زبانی، هوش منطقی- ریاضی و هوش فضایی) را می‌سنجد در حالی که ممکن است فردی در یک تا چهار نوع دیگر از هوش توان بیشتری داشته باشد که به‌خاطر زاویه‌ی دید محدود IQ در «نقطه‌ی کور» قرار دارند. (هوش زبانی و منطقی- ریاضی از مغز چپ و هوش فضایی از مغز راست نتیجه می‌شوند.)
پس تفاوت است بین داشتن قابلیت‌های پیشرفته‌ی شناختی مشخص و توانایی استفاده از این قابلیت‌ها در ترکیب و هماهنگی با بقیه‌ی ذهن در یک زندگی واقعی. (نابغه‌های ابله یا Autisic savantنمونه‌های ناهماهنگی بین IQ و نبوغ را نشان می‌دهند.) با این همه آزمون‌های IQ «نماینده»‌ای از قابلیت‌های شناختی و توانمندی‌های ذهنی افراد هستند.
آزمون‌های IQتوانایی تفکر را اندازه می‌گیرند نه «دانسته‌های فرد» را. همچنین در پاسخدهی به این آزمون‌ها «زمان» یک عامل مهم است پس «سرعت پاسخگویی به پرسش‌ها» یا به دیگر سخن «مهارت و چالاکی تفکر» نیز همزمان سنجیده می‌شود. (کم نبوده‌اند بچه‌های باهوش که با وجود ذخیره‌ی عالی دانسته‌های‌ خود، به‌خاطر کندی در پردازش ذهنی و پاسخدهی، از رقابت‌های هوشی مانند آزمون کنکور دانشگاه‌ها، حذف شده‌اند.) پاسخ به آزمون در یک فرد ممکن است در آزمون‌های مختلف در شرایط متفاوت تا 15 نمره بیشتر یا کمتر باشد! در این‌جا عوامل بسیاری همچون یکسونگری طراح پرسش‌ها و شرایط پاسخگویی فردی و محیطی دخالت دارند. برای نمونه بهره‌ی هوشی جرج بوش (پسر) را از 115 تا 125 محاسبه کرده‌اند. (IQ جرج بوش پدر فقط 95 است!) هر 15 نمره تفاوت امتیاز یک انحراف معیار استاندارد از جمعیت کلی مردم است بنابراین گستره‌ی 85 تا 115 اولین انحراف معیار استاندارد است که شامل 68% از جمعیت می‌شود و گستره‌ی 70 تا 130 دو انحراف معیار استاندارد و شامل 95% از جمعیت عمومی است. به بهتر سخن، 68% مردم IQ بین 85 تا 115 دارند و 95% مردم در گستره‌ی IQبین 70 تا 130 قرار می‌گیرند. بنابراین نمره‌ی IQ برابر یا کمتر از 70 تشخیص کم‌توانی ذهنی را محرز می‌کند و نمره‌ی بالای 130 بدون تردید درجاتی از نبوغ را آشکار می‌سازد.


چند نكته برای اجرای آزمون:
1) تجربه: هنگامی كه به منابع مختلف مراجعه می‌كنیم كمتر به مباحث تئوری یا سرعت عمل آزماینده اشاره گردیده است، بلكه بیشتر به تجربه‌ی آزماینده تأكید شده است. در حین اجرای آزمون هر چقدر تبحر و تجربه داشته باشیم نباید بدون مراجعه به دستورالعمل‌ها و اجرای نمره‌گذاری‌ها قضاوت كنیم. زیرا پاسخ‌های آزمودنی مخصوصا در معانی واژه‌ها، ادراك و تشابهات متفاوت است و قضاوت خیلی مهم است.
2) ارتباط: كسانی كه به مراكز LD مراجعه می‌كنند اكثرا كودكان می‌باشند كه هر كودك شرایط خاص خودشان را دارند و باید بدانیم كه آیا آزمودنی، محیط و شرایط را پذیرا شده‌ یا خیر. آیا می‌تواند ظرف مدت اجرای تست همكاری داشته باشد؟

3) زمان: در زمان اجرای تست انعطاف خیلی مهم و گاهی اوقات لازم است كه زمان را انعطاف دهیم. گفته می‌شود كه اجرای تست وكسلر بین یك تا یك ساعت و پانزده دقیقه زمان می‌برد. پس بهتر است كه تست وكسلر را در دو جلسه انجام دهیم و فاصله‌ی بین دو تست نزدیك به هم و بیش از یك هفته نباشد كه در آن صورت ممكن است آزمودنی همكاری بهتری داشته باشد.
4) مكان: استفاده از میز و صندلی كه ارتفاع آن متناسب با بچه باشد و ابزارهای تست مخصوصا مكعب و تصاویر باید زیر چشم آزمودنی باشد. نور مناسب، حرارت اتاق، سكوت اتاق، محرك‌های موجود مزاحم نباشد. حتی الامكان كسی به غیر از آزمونگر و آزمودنی داخل اتاق نباشد، ولی بعضی اوقات لازم است كه برای اطمینان بخشی مادر كودك هم در اتاق حضور داشته باشد اما نه در حوزه دید كودك، بلكه پشت سر كودك بنشیند و سكوت را رعایت كند. این در مواقعی است كه كودك بسیار وابسته به مادر است و یا همكاری لازم را با آزمونگر ندارد.
5) انعكاس: انعكاس‌هایی كه در اجرای آزمون تست می‌دهیم نباید طوری باشد كه جنبه‌ی تمسخرآمیز داشته باشد. باید خیلی طبیعی و به احساس كودك توجه كنیم. مثلا آیا كودك اضطراب دارد؟ آیا كودك بی‌قرار است؟ آیا كودك تشدد دارد؟ یعنی از ابزاری به ابزار دیگر می‌رود؟ آیا دست‌های كودك لرزش دارد؟ آیا عرق می‌كند؟ و چیزهایی از این قبیل. پس باید ابتدا مشكلات كودك را برطرف كرد سپس به اجرای آزمون پرداخت.

سطح تفسیــر:

سطح(1) هوشبهر كلی:

- موقعیت نسبی شخص را در مقایسه با همسالانش به دست می‌دهد.

- برآورد كلی از توانایی‌های ذهنی او در اختیار می‌گذارد.

سطح2 الف) هوشبهرهای كلامی و عملی:

- بررسی هوشبهرها و تفاوت نسبی آن‌ها.

- هوشبهر كلامی شاخصی از درك و فهم و توانایی‌های كلامی است.

- هوشبهر عملی شاخصی از توانایی‌های سازمان ادراكی است.

- تفاوت از 9 تا 15 نمره مورد توجه قرار می‌گیرد. (اطلاعات سودمند)

- 15 نمره تفاوت و بیش از آن باید بررسی گردد. (احتمالا كودك LD است)

- 25 نمره تفاوت و بیش از آن احتمال آسیب‌ها بیشتر است.

- تفاوت نمره‌ها با توجه به زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی (وضعیت جمعیت شناختی)

15 نمره مهم است. چون انحراف استاندارد 15 می باشد.

سطح 2ب) نمره‌های عامل:

1) عامل درك و فهم كلامی:

- اطلاعات عمومی

- شباهت‌ها

- گنجینه لغات

- درك و فهم

2) عامل سازمان ادراكی:

- تكمیل تصویرها

- تنظیم تصویرها

- طراحی مكعب‌ها

- الحاق قطعه‌ها

3) عامل رهایی از حواسپرتی:

- محاسبه

- فراخنای ارقام

- رمزگردانی

رهایی از حواسپرتی در وهله‌ی نخست با تمركز، توجه و حافظه همبستگی نشان داده است.

نمره‌های عاملی را می‌توان برای تفسیر نقاط قوت و ضعف نسبی شخص به كار گرفت.

سطح (3) تغییرپذیری خرده آزمون‌های درون مقیاس‌ها:

- میانگین همه نمره‌های مقیاسی خرده آزمون‌های كلامی یا عملی محاسبه می‌شود.

- اگر نمره‌ی یكی از خرده‌آزمون‌ها سه نمره و یا بیش از سه نمره از میانگین خرده‌آزمون‌های كلامی پایین‌تر باشد، آن را باید به عنوان ضعف نسبی مشخص كرد.

- اگر نمره‌ی یكی از خرده‌آزمون‌ها سه نمره و یا بیش از سه نمره از میانگین خرده‌آزمون‌های كلامی بالا‌تر باشد، آن را باید به عنوان قوت نسبی مشخص كرد.

- اگر نمره‌ی یكی از خرده‌آزمون‌ها سه نمره و یا بیش از سه نمره از میانگین خرده‌آزمون‌های عملی پایین‌تر باشد، آن را باید به عنوان ضعف نسبی مشخص كرد.

- اگر نمره‌ی یكی از خرده‌آزمون‌ها سه نمره و یا بیش از سه نمره از میانگین خرده‌آزمون‌های عملی بالا‌تر باشد، آن را باید به عنوان قوت نسبی مشخص كرد.

- انحراف بین بالاترین و پایین‌ترین خرده‌آزمون‌ها در مقیاس كلی هفت نمره، در مقیاس كلامی چهار نمره و در مقیاس عملی پنج نمره می‌باشد.

انحراف معیار مقیاس‌ها عموما برابر سه نمره است. اگر هیچ‌گونه انحرافی در مورد خرده‌آزمون‌های كلامی یا عملی مشاهده نشود، در این صورت به هیچ تفسیری نیاز نیست. در برخی موارد، ممكن است تجزیه و تحلیل نیمرخ امكان پذیر نباشد.

سطح (4) تغییرپذیری میان خرده آزمون‌ها:

- تغییرپذیری تمامی خرده آزمون‌های اجرا شده مورد مطالعه قرار می‌گیرد. یعنی نمره‌های خرده آزمون‌ها با میانگین به دست آمده از بین خرده آزمون‌ها مقایسه می‌شوند.

- احتیاط‌ های سطح (3) در تفسیر به كار برده می‌شوند.

سطح (5) تغییرپذیری درون خرده آزمون‌ها:

شامل بررسی الگوهای عملكرد در داخل ماده‌ی هر یك از خرده آزمون‌هاست. ماده‌ها سطح دشواری دارند و الگوهای بهنجار و مورد انتظار آن است كه از عهده پاسخ دادن به ماده‌های آسان برآید و شكست وی در ماده‌های دشوار به آهستگی و یكنواخت باشد. الگوی پراكنده كه در آن ماده‌های آسان شكست می‌خورد اما در ماده‌های دشوارتر، موفق می‌شود، ممكن است نشانگر نقص توجه و یا زوال حافظه باشد و یا پاسخ یك در میان با هوشبهر معمولی می‌تواند آگاهانه باشد. عملكرد پراكنده می‌تواند مشخصه بیماران مبتلا به آسیب مغزی باشد.

سطح (6) تجزیه و تحلیل كیفی:

بررسی محتوای پاسخ‌ها به ویژه در اطلاعات عمومی، گنجینه لغات، درك و فهم و شباهت‌هاست. مثلا گذشتن از دیوارهای ماز به هنگام عبور دادن نوك مداد و یا پاسخ شخصی كه می‌گوید از مشاهده آتش‌سوزی در یك تأتر «فریاد می‌زند»، ممكن است نشانه‌ای از تكانشگری باشد.

مشخصه كودكان LD در تفسیر وكسلر:

كودكانی كه به مراكز LD معرفی و پس از انجام تست، LD شناخته می‌شوند، احتمالا به هنگام تفسیر چند مورد از موارد زیر مشاهده گردد:

1) نیمرخ نمرات دارای قله و فرو رفتگی است.

2) نمرات پایین در حافظه ارقام، حساب و تطبیق علائم.

3) تفاوت بارز نمره كلامی (VIQ) و نمره عملی(PIQ).

4) عامل حواسپرتی (حافظه ارقام، حساب و تطبیق علائم) نمرات كمتری از سایر عامل‌ها دارند.

5) نمرات عوامل فضایی (تكمیل تصاویر، مكعب‌ها و تنظیم قطعات) بهتر از مفهوم‌سازی كلامی (شباهت‌ها، واژه‌ها و ادراك"فهم") و عامل زنجیره‌ای (حافظه ارقام، حساب و تطبیق علائم)است.

6) در نمرات مفهوم‌سازی كلامی، فضایی عملكرد متوسط و در عامل زنجیره‌ای در حد ضعیف است.

7) نمره هوش عملی (PIQ) بیشتر از نمره هوش كلامی (VIQ) است.

8) تفاوت بارز بین بالاترین و پایین‌ترین نمره آزمون‌ها.

9) تفاوت بارز نمرات زیر آزمون‌ها با میانگین نمرات كلامی و عملی به طور جداگانه.

10) تفاوت هوشبهر و پیشرفت تحصیلی (تفاوت 18 نمره).

11) پایین‌ترین نمرات در حافظه ارقام، حساب، اطلاعات و تطبیق علائم است.

12) نیمرخ نمرات كودكان LD دارای پراكندگی بیشتری است.

تحقیقات در زمینه نمرات كودك LD در مقیاس وكسلر:

1) اختلال عاطفی: نمرات پایین حافظه ارقام، حساب و تطبیق علائم.

2) عقب ماندگان ذهنی: عملكرد پایین و یكنواخت.

3) عوامل درك كلامی: اطلاعات، شباهت‌ها، واژه‌ها و ادراك"فهم".

4) عوامل سازماندهی ادراكی: تكمیل تصاویر، ترتیب تصاویر، تنظیم قطعات و مكعب‌ها.

5) عامل حواسپرتی(مثلث اضطراب): حافظه ارقام، حساب و تطبیق علائم.

6) عامل دانش اكتسابی: اطلاعات و واژه‌ها.

7) عامل فضایی: تكمیل تصاویر، طراحی مكعب‌ها و الحاق قطعات.

8) عامل زنجیره‌ای: حافظه ارقام، حساب و تطبیق علائم.

9) توالی یا ترتیب: حافظه ارقام، تكمیل تصاویر و رمز نویسی.


آزمون وکسلر خرده آزمون های کلامی:
1- اطلاعات عمومی :
مشخصات: شامل نمونه هایی ازانواع اطلاعاتی است که یک شخص معمولی بابرخورداری از فرصت های متوسط باید بتواند آن ها راکسب کند برمواد و مطالب عادی وبیش آموخته شده به ویژه کودکان مسن تروبزرگسالان استواراست. مانندگنجینه ی لغات دربرابر نقایص عصبی واختلال مانند اضطراب روانی به شدت مقاوم است .(آزمون پایا) شاخص مناسبی از هوش کلی بوده است.
 باسطح تحصیلی آزمودنی وبا هوشبهر مقیاس کلی همبستگی دارد. می تواند نمره های مدرسه رابه دقت پیش بینی کند.
عوامل تاثیر گذار:
1-حافظه
2-هوشیاری نسبت به محیط
3-رویارویی با تجارب محیطی زیاد در گذشته

نمره ی بالا نشان دهنده ی: 1-حافظه ی دراز مدت خوب 2-توانایی لازم برای توجیه عقلی (رایج ترین مکانیسم دفاعی)
نمره ی پایین نشان دهنده ی : 1-علایق سطحی 2-فقدان کنجکاوی عقلی 3-محرومیت فرهنگی 4-فقدان آشنایی بافرهنگ شکست در سوال های آسان وموفقیت درسوال های مشکل نشان دهنده : 1-اشکال در بازیابی دربازیابی 2-تمارض احتمالی 3-ضعف انگیزش 2- فراخنای ارقام

مشخصات: یک آزمون حافظه ی کوتاه مدت وتوجه به شمار می رود. آزمودنی باید اطلاعات شنیداری رابه ترتیب به یاد آورد و تکرار کند.
پاسخ های درست مستلزم یک فرایند دومرحله ای است :
1-دریافت اطلاعات که مستلزم توجه ورمزگردانی است.
2- یادآوری درست اطلاعات ، درنظرگرفتن ترتیب وتوالی آن ها و بعد بیان آن ها

 ارقام مستقیم پایا ومقاوم ارقام غیر مستقیم حساس وناپایا است .
عوامل تاثیر گذار:1- اضطراب یا تنش 2- آسیب مغزی 3- عقب ماندگی ذهنی
4-ناتوانی های یادگیری 5-آسیب پراکنده که براثرقرارگرفتن درمعرض حلال های شیمیایی ایجاد شده است.

نمره ی بالا نشان دهنده ی :
1-پذیرش باز وآزادانه ی اطلاعات ورودی
2-حافظه ی کوتاه مدت شنیداری خوب
3- توجه عالی
4- کمترین تاثیر گذاری در برابراضطراب
نمره ی پایین نشان دهنده ی:
1- فقدان توانایی تمرکز اگرنمره ی ارقام مستقیم نسبت به ارقام غیر مستقیم بیشتر باشد :
1- نشانه ای از وجود یک آسیب عضوی است .
2- با آسیب پراکنده یاضایعه ی نیمکره ی راست پیشانی ارتباط دارد. اگرنمره ی ارقام غیرمستقیم نسبت به ارقام مستقیم بیشتر باشد:
1-انعطاف پذیری 2-تمرکز 3- شکیبایی دربرابر فشار روانی 4- به توانایی ساختن ، نگهداری ووارسی تصویرهای ذهنی دیداری که از محرک های شنیداری ساخته شده است مربوط است
5-توانایی عددی عالی

 3-گنجینه ی لغات :
مشخصات:
1- آزمون یادگیری کلامی متراکم است.2-نمایش گر توانایی فرد برای بیان سهل و انعطاف پذیر دامنه ی گسترده ای از افکار است.3- نشان گر غنای افکار، حافظه بلند مدت ، مفهوم سازی و رشد زبان شخص است.4-پایاترین خرده آزمون کلامی است. 5-دربرابرآسیب عصبی واختلال روانی به شدت مقاوم است.6- نمره ی گنجینه ی لغات با افزایش سن بالا می رود.7- بهترین شاخص هوش عمومی است و...

عوامل تاثیرگذار : 1- فرایندهای تفکر 2-زمینه وسوابق قبلی 3-تجارب زندگی 4-واکنش دربرابر ناکامی آزمودنی5-تفکرعینی 6-استدلال بیش فراگیر نمره ی بالا نشان دهنده ی: 1-هوش عمومی بالا 2-آزمودنی می تواند به درستی افکار گذشته رابه یاد آورد.3-دارای علایق گسترده اند.4-ازاندوخته ای ازاطلاعات عمومی برخوردارند.5-نیاز به پیشرفت دارند.

نمره ی پایین نشان دهنده ی:1-زمینه ی محدود تحصیلی2- پایین بودن هوش عمومی3- ضعف در رشدزبان.4- فقدان آشنایی بازبان5- ضعف انگیزش

4-محاسبه:
 مشخصات: مستلزم تمرکزودقت ومهارت های اساسی ریاضی وتوانایی به کاربستن این مهارت هاست . این آزمون ممکن است چالش انگیزتراز اطلاعات ولغات باشد وفشارروانی بیشتری ایجاد کند علاوه بردشواری وقت آن نیزمحدود است. مجموع نمره های محاسبه و اطلاعات برابر پیشرفت تحصیلی است.

چه کسانی نمره ی بالا می گیرند:1-افرادی که اززمینه ی اجتماعی و اقتصادی بالاتربرخوردارند 2-دانش آموزان مطیع ومعلم گرا 3-افراددارای گرایش های توجیه عقلی

چه کسانی نمره ی پایین می گیرند:
1-شخصیت های جامعه ستیز 2-شخصیت های نمایشی 3-کسانی که معمولا ازپذیرفتن مسئولیت رفتارخودسرباز می زنند.

نمره ی بالانشان دهنده ی: 1-هوشیاری 2-قابلیت تمرکز 3-رهایی ازحواس پرتی 4-برخورداری ازحافظه ی شنیداری کوتاه مدت خوب 5-به کاربستن مکانیسم های دفاعی مبتنی برتوجیه عقلی

نمره ی پایین نشان دهنده ی: 1-ضعف دراستدلال ریاضی 2-فقدان قابلیت تمرکز 3-ضعف در حافظه ی شنیداری کوتاه مدت 4-حواس پرتی 5-زمینه ی تحصیلی ضعیف

5-درک وفهم : مشخصات: اغلب به عنوان منعکس کننده ی میزان طرف داری آزمودنی ازمعیارهای قراردادی،برخورداری ازفرصت های فرهنگی گذشته داشتن وجدان رشد یافته تلقی شده است درک وفهم تنظیم تصاویر باشاخص های هوش اجتماعی هبستگی دارد. ازبرخی جهات نوعی آزمون اطلاعات است. نمره پایین ترازاطلاعات یعنی دانش آموزدانش خود رابه طورموثربه کار نمی بندد.

نمره ی بالانشان دهنده ی:1-آگاهی از قضاوت 2-استعداد همنوایی اجتماعی 3-قضاوت خوب 4-به کاربستن مناسب اطلاعات
نمره ی پایین نشان دهنده ی:1-قضاوت ضعیف وتکانش گری 2-خصومت دربرابر محیط 3-ممکن است دارای اختلال روانی باشد4-نشان دهنده ی ادراک های مختل 5-تفکرانفرادی محض6-تکانش گری 7- گرایش های ضداجتماعی

6-شباهت ها : مشخصات: مستلزم توانایی مفهوم سازی کلامی و استلال انتزاعی است. مستلزم به کاربستن حافظه ی دراز مدت است. هرقدرتوضیح ها دقیق تر وانتزاعی ترباشند آزمودنی نمره ی بیش تری می گیرد. سیالی کلامی دراین خرده آزمون تعیین کننده است. حساس به آسیب های وارده به نیمکره چپ گیجگاهی وپیشانی
نمره ی بالا نشان دهنده ی:1-توانایی مفهوم سازی خوب 2-بازتابی از گرایش های عقلی 3-قدرت انتزاع بالا 4- درون نگری بالاوخوب نمره ی پایین نشان دهنده ی:1-توانایی انتزاع ضعیف 2-گرایش به تکرارطوطی وار و تحت اللفظی مطالب 3-تفکرانعطاف ناپذیر 4-اشکال دراستدلا و مفهوم سازی کلامی

مقیاس های عملی
 مشخصات: کمترازآزمون های کلامی اززمینه های آموزشی تاثیر می پذیرد اگرعملکرد عملی بالاتراز عملکرد کلامی باشداحتمال های مختلفی را می توان به عمل آورد: 1-کسانی که توانایی های ادراکی –سازمانی برتردارند.2-توانایی کارکردن تحت فشارزمان دارند.3-گرایش به پیشرفت تحصیلی پایین 4-برون ریزی احتمالی 5-فردی اهل عمل تاتفکر 6-شخص زمینه ی اجتماعی –اقتصادی نسبتا پایین دارند و...


ادامه مطلب
[ دوشنبه 26 اسفند1392 ] [ 18:0 ] [ علیرضا کیایی ]
انجمن علمی دانشجویی روان شناسی کودکان استثنایی برگزار می کند.


کارگاه تفسیر نقاشی کودکان  (مدرس/:دکتر برجعلی)

به همراه ارائه مدرک معتبر از وزرات علوم

به مدت 8 ساعت 

هزینه :30 هزارتومان

محل برگزاری کارگاه در دانشگاه علامه طباطبایی می باشد

برای کسب اطلاعات بیشتر به ماره 09379548281 پیامک بزنید


[ جمعه 9 اسفند1392 ] [ 13:11 ] [ علیرضا کیایی ]



به منظور توسعه و پوشش بیشتر در خدمت رسانی به دانش آموزان نیازمند استثنایی و بهره گیری از خدمات توان بخشی ، مشاوره و مددكاری دستورالعمل اجرایی برنامه توان بخشی دانش آموزان با نیازهای ویژه اعلام شد. 

برای دانلود این دستورالعمل یا بر روی شکل زیر کلیک کنید یا اینجا کلیک کنید .


[ پنجشنبه 3 بهمن1392 ] [ 23:47 ] [ علیرضا کیایی ]

وق‌تخصص خواب با اشاره به اختلالات خواب،‌ از بی‌خوابی به عنوان مهمترین اختلال شایع خواب نام برد که ۳۰ درصد مردم آن را تجربه می‌کنند.

شیرجه زدن در خواب، آغاز پارکینسون و آلزایمر
میرفرهاد قلعه‌بندی در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: خواب دارای سه ویژگی مدت،‌کیفیت و زمان خواب است. وی افزود: مدت خواب در افراد مختلف متفاوت است. معمولاً افراد بزرگسال بین 7 تا 8 ساعت در طول روز می‌خوابند. کیفیت خواب یعنی مراحل مختلف خواب که شامل مرحله رویادیدن و بدون رویا است با توزیع مناسبی همراه باشد. زمان خواب نیز به رابطه خواب با تاریکی و روشنی هوا مربوط می‌شود. خواب طبیعی خوابی است که در تاریکی اتفاق بیفتد و فرد در روشنایی بیدار باشد.

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران تصریح کرد: اگر از ارزیابی آزمایشگاهی بگذریم، باید گفت خواب راحت و مناسب، خوابی است که فرد صبح پس از برخاستن بانشاط باشد،‌در طول خواب بیدار نشود و تا صبح نیز بخوابد.
وی افزود: حداقل 85 نوع اختلال خواب در جهان تعریف شده که مهمترین آن بی‌خوابی است. حدود 30 درصد مردم اختلال بی‌خوابی را تجربه می‌کنند که 10 تا 20 درصد آنها مشکل جدی در این زمینه دارند و باید مورد ارزیابی و درمان قرار گیرند.

وی ادامه داد: دسته دیگر از اختلالات خواب مربوط به مشکلات تنفسی مرتبط با خواب است. نفس ما در خواب دچار وقفه می‌شود که با همان وقفه تنفسی است و مهمترین آن وقفه تنفسی انسدادی خواب است. این روانپزشک گفت: وقتی می‌خوابیم نفس ما قطع می‌شود. در پی آن اکسیژن پایین می‌آید و مغز اجازه نمی‌دهد که ما خواب عمیق‌تری داشته باشیم. در این هنگام مغز بیدار می‌ماند و در نتیجه کیفیت خواب تحت تأثیر قرار می‌گیرد زیرا مراحل خواب سبک افزایش و خواب عمیق کاهش می‌یابد.

وی افزود: این افراد در روز بعد، نشاط کافی را ندارند. این افراد ذهن خسته و خواب‌آلوده دارند و در ارتباط با دیگران دچار مشکل می‌شوند.
وی اظهار داشت: اگر این افراد نیروی کار صنعتی باشند، در محل کار خود با ناتوانی در کار مواجه می‌شوند. متأسفانه اکثر تصادفات رانندگی در کشور به دلیل عدم استراحت کافی رانندگان است. استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: دسته دیگر از اختلالات خواب که منشاء مغزی دارند، پرخوابی است که با حملات خواب تعریف می‌شود. گر چه این دسته از اختلالات شیوع کمتری دارند، اما از اهمیت بالایی برخوردارند زیرا علامت شاخص آن حمله مقاومت ناپذیر خواب است.

وی ادامه داد: گروهی دیگر از اختلالات خواب «پاراسومنیا» است. مانند راه رفتن، حرف زدن، رانندگی کردن، غذا خوردن و عدم کنترل ادارار حین خواب. وی افزود: این اختلالات در کودکان شایع‌تر است. کسی که در خواب راه می‌رود دچار مشکلاتی می‌شود یا فردی که در حین خواب غذا می‌خورد، ممکن است چاق شود.

قلعه‌بندی گفت: اخیراً اختلال «رفتاری خواب بارویا» شایع شده است. خواب همراه با دیدن رویا چند ویژگی دارد. 80 درصد رویا در این مرحله اتفاق می‌افتد، از طرفی تمام عضلات بدن در این هنگام فلج می‌شود. وی افزود: وقتی رویا می‌بینیم، رویایمان تحقق رفتاری پیدا نمی‌کند. مثلاً وقتی رویایی با محتوای پرخاشگرانه می‌بینیم به دلیل فلج بودن عضلات نمی‌توانیم به لحاظ فیزیکی کسی را کتک بزنیم. در اختلال «رفتاری خواب با رویا» فرد به دیگران سیلی می‌زند یا کسی که خواب می‌بیند دروازه‌بان است و به سمت دروازه شیرجه می‌زند،‌ به وسط اتاق پرت می‌شود.

وی ادامه داد: مطالعات نشان داده که این اختلال می‌تواند نشانگر آغاز بیماری‌هایی مانند پارکینسون و آلزایمر باشد. استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: دسته‌ای دیگر از اختلالات خواب، «حرکتی» است. یک فرد عادی موقع خواب حرکات ساده تکان خوردن دست‌وپا را تجربه می‌کند، اما افرادی که مشکل حرکتی خواب دارند این حرکات را زیادتر و با شدت بیشتری تجربه می‌کنند در نتیجه خواب سبک‌تر می‌شود و فرد در طول روز به دلیل عدم کفایت خواب دچار علائم و نشانه‌هایی مانند تندخویی،‌افسردگی و عدم تمرکز می‌شود.

وی افزود: دسته‌ای دیگر از اختلالات خواب مربوط به ریتم 24 ساعته است. فعالیت زیستی ما به شکل دوره‌ای تکرار می‌شود. مهمترین ریتم این فعالیت‌ها ریتم 24 ساعته است که با تاریکی و روشنایی هوا تعیین می‌شود. وی ادامه داد: افرادی که در حالت طبیعی قرار دارند فاز خوابشان درست است و بین ساعت 10 تا 12 شب می‌خوابند و 6 تا 8 صبح بیدار می‌شوند. افرادی که در این مورد مشکل دارند حدود 7 و 8 بعدازظهر می‌خوابند و 12 شب بیدار می‌شوند. این اختلال در سالمندان شایع است.

قلعه‌بندی گفت: دنیای مدرن موجب شده تا خواب برای برخی دیرتر شروع شود. این افراد حدود ساعت 10 تا 12 شب تازه سرحال می‌شوند و تا صبح بیدارند. یعنی زمانی که همه از خواب بیدار می‌شوند آنها تازه می‌خوابند.
این فوق تخصص خواب افزود: به این اختلال فاز خواب تأخیری می‌گویند که در جوان‌ها و هنرمندان شایع است.
وی افزود: متأسفانه با ورود به دنیای مجازی و استفاده از رایانه اکثر جوانان شب‌ها بیدار می‌مانند و روزها می‌خوابند.
وی ادامه داد: ساعت زیستی در بالای هیپوتالاموس مغز واقع است. برخی آن را چنان کوک می‌کنند که شب‌ها بیدار بمانند و روز بخوابند. برخی نیز روزها بیدار می‌مانند و شب‌ها می‌خوابند. این متخصص بهداشت روان گفت: معمولاً پرستاران، پلیس‌ها،‌خلبانان و خبرنگاران جزو این گروه ها هستند. با توجه به اینکه در اکثر نقاط دنیا فرد باید شب بخوابد و روز را به فعالیت‌های اجتماعی اختصاص دهد، در صورتی‌که فردی، روز را به کار اختصاص دهد و شب‌ها درس بخواند یا در 2 نوبت کار کند دچار اختلالات خواب می‌شود که این روند بر سلامت روانی و جسمانی او تاثیر سویی خواهد داشت.

[ پنجشنبه 3 بهمن1392 ] [ 23:41 ] [ علیرضا کیایی ]

وتیسم ، نوعی اختلال رشدی است که با رفتارهای ارتباطی ، کلامی غیر طبیعی مشخص می شود، وضعیت اقتصادی ، اجتماعی ، سبک زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز اوتیسم ندارد.

اوتیسم در پسران شایع تر است يا دختران ؟
اوتیسم یکی از بیماری های مربوط به اختلالات تکاملی است که طی آن کودک دچار اختلال شدید رشد تکاملی می شود، علت اصلی آن ناشناخته است اما محققان علوم پزشکی می گوینداین اختلال در پسران شایع تر از دختران است. 
این اختلال بر رشد طبیعی مغز در حیطه تعاملات اجتماعی و مهارت های ارتباطی تأثیر می گذارد. کودکان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباطات کلامی و غیر کلامی ، تعاملات اجتماعی و فعالیت های مربوط به بازی، مشکل دارند.

این اختلال ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار می سازد . در بعضی موارد رفتارهای خود آزارانه و پرخاشگری نیز دیده می شود. در این افراد حرکات تکراری ( دست زدن ، پریدن ) پاسخ های غیر معمول به افراد ، دلبستگی به اشیا و یا مقاومت در مقابل تغییر نیز دیده می شود و ممکن است در حواس پنجگانه ( بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی و چشایی ) نیز حساسیت های غیر معمول نشان دهند. هسته مرکزی اختلال در اوتیسم ، اختلال در ارتباط است.

50 درصد از کودکان اوتیستیک قادر نیستند از زبان به عنوان وسیله اصلی برقراری ارتباط با سایرین استفاده نمایند.
عدم به کار بردن ضمیر ˈمنˈ از ویژگی های کلامی این کودکان است. از مسائل دیگر تکلمی، تکرار کلمات و جملات اطرافیان است.

دکتر پیمان هاشمیان عضو مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد در باره بیماری اوتیسم اظهارداشت : اوتیسم طیف بسیار گسترده ای دارد و از خفیف تا موارد شدید بیماری را دربرمی گیرد. این اختلال معمولا در دوران کودکی بروز پیدا می کند و اولین علایم قبل از 3سالگی ظاهر می شود. گاهی از 5ماهگی یا 2سالگی علایمی بروز پیدا می کند که بسته به شدت بیماری، عارضه و علایم آن در مبتلایان متفاوت است.
وی اظهار داشت: ژنتیک یکی از علل بروز این بیماری است؛ وجود ژن های خاصی در کنار یکدیگر به پیدایش بیماری در فرد منجر می شود. وی با بیان اینکه والدین از شش ماهگی به راحتی می توانند ابتلا به این اختلال را در کودکان خود تشخیص دهند گفت : والدین باید آگاهانه تر عمل کنند یکی از واکنش های طبیعی کودکان ترس از افراد غریبه است کودکی که فرد آشنا و غریبه برایش تفاوتی ندارد احتمالا دچار نوعی اختلال رشد تکاملی است.
به گفته وی گاهی کودک دیر به حرف می افتد، وارونه حرف می زند حرف هایش قابل فهم و جملاتش منطقی نیست که این علایم جزو علامت های اوتیسم است. هاشمیان اضافه کرد :گاهی در کودکان اوتیسم، حرکات تکراری و کلیشه ای مانند لرزش دست یا گردن مشاهده می شود و کودک از حرکات بی هدف خود لذت می برد.
وی اظهار داشت :در این بیماری ،گاهی کودک فقط ارتباط اجتماعی ضعیفی دارد و در مقابل دارای هوش بسیار زیادی است. ممکن است کودک فقط نتواند ارتباط چشمی برقرار کند و ارتباط اجتماعی را دوست نداشته باشد که به این طیف «آسپرگر» گفته می شود. هاشمیان گفت : پیش آگهی بیماری از اوتیسم بسیار بهتر است و کودکان مبتلا می توانند به راحتی درس بخوانند و موفق باشند اما در اجتماع رابطه دوستانه ای با کسی برقرار نمی کنند.

هاشمیان با اشاره به این که 85درصد موارد تاخیر رشد تکامل در کودکان اوتیسم با عقب ماندگی ذهنی همراه است،افزود : تاخیر رشد کلامی، زبانی، رفتاری، شناختی، روانی، اجتماعی و هیجانی در کودکان اوتیسم مشاهده می شود و 15درصد دیگر از هوش متوسط و حتی بالایی برخوردارند. وی اظهار داشت :بعضی از کودکان اوتیستیک مهارت های فوق العاده ای دارند و توانمندی های خارق العاده شان را اگر با تمرین و تکرار به فعلیت برسانند و بسیار موفق خواهند بود، بسیاری از آن ها در رابطه اجتماعی بسیار ضعیف باقی می مانند و هرگز در این زمینه رشد نمی کنند.

ضرورت تشخیص زودهنگام و درمان
این فوق تخصص روان پزشکی کودکان با اشاره به این که تشخیص زودهنگام عارضه در درمان نقش مهمی دارد، می گوید: برخی از کودکان دشوار که رفتارهای بسیار تند و خشن دارند، ارتباط چشمی برقرار نمی کنند و از تعامل با مادر یا پدر یا نزدیکان امتناع می ورزند. این کودکان باید حتما به متخصص ارجاع داده شوند.
وی افزود :متاسفانه در برخی موارد والدین با این تصور که وقتی کودک بزرگ شود، این مشکلات برطرف می شود، موضوع را دست کم می گیرند که این کار بسیار اشتباه است.

هاشمیان به نحوه درمان اوتیسم اشاره کرد و گفت :درمان های متفاوتی برای این بیماری ارائه می شود که اصلی ترین آن بازی درمانی است. هاشمیان ادامه داد: در صورتی که عارضه قبل از 3سالگی تشخیص داده شود، 10ساعت بازی درمانی در هفته انجام می شود و پس از آن بازی درمانی به همراه گفتار درمانی و کار درمانی ادامه پیدا می کند و به 40ساعت افزایش می یابد.

هدف اساسی درمان
دکتر هاشمیان با اشاره به این که هدف اصلی از درمان کودک اوتیستیک این است که کودک با دیگران ارتباط برقرار کند، تاکید می کند: یکی از اساسی ترین اصول آموزش و درمان کودکان اوتیستیک صبوری است.
وی توصیه کرد : والدین این کودکان باید بسیار صبور باشند و به درمان هایی که در طول زمان جواب می دهد امید داشته باشند و بدانند درمان یک روزه و یا چند هفته ای جواب نمی دهد.

[ پنجشنبه 3 بهمن1392 ] [ 23:40 ] [ علیرضا کیایی ]
آموزش آرمیدگی یا تمدد اعصاب (Relaxation)

 
آموزش آرمیدگی یا تمدد اعصاب یکی از روشهای رایج برای کسب آرامش و مقابله با استرس و اضطراب است. استفاده از این روش را بخصوص برای کسانی که دچار اضطراب هستند یا سطح اضطراب و استرس آنها بالا است توصیه می کنم.
آموزش آرمیدگی یا تمدد اعصاب (Relaxation)
نکته 1: برای اجرای این شیوه بهتر آن است که یکی از دوستانتان با صدای تقریباً آهسته، آرام و یکنواخت، دستورالعمل های آرمیدگی را به روی نوار ضبط نماید. بدین طریق شما به جای خواندن دستورالعمل ها می توانید به آنها گوش دهید. توجه کنید به هنگام خواندن دستورالعملها هر وقت به علامت (م) در متن رسیدید باید به مدت 5 ثانیه مکث کنید. دو علامت (م) (م) یعنی 10 ثانیه مکث و سه علامت (م) (م) (م) یعنی 15 ثانیه مکث است.
نکته 2: پس از ضبط دستورالعمل ها بر روی نوار، باید یک مکان خلوت پیدا کنید جایی که حرکات مزاحم محیطی بسیار کم باشد. تا حواستان پرت نشود. سپس یک تخت یا صندلی راحت را انتخاب کنید و حدود 20 الی 30 دقیقه وقت صرف این کار کنید.
نکته 3: تمرین آرمیدگی بعد از مدتی زمان لازم را آنقدر کاهش می دهد که شما می توانید در مدت کوتاهی حتی در چند ثانیه به سرعت وارد عمیق ترین مرحله آرمیدگی شوید. اینک به 20 مرحله آموزش آرمیدگی توجه کنید. آنچه باید روی نوار ضبط شود شامل مراحل زیر است.
1- به دستورات داده شده با دقت گوش کن. این دستورات به شما کمک خواهند کرد که بتوانی به حالت آرامش برسی. هر وقت که من مکث می کنم در این زمان همان کاری که پیش از مکث کردنِ من انجام می دادی ادامه بده. حالا چشمانت را ببند و 3 تا نفس عمیق بکش. (م) (م)
2- دست چپ خودت را مشت کن. خوب مشت کن و به آن توجه کن (م) حالا آن را شل کن. (م)
3- یک بار دیگر دست چپ خودت را مشت کن و به تنشی که در این حالت ایجاد می شود توجه کن. (م) بار دیگر آن را شل کن و به محو شدن تنش از انگشتانت دقت کن. (م) (م)
4- حالا دست راستت را مشت کن و تا آنجایی که می توانی انگشتانت را فشار بده. به تنشی که در انگشتان دست و ساعدت ایجاد می شود توجه و تمرکز کن. (م) حالا شل کن. (م)
5- یکبار دیگر، دست راستت را محکم مشت کن (م) بار دیگر شل کن. (م)
6- دست چپت را محکم مشت کن، پس از آن ساعدت را خم کن تا ماهیچه های آن قسمت سفت شوند. در آن حالت محکم نگهدار. (م) حالا تمام آن قسمت ها را شل کن. گرمایی را که در ماهیچه های آن قسمت تولید می شود و از طریق انگشتان خارج می شود، احساس کن.
7- حالا دست راست خود را مشت کن و ساعدت راخم کن تا ماهیچه های آن سفت شوند. آن را محکم نگهدار و تنش در آن را احساس کن. (م) حالا شل کن و فکرت را بر روی احساسی که در قسمت های دستت به وجود می آید متمرکز کن. (م) (م)
8- حالت هر دو دستت را با هم مشت کن و هر دو را با هم خم کن تا کاملاً سفت شوند. در همان حالت آنها را نگه دار و تنش بوجود آمده را حس کن. (م) حالا شل کن و گرما و آرمیدگی را که در سراسر عضلات آن قسمت جریان یافته، احساس کن. تنش موجود از راه انگشتان دستانت خارج می شود. (م) (م)
9- حالا پیشانیت را چروک کن و چشمانت را محکم ببند. تنش موجود در پیشانی و چشمان خود را حس کن. حالا شل کن. به حالات آرمیدگی در چشمانت متمرکز شو و آنها را کاملاً شل کن. (م) (م)
10- آرواره هایت را خوب بر روی همدیگر فشار بده و چانه ات را بلند کن تا عضلات گردنت خوب سفت شوند. در همین وضعیت آنها را نگه دار و دندانهایت را بر روی هم فشار بده و به حالت تنش موجود در گردنت تمرکز کن و لبهایت را بر روی هم فشار بده و حالا شل کن. (م) (م)
11- حالا پیشانیت را بر روی هم چروک کن و چشمانت را سفت ببند. دندانهایت را بر روی هم سخت فشار بده، چانه ات را بلند کن و گردنت را سفت کن، لبانت را بر روی هم فشار بده در این وضعیت باقی بمان و احساس تنش را در پیشانی، چشمان، آرواره ها، گردن و لبهایت حس کن، در این وضع باقی بمان. حالا آنها را شل کن. کاملاً شل کن و از این حالت لذت ببر. (م) (م)
12- حالا شانه هایت را تا حد امکان به طرف جلو فشار بده، به اندازه ای که احساس کنی ماهیچه های قسمت پشتت، بخصوص ماهیچه های بین تیغه های شانه ات، کشیده می شوند،میگناir به آنها فشار بیار. سفت نگهدار و حالا شل کن. (م) (م)
13- حالا یکبار دیگر شانه هایت را به طرف جلو فشار بده و همزمان با آن، ماهیچه های شکمت را نیز منقبض کن و تا آنجایی که می توان شکمت را تو بده. تنش را در سرتاسر عضلات شکمت احساس کن. حالا شل کن. (م) (م)
14- یکبار دیگر شانه هایت را به جلو فشار بده و تا حد امکان ماهیچه های شکمت را منقبض کن و تو بده و تنش یا انقباض عضلانی را در تمامی قسمتهای بالا تنه ات حس کن. حالا شل کن. (م) (م)
15- حالا قصد آن داریم که همه عضلاتی را که قبلاً تمرین کردیم مرور کنیم. ابتدا 3 تا نفس عمیق بکش (م) (م) آماده ای؟ حالا دو دستت را محکم شل کن و آنها را خم کن و عضلات در سر ساعدهایت را خوب فشار بده. پیشانیت را چروک کن و چشمانت را محکم ببند. آرواره هایت را محکم بر روی هم فشار بده و چانه ات را به طرف جلو فشار بده و ماهیچه های شکمت را منقبض کن و تو بده. در همین وضعیت بمان. تنش زیادی را در این قسمت ها حس می کنیم، حالا شل کن. یک نفس عمیق بکش و فقط توجه ات را متمرکز بر تنش بکن که در حال از بین رفتن است. به آرامش کاملی فکر کن که در تمام قسمت های عضلاتت بوجود آمده، در بازوهایت، در سرت در شانه هایت، در شکمت، کاملاً شل کن. (م) (م)
16- حالا به سراغ پاها می رویم، پای چپت را از طرف قوزک به سمت عقب خم کن و انگشتان پای چپت را به طرف بالا خم کن به صورتی که عضلات پشت ساق پا و ران منقبض و کشیده شوند انگشتان را به طرف بالا بیاور و پاشنه پا را محکم به سمت پایین فشار بده. (م) حالا شل کن. (م) (م)
17- یک بار دیگر پای چپت را از طرف قوزک به عقب خم کن و انگشتان پا را به طرف بالا خم کن به صورتی که عضلات پشت ساق پا و ران منقبض و کشیده شوند. انگشتان را به طرف بالا بیاور و پاشنه پا را محکم به سمت پایین فشار بده، حالا شل کن. (م) (م)
18- حالا پای راست را از ناحیه قوزک به طرف عقب خم کن و انگشتان پا را به طرف بالا خم کن به شکلی که عضلات پشت ساق پا و ران کاملاً به حالت کشیده درآیند. انگشتان را به طرف بالا بیاور و پاشنه را محکم به پایین فشار بده (م) حالا شل کن. (م) (م)
19- حالا هر دو پا را با هم انجام می دهیم. پاشنه هر دو پا را به سمت عقب خم کن و انگشتان هر دو پا را به طرف بالا خم کن. در همین وضعیت نگه دار. (م) حالا شل کن. (م) (م)
20- حالا 3 تا نفس عمیق بکش. حالا همه عضلاتی را که در اینجا نام می بریم خوب منقبض کن، دقیقاً همانطور که تمرین کردی، مچ دست چپ و ماهیچه های دو سر ساعد، مچ دست راست و ماهیچه های دو سر ساعد، پیشانی، چشمها، آرواره ها، گردن، لبها، شانه ها، شکم، ساق پای چپ ساق پای راست، نگه دار (م) حالا شل کن. (م) (م)
3 تا نفس عمیق بکش. پس از آن همه قسمت ها را کاملاً منقبض کن و بعد از آن کاملاً شل کن. زمانی که از حالت انقباض به آرمیدگی می رسی حالت آرمیدگی را در ماهیچه هایت حس کن. حالا منقبض کن (م) حالا شل کن. (م) حالا به شکل طبیعی نفس بکش و از حالت آرمیدگی که در ماهیچه های بدنت بوجود آمده لذت ببر. (م) (م) (م) (م) (م) (م) حالا ضبط را خاموش کن.

(مطالب این بخش با کمی دخل و تصرف از کتاب بهداشت روانی نوشته بیژن علیپور - مصطفی محمد بیگی چاپ 1375 از انتشارات دکلمه گران نقل شده است.)
[ شنبه 21 دی1392 ] [ 22:20 ] [ علیرضا کیایی ]
سلام بر همه خوانندگان وبلاگ انجمن علمی کودکان استثنایی از همه شما در خواست میشود پیشنهادات و انتقادات خود را از این وبلاگ در بخش نظرات اعلام دهید تاتغییرات مورد  نظر شما را در سایت انجام دهیم.

                                                                                         با تشکر .کیایی

[ جمعه 20 دی1392 ] [ 4:46 ] [ علیرضا کیایی ]
شما می توانید دهها کتاب روانشناسی را به صورت رایگان دانلود نمایید - توجه شود کتابها به صورت فایل زیپ می باشد و اکثرا به صورت PDF  می باشند

جهت باز کردن فایلهای ZIP برنامه WINRAR  را از اینجا دانلود کنید و جهت اجرای فایلهای PDF برنامه PDF READER  را از اینجا دانلود کنید

 

  • 10 راز شادکامی

  • 10 raz shadkami.zip

  • 110 عنوان پرفروش برای ساخت تبلیغات

  • 110 onvane porforosh baray sakhte tablighat.zip

  • 12 روش برای خوشحال تر زیستن

  • 12 ravesh baray khoshhaltar zistan.zip

  • 21 رمز میلیونرهای خود ساخته

  • 21ramze milyonerhay khodsakhteh.zip

  • 30 اصل برای اعتماد به نفس بالا

  • 30 asl baray etemade be nafse bala.zip

  • 4 مفهوم اساسی در روانکاوی

  • 4 mafhom asasi dar ravankavi.zip

  • 6 روش برای کسی که به زنش وابسته است

  • 6 ravesh baray kasi ke be zanash vabaste ast.zip

  • آشنایی با رشته های علوم تربیتی و دانشگاهها

  • ashnaei ba reshtey olom tarbiati va daneshgaha.zip

  • آشنایی با رشته های روانشناسی و دانشگاهها

  • ashnaei ba reshtey ravanshenasi va daneshgaha.zip

  • اسرار زیست شناختی سنین بالا

  • asrar zistshenakhti sene bala.zip

  • اسرار موفقیت آنتونی رابینز

  • asrare movafaghiate antoni rabinz.zip

  • عوامل زمینه ساز در ارتباط نا هنجار ارتباط دختر و پسر

  • avamele zaminesaz dar ertebat nahanjar ertebat dokhtar o pesar.zip

  • آموزش تست هوش گودینوف

  • azmone teste hosh goodinaf -adamak.zip

  • بررسی علل افسردگی زنان

  • baresi elale afsordegi zanan.zip

  • چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟

  • che kasi panir mara jabeja kard.zip

  • اصطلاح نامه روانشناسی

  • estelahnameh ravanshenasi.zip

  • قورباغه را قورت بده

  • ghorbagheh ra ghort bedeh.zip

  • گذری بر جامعه شناسی شناخت

  • gozari bar jameshenasi shenakht.zip

  • هدیه دکتر جانسون

  • hediyeh Dr janson.zip

  • هنر استدلال

  • honare estedlal.zip

  • کف دست گویای اسرار درونی انسان

  • kafe dast goyay asrar doroni ensan.zip

  • نقاشی کودکان

  • naghashi kodakan.zip

  • ناهنجاری رفتاری کودکان

  • nahanjarihay raftari kodak.zip

  • نیازهای امروز انسان(دکتر شریعتی)

  • niazhay emroz ensan Dr shariati.zip

  • نکته اصلی برای پیشرفت بیشتر

  • nokate asli baray pishrafte bishtar.zip

  • راه به سوی خوشبختی

  • rahe be soy khoshbakhti.zip

  • روانشناسی اجتماعی

  • ravanshenasi ejtemaei.zip

  • راز موفقیت آنتونی رابینز

  • raze movafaghiate antoni rabinz.zip

  • سنجش فضولی

  • sanjeshe fozoli.zip

  • شکست تحصیلی بارزترین اثر ارتباط

  • shekaste tahsili bareztarin asar ertebat.zip

  • تفکر زائد دکتر مصفا

  • tafakor jayed Dr mosafa.zip

  • ترس از دیدگاه روانکاوی و نقش در شخصیت

  • tars az didgah ravankavi va naghsh dar shakhsiat.zip

  • [ جمعه 20 دی1392 ] [ 1:50 ] [ علیرضا کیایی ]
    روشن ترین تصویری كه می توان از مدرسه امروز ارایه داد، تصور آن چون یك اجتماع است. اجتماع مبنای تجربه انسانی و هویت «خود» چون موجودی اجتماعی است. این هویت خود به خود و به تنهایی شكل نگرفته است، بلكه در تشكیل آن تجربه «دیگری» بسیار جدی است...

    یك مشكل چگونه به وجود می آید؟ تعریف  ما از مشكل چیست؟ آیا نباید علل ایجاد مشكل و درمان آن، به صورت چند عاملی تحلیل شود؟ آیا یك یا دو نفر در مدرسه می توانند از پس همه مشكلات دانش آموزان برآیند؟ مدارس ما چه امكانات، ابزارها و تخصص هایی برای مواجهه با انواع مشكلات دانش آموزان دارند؟
    اگر چه ما عادت داریم دنبال پاسخ های راحت بگردیم و اگرچه همه توقع راهكارهای كاربردی دارند؛ ولی به نظر نمی رسد موضوع به همین سادگی باشد. اگر موضوع «مشكلات رفتاری دانش آموزان» را از زاویه روان شناختی فرهنگی مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم، به ابعاد جدید و احتمالاً راه حل های عملی و منطقی تری خواهیم رسید.
    نباید انكار كرد كه در مدارس ما، اعم از ابتدایی و راهنمایی و متوسطه، تدبیر مشخص و واقع بینانه ای برای مواجهه با آنچه كه مشكلات رفتاری دانش آموزان نامیده می شود وجود ندارد. نظام مشاوره ای دوره متوسطه به دلایل زیادی كارآمدی لازم را ندارد. در دوره های ابتدایی و راهنمایی، هم مشاوره پیش بینی نشده است و هم از كسانی توقع مشكل گشایی می رود كه خود چندین كاره اند. در مدارس غیرانتفاعی، بحث مشاوره، داستان خاص خود را دارد. هسته های مشاوره ادارات آموزش و پرورش، مراكز مشاوره وابسته به انجمن اولیا و مربیان و سایر عواملی كه به نوعی در موضوع دخیل هستند، شاید توفیق های موردی و جزیی داشته باشند اما اثرگذاری آنها گسترده نیست. همه این ضعف ها و ناكارآمدی ها، ناشی از نگرش های تك بعدی و عدم توجه به بستر و میدانی است كه مشكلات در آن روی می دهند.
    اگر از من بپرسند كه «چگونه می توان با مشكلات رفتاری دانش آموزان برخورد كرد؟» ، بلافاصله سئوال می كنم كه: «چه كسی» ، «با چه نگرشی» ، «با چه توانایی هایی» ، «با چه امكانات و ابزارهایی» و «در چه شرایطی» می خواهد به مشكل گشایی در مدرسه بپردازد. برای حل مشكلات رفتاری دانش آموزان، چه به صورت فردی و چه صورت تیمی اقدام كنیم در هر حال، باید به این نكات توجه داشته باشیم:
    ۱- آمادگی شخصیتی و روانی فردی كه می خواهد با مشكلات دانش آموزان و احتمالاً والدین و معلمان مواجه شود چقدر است؟
    ۲- صلاحیت های شخصیتی و تخصصی فرد در چه حد است؟
    ۳- نگرش او به دانش آموزان و به طور كلی، به انسان ها و مشكلاتشان چگونه است؟
    ۴- چه تعریفی برای مشكل دارد و چه اولویتی برای مشكلات قایل است؟
    ۵- تا چه اندازه با وظایف خود و به خصوص محدوده دخالت در مشكلات دیگران، آشنا است؟
    سئوال های فوق، بیشتر بر فرد یا افرادی تمركز دارد كه به طور مستقیم با مشكلات دانش آموزان سركار داشته و قصد بهبود و ترمیم اوضاع را دارند. البته نباید از نظر دور داشت كه در همین حدی كه از مشكلات دانش آموزان صحبت می كنیم كاری به حوزه های تخصصی مانند روان شناسی بالینی، مشاوره و روانپزشكی نداریم. مدارس به این موضوع توجه كنند كه در بحث «مشكلات رفتاری دانش آموزان» ، دو حیطه مشخص باید كاملاً تفكیك شود:
    اول- زمانی نگاه ما به موضوع كلی بوده و شامل دخالت ها در حد راهنمایی است. ممكن است مدیر، معاون و یا معلم، به دانش آموزی كه مرتكب دروغگویی شده، تذكری بدهد، نصیحتی بكند یك دو جلسه با او به گفت وگو بپردازد و یا مدتی،  رفتارش را زیر نظر داشته باشد؛ این نمونه ای از مواجهه با مشكلات كلی است.
    دوم- زمانی هم با موضوعی تخصصی و ویژه مواجهیم؛ دانش آموزی كه اضطراب یا وسواس دارد، نمی تواند غرایز جنسی اش را كنترل كند، پرخاشگر است، با خانواده و دیگران سر ناسازگاری دارد، به مواد مخدر آلوده شده است و... اینها مسایلی هستند كه هم شناخت عوامل و هم بهبود و درمان آن، نیاز به دانش تخصصی و مسئولیت حرفه ای دارد.
    ساده اندیشی است كه در یك مدرسه، مدیر یا معاون یا مربی تربیتی و یا معلم، بخواهند بدون بهره مندی از دانش تخصصی، ابزارها و امكانات، توانایی شناخت شرایط، به حل مشكل یا مشكلات اقدام كنند. اشتباه است كه تصور كنیم «باید كاری كرد» و به خود اجازه دخالت در هر نوع مشكلی را بدهیم. رفتارهای ناشیانه، متفرقه، غیرمنسجم و تك بعدی در مواجهه با مشكلات رفتاری دانش آموزان، حتی اگر به نتایجی محدود منجر شود، می تواند مخاطراتی هم به همراه داشته باشد.
    مدیریت فرهنگی
    بدون تعارف، مدیران مدارس  مدیران فرهنگی نیستند. آنها بیشتر مدیرانی اجرایی و اداری هستند. حتی تلقی مدیریت آموزشی، بدون داشتن نگاه فرهنگی به مدرسه، چندان صحیح به نظر نمی رسد.
    روشن ترین تصویری كه می توان از مدرسه امروز ارایه داد، تصور آن چون یك اجتماع است. اجتماع مبنای تجربه انسانی و هویت «خود» چون موجودی اجتماعی است. این هویت خود به خود و به تنهایی شكل نگرفته است، بلكه در تشكیل آن تجربه «دیگری» بسیار جدی است. برای این كه مدرسه ای تبدیل به اجتماع شود: ۱) باید نیروهای انسانی، دیدگاهی مشترك درباره رشد و شكوفایی انسان اتخاذ كنند ۲) این دیدگاه باید نگاهی متمایز به «تربیت خوب» بیافریند، ۳) چنین نگاهی به تربیت باید فعالیت های دسته جمعی و مبتنی بر همكاری پدید آورد و بالاخره ۴) با درگیر شدن در این فعالیت های مشترك، هدف های واحدی پیگیری شود. این تصویر از مدرسه، مشابه یك اركستر است. در اركستر هدف های مشتركی تعقیب می شود و درك مشترك وجود دارد.(۱)
    صرف نظر از تعاریفی كه برای فرهنگ وجود دارد، منظور از «مدیریت فرهنگی» در مدرسه مدیریتی است كه به ارزش های انسانی، اعتقادات، گرایش ها، مهارت های زندگی، آداب و رسوم، معیارهای رفتاری جامعه و قوانین و مقررات توجه دارد. در مدیریت فرهنگی، بیش از آن كه مشكل یا مشكلات، دانش آموز یا دانش آموزان خاصی مطرح باشد، بر هدایت رفتار همه دانش آموزان و آموختن راه و روش زندگی به آنان تمركز می شود. در مجموع، مدیریت فرهنگی، با سبك زندگی افراد سروكار دارد.(۲) در مدیریت فرهنگی، دین، تاریخ، علم، ادبیات و هنر جایگاهی مهم دارند. به این ترتیب، مدیریت فرهنگی سعی دارد در مدرسه شرایطی همچون اجتماع فراهم آورد تا دانش آموزان با آنچه در شرایط واقعی زندگی جریان دارد آشنا شوند.
    براین اساس، مواجهه با مشكلات رفتاری دانش آموزان با نگرش مدیریت فرهنگی، مستلزم فرایندی است كه در ادامه به توصیف آن می پردازیم.
    ۱- سیاست های فرهنگی مدرسه
    هر مدرسه به عنوان نمادی از اجتماع و همچنین با توجه به فضای منطقه ای و مكانی، بستر فرهنگی خاص خود را دارد. براین اساس، هرگونه تحلیلی درباره مسایل مدرسه، نیازمند شناخت این بستر است؛ این نكته ای است كه كمتر به آن توجه می كنیم. همه مدارس درباره مسایل خود، به خصوص آن بخش از مسایل كه مشكل و مشكل ساز تلقی می شوند دنبال راه حل و راهكار- البته از نوع كاربردی- می گردند. همه می پرسند: «چه باید كرد؟» بدون آن كه توجه داشته باشند «در چه شرایطی؟». مدرسه، همانند اجتماع باید سیاست های فرهنگی داشته باشد و در این سیاستگذاری، نه فقط در باره مشكلات رفتاری دانش آموزان، بلكه برای همه موارد، تدابیر لازم را پیش بینی كند. سیاستگذاری فرهنگی در مدرسه، مبتنی بر شناخت هایی چون: موقعیت شناسی، شناخت خرده فرهنگ منطقه و محله ای كه مدرسه در آن قرار دارد، شناخت آسیب ها و آشنایی با روان شناسی اجتماعی و سایر دانش های مرتبط است.
    مدرسه در سیاست های فرهنگی خود باید مشخص كند كه برای موارد زیر چه برنامه ها و تدابیری دارد:
    - بهداشت روانی در مدرسه (برای همه دانش آموزان و معلمان).
    - تطبیق آموزش های مدرسه ای با شرایط واقعی اجتماع (برای دانش آموزان و والدین).
    - تقویت روحیه مشاركت و همكاری (برای همه اعم از دانش آموزان، معلمان و والدین).
    - آموزش مهارت های زندگی (برای دانش آموزان)
    - معرفی فرهنگ، ارزش های انسانی، ادبیات، هنر و تاریخ نظام اجتماعی.
    - انتقال فرهنگی از طریق جهت گیری مشخص در برنامه های مربوط به آداب و رسوم، اعتقادات و ارزش ها
    - مشكلات رفتاری دانش آموزان.
    كورت لوین، روان شناس گشتالتی كه نظریه میدانی و مفهوم فضای زندگی (Life space) را ارایه كرده است اعتقاد دارد براساس واقعیت های روان شناختی كه بر رفتار تأثیر می گذارند، علت های رفتار مرتباً تغییر می كنند، یعنی آنها پویا هستند. انسان در یك میدان تأثیر، دائماً در حال تغییر زندگی می كند و تغییر در هر یك از آنها بر بقیه نیز تأثیر می گذارد.(۳) این میدان روانی، با میدان الكتریكی در علم فیزیك قابل مقایسه است. به نظر لوین، كفش های متقابل اعضای گروه موجب تحرك یا پویایی گروه می شود و اعضای گروه به یكدیگر اثر می گذارند. انسان موجودی پویاست و خصوصیاتش براثر میدان اجتماعی تغییر می كند.(۴)
    در نظام اجتماعی ما، ابهام ها و گاهی آشفتگی های فرهنگی زیاد هستند، آسیب شناسی فرهنگی مورد توجه قرار نمی گیرد و به همین ترتیب در مواجهه با مشكلات نیز در فضایی معلق می اندیشیم و رفتار می كنیم. اتخاذ سیاست های فرهنگی در مدرسه می تواند به شفاف سازی فضا كمك كند.
    ۲- نگرش های فرهنگی
    تعیین و تدوین سیاست های فرهنگی زمانی ثمربخش خواهد بود كه نگرش های فرهنگی پشتوانه آن باشند. نگرش های فرهنگی برپایه دیدگاه های انسان دوستانه شكل می گیرند. به كسی می گوییم دارای نگرش فرهنگی است كه به كرامت انسانی اعتقاد داشته باشد؛ به ارزش ها و اعتقادات و گرایش های مردم احترام بگذارد؛ با تاریخ، ادبیات و هنر نظام اجتماعی اش آشنا بوده و در مورد حفظ هویت فرهنگی و انتقال فرهنگی حساس باشد؛ و رفتارها هنجارها و قواعد اجتماعی را در بستر فرهنگی آنها تحلیل و ارزیابی كند.
    در مدرسه، باید نوعی هماهنگی در نگرش های فرهنگی مجموعه وجود داشته باشد. شاید مهم ترین شاخصه مدرسه ناكارآمد وضعیت را بتوان ناهماهنگی عوامل آن اعم از مدیر، معاون، معلمان و سایرین در نگرش ها و رفتارهای فرهنگی قلمداد كرد. بی نظمی در برنامه ها و آشفتگی در عملكرد، معرف این گونه مدارس است.
    به طور كلی امروزه این اعتقاد وجود دارد كه مدرسه جامعه ای كوچك است و ارتباط اعضای آن با یكدیگر، محیط اجتماعی معینی را به وجود می  آورد. پژوهش هایی كه در زمینه جو مدرسه انجام شده اند، ارتباط آن با میزان یادگیری، پیشرفت تحصیلی، رشد اخلاقی و رشد همه جانبه شخصیت دانش آموزان را به اثبات رسانده است.(۵)
    اگرچه در یك مدرسه نمی توان همه ناهماهنگی ها را از بین برد ولی می توان با داشتن سیاست های مشخص و شفاف فرهنگی، هماهنگی در نگرش ها و رفتارها را افزایش داد.
    ۳- تعریف مشكل و تعیین اولویت ها
    منظور از مدیریت فرهنگی و سیاست های فرهنگی در مدرسه، تمركز بر مشكلات نیست. اما در هر حال یك وجه از مسایل فرهنگی مدرسه، مشكلات رفتاری دانش آموزان و توابع آن است. به عبارت بهتر، می توان به مشكلات رفتاری دانش آموزان با نگرش فرهنگی نگاه كرد و برای بهبود این مشكلات، نه فقط با كمك یك نفر یا یك ابزار خاص بلكه با تفكر سازمانی اقدام كرد.
    در چنین رویكردی، تعریف مشكل و مشكلات و تعیین اولویت ها ضروری است. براساس بستر فرهنگی و موقعیتی كه نگرش ها و رفتارهای ما در آن شكل می گیرد، باید مشخص كنیم چه چیزی مشكل تلقی می شود و چه چیزی مشكل نیست. در تعریف مشكل و تعیین معیارهایی برای این تعریف، توجه به چند نكته می تواند راهنمای خوبی باشد.
    - مشكلاتی در جامعه فعلی ما وجود دارند كه از نظر هنجاری، رفتاری عادی محسوب می شوند. گاهی سوژه ای را كه مدرسه مشكل می نامد از نظر دانش آموزان، والدین و حتی افراد دیگر جامعه مشكل تلقی نمی شود. این بدان معنا نیست كه واقعاً مشكلی وجود ندارد، بلكه هدف داشتن نگاه منطقی به موضوع است، یعنی نگاهی كه مبتنی بر بستر فرهنگی است.
    - در تنوع و شیوع مشكلات، موقعیت منطقه ای و محلی نیز به شدت تأثیرگذار است. نمی توان برای هر مشكلی در هر شهر و محله ای، راهكار یكسانی تجویز كرد. سوژه ای كه در شهری یا منطقه ای مشكلی جدی محسوب می شود در جای دیگر وضعیت متفاوتی دارد.
    - دانش تخصصی عوامل اجرایی مدرسه نیز موضوعی مهم و تأثیرگذار در تعریف مشكل است. بسیار دیده شده كه برداشت مدرسه از یك مشكل و تعریف آن، با تعریف علمی و ملاك های واقعی مشكل، تفاوت هایی داشته و حتی كاملاً در تناقض بوده است.
    ۴- شناسایی امكانات و ابزارها
    هر مشكل به سادگی به وجود نمی آید و به سادگی نیز قابل بهبود نیست. حل مشكلات رفتاری دانش آموزان در محدوده مدرسه و با حضور یكی دو نفری كه در اكثر مواقع از حداقل تخصص های لازم برخوردار نیستند، تصوری ساده انگارانه و غیرواقع بینانه است. نارسایی چنین تصوری زمانی بیشتر مشهود خواهد بود كه مدرسه فاقد سیاست های فرهنگی باشد. بنابر این اگر مدرسه قصدی جدی برای بهبود مشكلات و همچنین توسعه بهداشت روانی دارد باید علاوه بر بهره مندی از سیاست های فرهنگی مشخص، برای شناسایی و تجمع امكانات و ابزار ها تلاش كند. استفاده بجا از توان عمل مدرسه، جذب قابلیت های ممكن اولیا، استفاده از امكان ارجاع و تدارك ابزارهایی كه به نوعی می توانند مفید باشند، نمونه هایی از مواردی هستند كه مدرسه می تواند درباره آنها بیاندیشد.
    ۵- برنامه ریزی برای مشكلات
    اگر مواردی كه بیان كردیم به درستی مورد توجه قرار گرفته و اجرا شوند برنامه ریزی برای مشكلات تا حد زیادی تسهیل خواهد شد. به طور كلی و صرف نظر از مواردی كه مشكل محسوب می شود در سیاست های فرهنگی مدرسه باید سه نوع برنامه مدنظر قرار گیرد:
    الف- برنامه های هدایتی: شامل موضوع هایی در زمینه روان شناسی سلامت و زندگی برای كمال .
    ب- برنامه های پیشگیری: شامل آموزه هایی كه بر مشكلات و پیشگیری از آنها تمركز دارند. مثلاً آموزش هایی درباره ایدز، اعتیاد، داروهای روانگردان، بهداشت جنسی و غیره در این حیطه قرار می گیرند. اگرچه شاید بتوان برنامه های هدایتی و برنامه های پیشگیری را در یك گروه قرار داد اما در اینجا به عمد آنها را تفكیك كرده ایم. گروه اول برنامه هایی است برای فرانیازها و معرفی سبك زندگی سالم؛ اما گروه دوم برنامه هایی هستند كه با تمركز بر مشكلات و آسیب ها ارایه می شوند.
    پ- برنامه های بهبود: اینجا هم به عمد به جای واژه «درمان» از واژه «بهبود» استفاده شده است تا بعد تربیتی و اصلاحی موضوع مورد تأكید قرار گیرد.
    - آیا واقعاً قصدی جدی برای مواجهه با مشكلات رفتاری دانش آموزان داریم؟ چگونه؟
    - آیا دانش آموزان تنها زمانی كه دچار مشكل می شوند باید مورد توجه قرار گیرند؟ بقیه چه؟
    - آیا نباید عملكرد مدرسه نه تنها در قبال مشكلات، بلكه در سایر فعالیت ها، منسجم و جامع باشد؟ با چه تدبیری؟
    مدیر، معاون، مربی تربیتی، معلمان، انجمن اولیا و مربیان، سایر عوامل اداری و اجرایی، والدین و حتی دانش آموزان باید در سیاست های فرهنگی مدرسه نقش و جایگاهی داشته باشند. مدارس ما نیازمند مدیریت فرهنگی هستند.
    زیرنویس ها :
    ۱- آهنچیان. محمدرضا (۱۳۸۲)، آموزش و پرورش در شرایط پست مدرن، تهران: طهوری.
    ۲- در تعریف مدیریت فرهنگی، از مفاهیم كتاب فرهنگ علوم رفتاری، تألیف دكتر علی اكبر شعاری نژاد استفاده شده است.
    ۳- سیف. علی اكبر (۱۳۷۹)، روان شناسی پرورش، تهران: آگاه.
    ۴- شفیع آبادی. عبدالله. (۱۳۷۳)، پویایی گروه و مشاوره گروهی، تهران: رشد
    ۵- كدیور. پروین (۱۳۷۹)، روان شناسی تربیتی، تهران: سمت. به نقل از روزنامه همشهری سه شنبه ۱۱ بهمن
    کلمات کليدی: مشكلات،رفتاری،روان شناسي،باليني،كنكور،شخصيت،آزمون

    [ پنجشنبه 19 دی1392 ] [ 10:46 ] [ علیرضا کیایی ]

    رییس‌جمهور در سالروز رحلت پیامبر اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) از مجتمع خدمات توانبخشی کودکان معلول نارمک بازدید کرد
    انجمن علمی روان شناسی کودکان استثنایی ضمن تقدیر از رییس جمهور خواستار رسیدگی بیشتر به این کودکان بهشتی می باشد
     

    [ سه شنبه 10 دی1392 ] [ 23:59 ] [ علیرضا کیایی ]

    1- ضرورت ازدواج

    2- رضایت والدین در ازدواج

    3- خواستگاری در دانشگاه

    4- ارتباط قبل از ازدواج

    5- ارتباط قبل از ازدواج2 

    6- ارتباط قبل از ازدواج3

    7- رابطه دوستانه برای شناخت

    8- عاشق نبوده ام و ازدواج کرده ام؟؟؟؟

    9- خواستگاری دختر از پسر

    10-جایگاه استخاره برای ازدواج

    11- نقش رمال وفال گیری در ازدواج

    12- ادامه پست نقش رمال وفال گیری در ازدواج

    13- بسته شدن بخت

    14- خرافات در ازدواج

    15- کششی نسبت به خانم ها ندارم

    16- قسمت در ازدواج

    17- توبه از گناه (گفتن گناهان گذشته به همسر)

    18- وابستگی شدید مرد به خانواده اش

    19- رفتار بچه گانه همسرم

    20- تفاوت سنی در ازدواج

    21- صیغه خواهر و برادری

    22با کوچک ترین مشکل از همسرم متنفر می شوم

    23- خانم ها در چه سنی ازدواج کنند؟؟؟؟ (بررسی مشکلات سن بیشتر خانم از آقا)

    24- دخترانی که سنشان بالارفته

    25- معایب ازدواج

    26- شیوه های نادرست ازدواج

    27- همتایی و کفیت

    28- همتايي در ازدواج(2)

    29- ازدواج با معلول برای رضای خدا

    30- ازدواج فاميلي

    31- قول براي ازدواج در اينده 

    32- انتظار براي ازدواج خواهر

    33- دختراني كه خواستگار ندارند

    34- ازدواج و تكامل انسان

    35- بررسی ضرب المثل "گربه را لب حجله بکش" 

    36- منظور ازاقتدار مرد چیست؟

    37- چرا مرد بر زن برتريت دارد؟؟؟

    38- چرا مرد بر زن برتريت دارد؟؟؟(2)

    39- عشق هاي قبل از ازدواج

    40- راه هاي شناخت اعتقاد خواستگار

    41- خواستگارم قول داده كه بعدا نماز خوان شود

    42- تغيير دين همسر با ازدواج

    43- خواستگارم خوب است ولي اهل نماز نيست

    44- هر شرطي كه مي گويم خواستگارم قبول مي كند!!!

    45- بايد ارشد بگيري بعد ازدواج كني!!!

    46- مگر دختر كالا است كه بايد ان را بپسندند!!!

    47- عكس العمل خانواده دختر در تماس براي خواستگاري

    48- فضاي جلسه خواستگاري و پوشش دختر چگونه باشد؟

    49- اصرار در خواستگاري

    50- تبعات منفی رد کردن بدون علت خواستگار!!!

    [ شنبه 7 دی1392 ] [ 11:38 ] [ علیرضا کیایی ]

    انجمن علمی دانشجویی روان شناسی کودکان استثنایی دانشگاه علامه با همکاری سازمان های ذیربط برگزار میکند
    خرداد 92 دانشگاه علامه طباطبایی
    محورهاي همايش-------------


    علوم تربیتی (روانشناسی،مشاوره،مدیریت و غیره)
    کاربرد علوم تربیتی در کاهش آسیب های اجتماعی
    علوم تربیتی کاربردی
    علوم تربیتی و رفتار های پرخطر
    علوم تربیتی ،ایمنی و سلامت
    علوم تربییتی ،خانواده و تحصیل
    آسیب های اجتماعی شامل

    8-ارتباط علوم دیگر با علوم تربیتی

    9- علوم انسانی و اسیب اجتماعی

    بیکاری،فساد اداری ، فقر،،حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی،تکدی­گری،خودکشی،دختران فراری،اعتیاد به مواد مخدر و روان­گردان­های صنعتی،قاچاق مواد مخدر،آسیب­های کودکان(کودک آزاری، ک
    محورهاي همايش
    برگزار كنندگان: -----
    مهلت ارسال چكيده مقالات: از تاریخ 1/10/1392 آغاز و تا پایان فروردین 1393
    مهلت ارسال متن كامل مقالات: 15 آذر ماه 1392 الی 31 اردیبهشت ماه 1393
    تاريخ برگزاري همايش: 18 و 19 خرداد 1393
    سايت همايش: www.asib2014.com
    تلفن تماس دبيرخانه: 0722-4244708
    [ شنبه 7 دی1392 ] [ 0:24 ] [ علیرضا کیایی ]

     

    این مطلب توسط خانم سعیده صادقی (معلم دانش آموزان اختلال یادگیری تهیه و تنتظیم شده است

     مفیدترین و موثرترین روش آموزشی اینگونه کودکان،آموزش انفرادی است.روشی که با تدریس در کلاس های عادی کاملا متفاوت است.در آموزش انفرادی هدف این است که تجربیات مربوط به یادکیری بنحوی ترتیب داده شوند که احتیاجات ویژه کودک را مرتفع نمایند.این امر با استفاده از کلیه اطلاعات بدست آمده از طریق تشخیص،و ارزیابی جامع اختلالات خاص کودک و طرح ریزی برنامه آموزشی ویژه کودک مقدور خواهد بود.بنابراین در آموزش انفرادی،جریانات تشخیصی با اجرای آموزش درمانی پایان نیافته و در حقیقت آغاز کار میباشد،در واقع اساس کار آموزش انفرادی بر پایه تشخیص و درمان مداوم استوار است.بدین معنی که معلم با توجه به احتیاجات جدیدکودک،روش تدریس را مرتبا تغییر می دهد.معلم آموزش انفرادی به کودک کاملا بطور فردی توجه می کند،چنین معلمی به جای اینکه بر این امر تاکید داشته باشد که کودک چه کاری را نمی تواند انجام دهد،با دقت مشاهده می کندکه او چه کاری را میتواند انجام دهد.

     دانستن این مطلب که کودک چه نوع اشتباهاتی را مرتکب می شود،به همان اندازه پیشرفت کودک در کارها،اهمیت دارد.زیرا اشتباهات کودک علائمی درباره روند فکری و میزان رشد کنونی او می باشد.آموزش انفرادی را می توان به منزله ی جریانات تدریس-ارزیابی دانست.معلم نیز بایستی بطور متناوب نقشهای معلم و ارزیاب را ایفا نماید.بدین طریق که ابتدا کودک را مورد آزمایش قرار داده و سپس مقدار معینی مواد آموزشی که بر اساس اطلاعات بدست آمده از آزمایش انجام شده طرح ریزی شده است،به کودک تدریس می شود.مجددا کودک مورد آزمایش قرار میگیرد تا معلوم شودچه اندازه از مواد تدریس شده را فرا گرفته است.چنانچه کودک آزمون را با موفقیت بگذراند،روشن می شود که تدریس موفقیت آمیز بوده و معلم برای مرحله بعدی یادگیری مواد جدیدی را طرح ریزی و بوسیله آن پس از آموزش کودک،کودک را مورد آزمایش مجدد قرار میدهد.چنانچه کودک در آزمون توفیق نیابد،اشتباهات او مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد تا علت عدم موفقیت وی مشخص شده و خط مشی طرح ریزی برنامه آموزشی بعدی نیز تعیین گردد.بعنوان مثال،معلم آموزش انفرادی ممکن است از اشتباهات شفاهی فرددر خواندن استفاده نماید چرا که تحقیقات مختلف نشان داده است که تجزیه و تحلیل اشتباهات خواندن که به طور شفاهی صورت می گیرد،علائم بسیار مهمی از جریانات فکری کودک را در مورد خواندن آشکار می کند.اشتباهات شفاهی خواندن را نباید تنها به عنوان اشتباهات تصحیح شدنی در نظر گرفت بلکه لازم است آنها را به عنوان رفتار آشکاری که ممکن است جنبه های از طرز کارکرد و عمل هوش او را آشکار نماید،تلقی نمود.

     آموزش انفرادی ممکن است بطور مختلف مانند:آموزش خصوصی،آموزش در گروههای کوچک و آموزش در کلاس انجام پذیرد.

     آموزش انفرادی به تصمیم گیری مداوم توسط فردی که مواد آموزشی را طرح ریزی و تدریس میکند،احتیاج دارد. به عقیده اسمیت و نایت ورث جریان کامل آموزش انفرادی را میتوان به شکل دایرهای تصور کرد که در آن هر مرحله از آموزش،قسمتی از محیط این دایره را تشکیل میدهد.

     جریان چنین سیکلی عبارت است از:

     1-تشخیص

    2-طرح ریزی آموزشی

     3-اجرای طرح

     4-ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

     5-تغییر در کنشهای تشخیصی بصورت جدید.

     

    آموزش انفرادی و آموزش کلاسی به دلایل زیر با یکدیگر متفاوتند:

     1-در آموزش انفرادی لازم است تصمیم گیری بطور مداوم انجام گیرد،در حالیکه در کلاسهای عادی جریانات روزمرئه طوری ترتیب داده شده اند که تصمیم گیری را به حداقل تقلیل می دهند.بعنوان نمونه،در کلاسهای عادی مواد تحصیلی از قبل تعیین شده و معلم در تهیه و تنظیم آنها نقشی ندارد.

     2-مواد برنامه آموزش انفرادی،خاص یک کودک و متناسب با توانایی های او تنظیم شده اند و حال آنکه درسها و مواد آموزشی کلاس های عادی مطابق توان عمومی دانش آموزان هر کلاسی تنظیم می شود.

     متغیرهای آموزش انفرادی    

     عموما معلم و اولیای مدرسه در کاستن بسیاری از عوامل مربوط به اختلالات یادگیری،موفقیت چشمگیری ندارند،چرا که ممکن است موقعیت خانوادگی و زیر بنای ژنتیکی و بیولوژیکی کودک،کلید اصلی مشکلات یادگیری او باشند.با این حال معلم قدرت تغییر بعضی از متغیر ها را در مدرسه و کلاس درس دارد.

     لرنراعتقاد دارد که معلم آموزش انفرادی باید به عوامل زیر توجه داشته باشد:

     1-فضای یادگیری:

    موقعیت فیزیکی مدرسه و یا کلاس درس باید برای یادگیری محیط مناسبی باشد مثل استفاده بجا از وسایل مجزا کننده نظیر کابینت های کوچک،پرده،اتاق های مخصوص،برطرف کردن محرک های که حواس پرتی در کودک بوجود می آورندو در آخر سادگی معلم از نظرلباس زیور آلات مختلف.

     2-زمان:

    روشهای زیادی برای کنترل زمان آموزش انفرادی وجود دارد.مثلا برای کودک کم توجه،باید درس ها را بنحوی تنظیم کرد که در مدت کوتاه تری به نتیجه برسد و در مورد درس ریاضی به جای تعیین یک صفحه تکلیف میتوان فقط به تعیین چند تمرین ساده و مختلف اکتفا نمود.وقت تمرینات زمانبندی شده را میتوان متناسب با موقعیت یادگیری کم و زیاد کرده و در مورد درس های طویل نیز میتوان زمانی کوتاه جهت استراحت دانش آموز منظور نموده و از خستگی بیش از حد او جلوگیری کرد.

     3-عامل چند وجهی:

    متغیرهای چند وجهی عواملی هستند که کودک باید در انجام تکالیف با آنها دست و پنجه نرم کند.معلم باید با ایجاد محدودیت های زیر و با کنترل این عوامل از ازدیاد بیمورد آنها جلوگیری نماید:

     1)کاهش در تعداد قطعات تکلیف درسی که کودک ملزم است آنها را انجام دهد.

     2)کاستن از محرک های محیطی و خارجی .

     3) کم کردن از تعداد مراحل مختلف تدریس.

     معلم می تواند از تعداد عکس های دیواری،بولتن ها ،روشنای بیش از حد،رنگ های اتاق و وسایل متنوع کاسته و آنها را محدود سازد.همچنین از گفتگوی زیاد با کودک پرهیز نماید.

     4-میزان دشواری دروس:

    اندازه و میزان دشواری دروسی را که در تدریس مورد استفاده قرار میگیرند،می توان به نحو قابل تحملی برای کودک تغییر داد.در اینجا مفهوم آمادگی"اهمیت زیادی دارد.در واقع در انجام تکالیف نباید بیش از حد توانایی، از کودک انتظار داشت ،زیرا انتظار غیر واقع باعث شکست کامل کودک در امر یادگیری می شود.عامل دیگری که در یادگیری لازم است مورد توجه قرار گیرد ،تدریجی بودن درجه دشواری موضوع مورد نظر میباشد.بدین معنی که بعضی از تکالیف باید از نظر زمانی مقدم بر تکالیف دیگر آموخته شوند.مثل کودکی که در جمع کردن مشکل دارد ،نمی تواند ضرب کردن را درک نماید.

     5-سادگی زمان آموزشی :

    از آنجا که زبان عامل اصلی جهت روشن نمودن مفهوم موضوع می باشد،معلم باید مکالمه را طوری طرح ریزی نماید که در خور فهم کودک بوده و او را گیج و یا مایوس نکند.بعضی از متخصصین اعتقاد دارند که در آسان کردن زبان نکات زیر باید مورد توجه قرار گیرد:راهنمایی ها تا حد اقل ممکن کاهش داده شده وفقط از کلمات اساسی استفاده شود و ارتباط بصری به طور مستمر برقرار شود.باید از استعمال کلمات مبهم و پیچیده احتزاز و با حرکات اشاره دست،او را در فهم گفتار کمک نمود،آهسته صحبت کردن و از بکار بردن جملات طویل خودداری شود.

     6-روابط شخصی:

    برقراری روابط حسنه و به وجود آمدن اعتماد متقابل یادگیری را تسهیل و افزایش میدهد.

    [ سه شنبه 3 دی1392 ] [ 14:26 ] [ علیرضا کیایی ]

     

    این مطلب توسط خانم سعیده صادقی (معلم دانش آموزان اختلال یادگیری تهیه و تنتظیم شده است

    نكته هاي كليدي برای آموزگاران استثنایی در مديريت كلاس درس

     كليدهاي آموزشي ، اگر قفل مشكلات آموزشي را باز نكنند، در آن ها هم نمي شكنند. اين كليدها در واقع

    نكته هاي باريك تر از مويي هستند كه رعايت آن ها به بهبود مديريت كلاس درس مي انجامد.

     .  سعي كنيد چشم خود را به داشته هاي دانش آموزان بدوزيد ، نه به نداشته هاي آنان.

    .  همه به محرك نياز دارند ، تشويق نوعي محرك است .

    ·  اگر دانش آموز درسي را خوب بفهمد ، از آن درس و كلاس راضي است .

    · انتقاد سازنده را هميشه با بيان يكي از ويژگي هاي مثبت دانش آموز آغاز كنيد.

    · رفتار را سرزنش كنيد ، نه شخصيت را . شما را دوست دارم ، اما كار شما را دوست ندارم .

    · براي تسلط بر دانش آموزان ، ابتدا بايد بر خودمان مسلط باشيم .

    ·  همه ي شاگردان را حد متوسط بدانيم و انتظار معجزه از آن ها نداشته باشيم .

    ·  در وجود دانش آموز ضعيف يا بد ، خوبي ها را بجوييد و آن ها را تقويت كنيد.

    ·  هرگز دانش آموز را به كاري كه نمي توانيد ، تهديد نكنيد؛ چرا كه او طرف برنده خواهد شد 

    ·  فرمول تنبيه را پاك كنيد و فرمول تشويق را جايگزين كنيد.

    ·  بهداشت كلامي خود را رعايت كنيد.

    ·  دانش آموزان آن گونه كه ما مي خواهيم نمي شوند ، بلكه آن گونه كه هستيم مي شوند.

    ·  براي رسيدن به هدف هاي خود در كلاس ، مثبت فكر كنيد.

    ·  براي اثر گذاري بر دانش آموزان ، ابتدا بايد بر خواسته هاي آن ها توجه كنيد .

    ·  ياد ندهيم ، از هم ياد بگيريم . حاكم شدن يك سليقه ، نه شدني است نه مطلوب .

    ·   چشم دانش آموز به رفتار ما و گوش او بر گفتار ماست . پس بايد مواظب باشيم چه مي كنيم و چه مي گوييم

    ·  با روش تدريس ديروز نمي شود دانش آموزان امروز و فردا را آموزش داد.

    ·  نظم كلاس نتيجه ي تدريس خوب است و تدريس خوب نتيجه ي طرح درس خوب.

    ·  بهترين پادزهر معلم براي بد رفتاري دانش آموز اين است كه مايل باشد به دانش آموز كمك كند.

    ·  براي آنكه به ذهن دانش آموز راه يابند ، ابتدا بايد به دل او راه پيدا كنيد.

    ·  تكاليف بايد تابع توان دانش آموز باشد و مايه ي سرگرمي ، نه مايه ي عذاب.

     منابع :

    1: مهارت هاي آموزش و پرورش ، حسن شعباني ، تهران 1372.

    2: راهبردهاي تدريس ، ترجمه سيامك محجور ، پروين غياثي ، تهران 1379

     

                                              

                                    

     

     

     

                                               نقش سوال کردن

                                          به عنوان ابزاری در مديريت کلاس درس                               

    ايجاد فضای همياری

              هيچ وقت در جلسه ای بوده يا در سخنرانی شرکت کرده ايدکه در آن فقط شنونده بوده باشيد ؟بگذاريد رو راست باشيم . اگر در برنامه ای خود را دخيل ندانيد ، خيلی ساده آنرا رها می کنيد و به کار ديگری می پردازيد . نوجوانان هم همين طور هستند . با اين حال ، وقتی چنين موقعيتی پيش می آيد نوجوانان کمتر می توانند خود را کنترل کنند و نقشی منفعل به خود بگيرند و  بيشتر  احساسات  خود  را  بروز    می دهند . و روشن است که در اين حالت رفتارهای مشکل زا از آنها سر می زند . البته در چنين موقعيتی کارهای زيادی می توان انجام داد . به ياد داريد که در بخش قبل بر نياز به استفاده از حرکات بدن ٬ ارتباط چشمی و کنترل لحن صدا تاکيد کرديم تا از اين که شاگردان همچنان با روند تدريس همراه هستند اطمينان پيدا کنيم

          اين که بتوانيد در جلسات بحث و پرسش و پاسخ ، شاگردان هر چه بيشتری را شرکت دهيد اهميت تام دارد . انتقال اين حس به شاگردان که درس از آن آنهاست تاثير مثبت و قابل توجهی در کنترل کلاس دارد . تلاش کنيد وقتی شاگردان را برای پاسخ دادن به سوالات انتخاب می کنيد توازنی برقرار باشد . به طور خصوصی با شاگردان فعال صحبت کنيد و از تعهد و علاقه منديشان تشکر کنيد و توضيح دهيد که لازم است به ديگران هم مجال تلاش بدهيم . تحقيقات زيادی انجام شده که نشان می دهد هسته کنترل موثر کلاس ، تکنيک خوب سوال کردن است . مطمئنا شما که از روش بحث کلاسی يا پرسش و پاسخ در کلاس تان استفاده کرده ايد  می دانيد که ساکت نگه داشتن بچه های زرنگ مشکل است و در عين حال شاگردان زيادی هم هستند که چندان در درس و بحث کلاس شرکت نمی کنند . اين ها همان شاگردانی هستند که از درس منقطع می شوند و از تجربه يادگيری باز می مانند . حال بايد پرسيد که چرا چنين اتفاقی می افتد ؟ مطمئنا همه علت ها در سطح توانايی دانش آموزان در يادگيری خلاصه نمی شود . در بسيارری از موارد شاگردان با هوش تر هم صحبت کردن در کلاس درس را بسيار دشوار می بينند .

            تجربه من در ( مشاهده شاگردان ) به همراه گفتگوهايی که با والدين و بچه ها داشته ام ، حاکی از آن است که اين کار سه دليل دارد : اولين دليل به استنباط شاگرد از ارزش و اهميت شرکت در گفتگوهای کلاسی بر می گردد .چرا بايد شاگردی که به خوبی در درس پيش می رود و نمرات عالی در تکاليف نوشتنی اش می گيرد با داوطلب شدن برای پاسخ به سوالات در کلاس خود را در معرض خطر قرار دهد ؟بديهی است که برای اين دسته از شاگردان بايد ارزش شرکت در بحث های کلاسی روشن شود . دوم ، بعضی شاگردان توانا به هنگام صحبت کردن در کلاس دچار بحران  اعتماد  به  نفس می شوند . آنها از اشتباه کردن و مورد تمسخر همکلاسی قرار گرفتن می ترسند . اين شاگردان از اين حقيقت که معمولا در پاسخ هايشان خيلی هم موفقند ٬ غافل هستند . بسياری از شاگردان از ترس اينکه همکلاسی هايشان آنها را علامه بنامند از شرکت در بحث های کلاسی تفره می روند . بايد توجه داشت که همين استنباط شاگردان از موقعيت شان بر رفتار آنها تاثير می گذارد و نهايتا مانع از مشارکت کلامی آنها در درس می شود . احساس آنها اين است که فرهنگ کاری کلاس بر فرد متمرکز شده و اين فرهنگ ، رقابتی و ترس آور است . همين موضوع باعث می شود که از مشارکت در درس کنار بکشند و امکان شلوغی و رفتارهای ناپسند از جانب آنها زياد شود . سوم ، عده کثيری احساس می کنند که آنچه در کلاس می گذرد به درد آنها نمی خورد ، پس چرا بايد در درس دخيل باشند ؟ اين مشکلی است که با روش سوال کردن از همه می توان آن را اصلاح کرد .

            اگر قصدتان اين باشد که همه شاگردان را کاملا درگير درس کنيد ، لازم است با ايجاد فضای خالی از ترس و مبتنی بر همياری با اين احساسات مقابله کنيد . چند راهبرد موثر در ايجاد فضای همکاری در کلاس گرد آوری کرده ام . اين راهبرد ها تجويزی نیستند . از ميان آنها آنچه را که موثر می بينيد انتخاب کنيد . اميد است که اين نظرات ، شما را به انديشيدن در باره اين موضوع بر انگيزد و بتوانيد در آينده روش خاص خودتان را در زمينه تشويق نوجوانان به شرکت آزادانه در بحث کلاسی پيدا کنيد .

    راهبرد هايی برای افزايش يادگيری های مبتنی بر همياری در کلاس

    شناساندن ارزش مشارکت کلامی در کلاس به شاگردان        

             احساس من اين است که برای شاگردان فهميدن ارزش مشارکت کلامی در يادگيری بسيار مهم است . مشارکت در فرآيند جذب اطلاعات از محرک های نوشتاری يا کلامی ، تحليل و تلفيق مطالب ، شکل دهی فرضيه و سپس نظم بخشيدن به افکار در قالب زبانی روشن همگی در شاگردان حس مالکيت برآن مفهوم يا موضوع را ايجاد می کند و آنها را کاملا به روند يادگيری ملتزم می کند . اگر اين فرآيند پيش نيايد ، شاگرد به آسانی از فرآيند يادگيری منفک خواهد شد  و مفاهيم يا اطلاعات را کمتر به ذهن خواهد سپرد و در نتيجه حس مالکيت مطالب درس در وی ايجاد نخواهد شد . معلمين بايد منطق و اهميت مشارکت در دروس را در همان جلسات اوليه برای شاگردان تبيين کنند . البته بايد فرآيند مذکور را به زبانی گفت که برای شاگردان قابل فهم باشد


    ادامه مطلب
    [ سه شنبه 3 دی1392 ] [ 14:22 ] [ علیرضا کیایی ]

    نگاهي به مشكلات رفتاري و شيوه هاي تربيتي كودكان سرآمد

    «سرآمدن بودن» ويژگي است كه هر شخص در هر سني كه باشد طالب آن است، اما از منظر كودكي تيزهوش يا سرآمد اين ويژگي زمينه ساز جدايي او از جمع است. 
    كودكان تيزهوش بي اين كه كودكي كنند، بزرگ مي شوند، چرا كه والدين به آنها القاء مي كنند كه «كودكي كردن» نشانه بي خردي است. آنها بزرگ مي شوند، بي اين كه لحظه اي به شيطنت و بازي انديشيده باشند؛ چون ذهن آنها دايماً درگير فراگيري بيش از توان شان بوده است؛ و بدون آن كه بدانند كي و چگونه از جمع فاصله مي گيرند، از كودكي خود يا خاطره اي ندارند و يا هر چه دارند گنگ و نامفهوم و آميخته با هيجان و استرس آموزش و بازخواست است. 
    اما هستند كودكان تيزهوشي كه والدين آنها به جهت آگاهي شان، كودكي را از فرزندشان دريغ نمي كنند و اجازه مي دهند او كودكي شاد باشد تا بزرگسالي سرآمد، اما افسرده. آنها همواره از فرزندشان به قدر نياز خواسته اند. آنچه در پي مي خوانيد شناسايي كودكان تيزهوش، ويژگي ها و رفتارهاي آنها و راهكارهاي مناسب جهت آموزش و پرورش صحيح كودكان تيزهوش يا سرآمد است.

    كودكان ويژه

    از منظري مي توان همه كودكان را ويژه دانست، چرا كه هر يك به جهت ويژگي هاي ذاتي و رفتاري خويش متفاوت از ديگري هستند؛ اما علاوه بر خصوصيات ذاتي و رفتاري، كودكان از جهت ويژگي هاي ديگري چون نژاد، مليت، فرهنگ و آداب و رسوم و... و يا ويژگي هاي اختصاصي تري چون رنگ چهره، مو، چشم و... نيز متفاوتند. 
    اما در بحث روانشناسي، ويژگي، تعريفي جدا از تعاريف ياد شده دارد. از ديدگاه روانشناسان، كودكان ويژه تنها دو گروه، شامل: كودكان معلول يا ناتوان و «كودكان تيزهوش يا سرآمد» هستند. 
    در تعريف كودكان معلول يا ناتوان آمده است: كودك معلول يا ناتوان كودكي است كه به هر شكل دچار محدوديت بوده و از بروز احساسات، عواطف و خواسته هاي خود به جهت عقب ماندگي ذهني ناتوان است. اما نوع ديگري از معلوليت، معلوليتي است كه شخص، بدون آن كه عقب مانده ذهني باشد، در انجام يكي از امور چون خواندن، نوشتن، راه رفتن، شنيدن و تكلم به جهت نقص عضو ناتوان باشد. 
    اما در تعريف كودكان تيزهوش يا سرآمد، چنين مي خوانيم: كودك تيزهوش، كودكي است كه در يك يا چند مهارت چون ورزش، درس و تحصيل، موسيقي، نقاشي و... سرآمده بوده و اين امور را برتر از آن چه از سن او انتظار مي رود، انجام دهد. اين برتري بايد ابتدا بدون آموزش و تنها به جهت علاقه كودك و استعداد ذاتي او ديده شده و سپس تحت تعليم قرار بگيرد.

    كودكان ويژه مانند ديگر كودكان، نيازمند برآورده شدن چهار نياز اصلي خود شامل نيازهاي فيزيكي، نيازهاي آموزشي، نيازهاي عاطفي- رواني و نيازهاي اجتماعي- تفريحي هستند.

    ۱- نيازهاي فيزيكي؛ به معني فراهم كردن زمينه مناسب براي رشد ذهني- جسمي، رشد ماهيچه ها، استخوان ها و بخش هاي مختلف بدن است.

    ۲- نيازهاي آموزشي؛ شامل فراهم كردن شرايط مناسب براي آموزش مهارت هاي درسي و غيردرسي چون امور هنري و... است.

    ۳- نيازهاي عاطفي- رواني؛ به معناي برآوردن نيازهاي عاطفي- رواني اين كودكان در حد معقول است؛ به طوري كه رفتار والدين و اولياء مدرسه (مدارس استثنايي و مدارس ويژه كودكان تيزهوش يا استعدادهاي درخشان) نبايد كم اهميتي يا بي اهميتي و يا توجه بيش از حد را در ذهن كودكان ايجاد كند.

    ۴- نيازهاي اجتماعي- تفريحي؛ به مفهوم برآوردن نيازهايي مانند نياز ارتباط با اجتماع و همسالان، بازي و سرگرمي، بازديد از مراكز آموزشي، تفريحي، علمي و... است.

    در اين بحث، به طور اختصاصي به بررسي كودكان «تيزهوش يا سرآمد» مي پردازيم.

    علائم تيزهوشي

    به عقيده روانشناسان، ظرافت رفتار با كودكان تيزهوش، از آن جهت مهم است كه اين كودكان به جهت بهره هوشي بالا از سطح شعور و آگاهي بالاتري نسبت به همسالان خود بهره مند بوده و درك و فهم بالايي از مسايل اجتماعي داشته و زير و بم هاي رفتاري ديگران را به خوبي درك مي كنند. 
    تا مدت ها مي پنداشتند فقط كودكاني در زمره كودكان تيزهوش قرارمي گيرند كه از جهت درسي و آموزشي موفق بوده و در كلاس سرآمد ديگران باشند. اما اكنون معتقدند كودكاني كه در هر مهارتي سرآمد بوده و آن مهارت را برتر از همسالان خود انجام مي دهند، مي توانند در زمره كودكان تيزهوش قرار بگيرند. به عبارت ديگر، كودكي كه از جهت فعاليت هاي هنري يا ورزشي سرآمد است؛ تيزهوش محسوب مي شود.

    روانشناسان چند ويژگي را، نشانه تيزهوشي مي دانند. در بعضي كودكان همگي ويژگي يا نشانه و در بعضي ديگر تعداد كمتري از اين ويژگي ها ديده مي شود، اما حداقل بايد ۳ نشانه در كودك ديده شود تا كودك در زمره كودكان تيزهوش قرار بگيرد. اين ويژگي ها عبارتنداز:

    ۱- شروع فعاليت هاي فيزيكي و بلوغ زودرس عقلي بسيار زودتر از همسالان خود؛ كودك تيزهوش بسيار زودتر از زمان مقرر راه رفتن، صحبت كردن، گوش كردن به راديو و تلويزيون و واكنش نشان دادن به كارتون ها يا برنامه هاي ويژه خردسالان و مطالعه كتاب و... را آغاز مي كند. توجه كنيد در شروع اين فعاليت ها نبايد اجباري به كار گرفته شده باشد.

    ۲- برانگيخته شدن سريع حس كنجكاوي و توجه ويژه به مسايل و اتفاقات اطراف؛ كودكان تيزهوش درك و فهم دقيقي از مسايل داشته و زودتر از همسالان خود به مسايل و موضوعات حساسيت نشان مي دهند. مثلاً تنها با تغيير لحن والدين ناراحت يا خوشحال مي شوند؛ اين ويژگي حتي در دوران نوزادي نيز ديده مي شود.

    ۳- علاقه شديد به مطالعه كتاب، به ويژه كتاب هاي مرجع چون دايره المعارف ها، اطلس ها، زندگينامه اشخاص (بيوگرافي) داشته و از فرهنگ لغت براي يافتن معني كلمه ها چه به زبان مادري و چه به زبان دوم به كرات استفاده مي كنند.

    ۴- علاقه شديد به نوشتن يا سراييدن شعر؛ اين كودكان مهارت ويژه اي در نوشتن متون ادبي يا سراييدن شعر دارند.

    ۵- فراگيري سريع؛ اين كودكان به سرعت هر چه را كه به آنها بياموزيد، فرا مي گيرند.

    ۶- مهارت در برقراري ارتباط با ديگران؛ كودكان تيزهوش اجتماعي بوده و اغلب بزرگ تر از سن خود رفتار كرده و صحبت مي كنند.

    مشكلات و ناهنجاري هاي كودكان تيزهوش

    تفاوت عمده كودكان تيزهوش با ساير كودكان، تفاوت در تفكر آنهاست. آنها با وجود كودكي، بزرگ مي انديشند و همين نكته، سرآغاز رفتار نامناسب والدين و اوليا مدرسه با آنهاست؛ چرا كه فراموش مي كنند اين كودكان در مقايسه با همسالان خود عاقل و منطقي اند، نه در مقايسه با والدين خود! 
    كودكان تيزهوش اغلب مي پندارند علاقه والدين و آموزگاران و... به آنها تنها به دليل برتري آنهاست. بدون اين ويژگي كسي به آنها توجهي ندارد؛ بنابراين گاه سعي مي كنند با پنهان كردن استعداد خود- اگر موفق بشوند- رفتار واقعي ديگران با خود را محك بزنند.

    روانشناسان مهم ترين مشكلات و نابهنجاري هاي كودكان تيزهوش را به اين شرح مي دانند:

    ۱- تمارض؛كودكان تيزهوش براي آن كه همچون همسالانشان با آنها رفتار شود، اغلب تمارض مي كنند. آنها سعي مي كنند تا عملاً دير فرا بگيرند، دير پاسخ بدهند، اشتباه بخوانند يا اشتباه بنويسند، اشتباه صحبت كنند از آموزگار يا والدين سرپيچي كنند تا والدين و آموزگار مانند كودكان معمولي با آنها رفتار كنند.
     
    ۲- عقب نشيني؛ شيوه اي براي مقابله با تنهايي و تمايز. اين كودكان به جهت توانايي در سخنوري، حل مسايل و مشكلات، پذيرش مسئوليت و انجام آن به نحو احسن و... در مدرسه و ميان همسالان خود و يا حتي در منزل شاخص مي شوند؛ اما بهاي سنگيني را براي اين تفاوت و تمايز مي پردازند، چرا كه دوستان و حتي خواهر و برادر آنها به تدريج از آنها كناره مي گيرند و اين براي كودكان تيزهوش خوشايند نيست. 
    گاه حتي همسالان دست به آزار و اذيت اين كودكان مي زنند و ناخواسته و گاه آگاهانه باعث كناره گيري آنها از جمع مي شوند.بنابراين كودكان تيزهوش با عقب نشيني و پنهان كردن استعدادهاي خود، سعي در برقراري ارتباط با ديگران دارند. اما متأسفانه گاه والدين و آموزگاران با شاخص كردن كودك، او را از جمع دور كرده و او را به كودكي گوشه گير و تنها تبديل مي كنند.

    ۳- به پا كردن جنجال و جر و بحث؛ والدين و آموزگار، كودك تيزهوش را از هر گونه رفتار كودكانه و ويژه سن كودكي نهي مي كنند و دايماً اين عبارت را تكرار مي كنند كه، «كسي كه هوش سرشاري دارد، نبايد شيطنت كند. بايد با ديگران با منطق رفتار كند.» اما آنها فراموش كرده اند كه او كودكي بيش نيست. از اين رو اغلب كودكان تيزهوش به همسالان و حتي با خواهر و برادر بزرگتر خود جر وبحث كرده و سعي در برپا كردن جنجال و سر و صدا دارند؛ آنها اين حركت را نوعي ابراز وجود مي دانند و دوست دارند به اين ترتيب كودكي خود را ثابت كنند.

    ۴- پويايي كه اغلب با شكست و سرخوردگي همراه است؛ كودك تيزهوش همواره در معرض سردرگمي، كلافگي، دلزدگي و... قرار دارد؛ چرا كه مباحث درسي و فعاليت هاي كلاسي اغلب پاسخگوي نيازهاي او نيست. 
    كودكان تيزهوش همواره در جستجوي گزينه پنجم هستند! به اين معنا كه حتي در آزمون هاي درسي همواره ابعاد مختلفي از سؤال را بررسي مي كنند و متفاوت از ديگران به سؤال پاسخ مي دهند.

    ۵- ناآرامي و بي قراري، صفتي دائمي؛ هوش و استعداد بالا، عاملي جهت ناآرامي كودك- در اغلب موارد و نه هميشه- است؛ چرا كه اين ويژگي كودك را تشنه كشف، دانستن و تلاش مي كند. در واقع انرژي نهفته اين كودكان به جاي آن كه دائماً شيطنت شود، بايد در مسير صحيح قرار گيرد تا حس كنجكاوي آنها را سيراب كند. 
    تنوع سرگرمي يكي از نكاتي است كه بايد به خاطر سپرده شود. اغلب اين كودكان حداكثر تا ۴۵ دقيقه مي توانند از بازي يا سرگرمي خاصي لذت ببرند و پس از سپري شدن اين مدت، در جستجوي سرگرمي ديگري هستند.

    ۶- انتخاب و آزادي، دو حس ذاتي كودكان تيزهوش است.كودكان سرآمد نمي توانند مانند ديگران در قالب هاي رفتاري ويژه فرو رفته و از جمع و اجتماع اطاعت كنند. اگر انتخاب و آزادي عمل اين افراد سلب شود، به افرادي افسرده، كلافه، عصبي و ناآرام تبديل مي شوند و گاه رفتار آنها به لجبازي و سركشي تعبير مي شود.

    ۷- توقع بيش از اندازه از خويشتن؛كودكان سرآمد بيش از آنچه بايد، از خود انتظار دارند و دستيابي به يك يا دو موفقيت هر چند چشمگير آنها را سيراب نمي كند. آنها به سرعت از هر موفقيتي مي گذرند و دايماً در جستجوي موفقيتي ديگر هستند. آنها به سرعت دلزده مي شوند- از همه چيز و همه كس- و اگر نتوانند چيزي يا كسي را جايگزين كنند، دچار افسردگي مي شوند. اين حالت به وضوح در جوانان و نوجوانان با هوش حتي بيش از كودكان سرآمد ديده مي شود.

    چه بايد كرد؟

    در اولين قدم بايد فراموش نكنيم كه كودك باهوش، هنوز يك كودك است و مانند همسالان خود نيازمند محبت و تشويق به جاي والدين است. بايد به او بفهمانيم كه محبت ما به جهت استعداد ويژه او نيست، بلكه او را به خاطر آن كه فرزندمان است، دوست داريم. اين احساس كه او را به خاطر خودش دوست داريم به كودك اطمينان مي دهد كه اگر زماني با شكست يا عدم موفقيتي روبه رو شد، همه چيز را تمام شده نبيند.

    از او به اندازه سن او و نه به اندازه استعداد ويژه او انتظار داشته باشيم. هر چند او درك و فهمي به مراتب بالاتر از همسالانش دارد اما او فرزند و كودك ماست.

    او نيز مانند ساير كودكان نيازمند تشويق و دريافت هديه است. دوست دارد در مقابل نمرات درخشان و يا رفتارهاي نيكو تشويق شود. اغلب والدين به جهت توقع بالايي كه از اين كودكان دارند، موفقيت هاي آنها را عادي جلوه داده و آنها را تشويق نمي كنند و باعث سرخوردگي كودك مي شوند.

    به تمارض هاي او پاسخ نداده و توجه نكنيد. اگر مي بينيد كه به عمد كاري را انجام نمي دهد، درسي را فرانمي گيرد و يا در خواندن و نوشتن و... عمداً اشتباه مي كند، به هيچ وجه با او دعوا نكنيد. مانند كودكان ديگر درس را مجدداً براي او توضيح بدهيد؛ به كم شدن نمره او درست مانند ديگر كودكان واكنش نشان دهيد و بگذاريد او خودش اشتباهش را جبران كند، اما دقت كنيد كه اين واكنش ها تمارض است يا او واقعاً نكته اي را متوجه نشده است: آموزگار وي، بهترين راهنماي شماست.

    اگر مي بينيد دوست ندارد بين همسالان خود در مدرسه، در جمع فاميل و دوستان و... مطرح شود، از موفقيت هاي او تعريف نكنيد.احساس متمايز بودن از ديگران، برقراري ارتباط با آنها را مشكل مي كند و گاه براي فرار از آزار و اذيت همسالان، كودك شيوه ديگري چون تنبلي و... را در پيش مي گيرد.اگر براي جلب توجه، جنجال و جر و بحث به راه مي اندازد، اصلاً توجه نكنيد. كودكان به خوبي مشكلاتشان را حل مي كنند. فقط از دور نظاره گر باشيد.

    با والدين دوستان فرزندتان برنامه هاي تفريحي- علمي ترتيب بدهيد. حضور در جمع دوستان براي اين كودكان بسيار عالي است. از سوي ديگر مي توانيد رفتار فرزندتان را در جمع دوستانش ارزيابي كنيد و به نقاط ضعف و قوت او پي ببريد.

    با والدين دوست يا دوستان نزديك فرزندتان ارتباط حضوري يا تلفني داشته باشيد و از اوضاع مدرسه، رفتار اولياي مدرسه، رفتار كودكان با يكديگر و... صحبت كنيد.

    با اولياي مدرسه، به ويژه آموزگاران فرزندتان ارتباطي فراتر از جلسات اوليا و مربيان داشته باشيد. رفتار كودكان سرآمد دايماً بايد به طور غيرمستقيم كنترل شود.

    مقايسه را كنار بگذاريد و او را با هيچ يك از دوستان و يا خواهر و برادرش مقايسه نكنيد. اين حس، حس ناخوشايندي است، چون بين او و ديگران فاصله مي اندازد. بعضي از والدين عادت دارند كه دايماً او را با ديگران سنجيده و بگويند «تو باهوشي، نبايد چنين رفتاري داشته باشي.» فراموش نكنيد او بيش از هر چيز كودك است.

    از والدين موفقي كه فرزند يا فرزندان تيزهوش دارند كمك بگيرند؛ ببينند رفتار آنها با فرزند تيزهوششان چگونه بوده كه اكنون فرزند آنها به جواني موفق تبديل شده است.

    از كتاب هاي معتبر علمي كه در اين زمينه مطالبي دارند، استفاده كنيد.

    - هر چند كودك شما باهوش و سرآمد است، اما براي انجام برنامه هاي مختلف به ويژه كلاس هاي فوق برنامه هم او گنجايشي دارد. اگر كودكان عادي پس از گذشت يك ساعت و يا رفتن به يك كلاس فوق برنامه خسته مي شوند، او پس از يك ساعت و نيم و رفتن به دو كلاس فوق برنامه خسته مي شود؛ پس از او نخواهيد كه بي وقفه تلاش كند. فراموش نكنيد او كودكي بااستعداد است، نه رباتي فرمانبر .

    ترجمه: مهتاب صفرزاده خسروشاهي 
    منبع: مركز مطالعات اجتماعي و روانشناسي دانشگاه كلورادو (آمريكا)
    [ شنبه 30 آذر1392 ] [ 18:43 ] [ علیرضا کیایی ]
    انجمن علمی دانشجویی کودکان استثنایی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار میکند

    یک قدم مانده...

    بمناسبت روز جهانی معلولان 

    سه شنبه 19 آذرماه 1392

    با حضور: چهره های شناخته شده ورزشی، هنری و علمی و نخبگان معلول کشور

    مسئولیناجرایی:

    علیرضا کیایی:دبیر همایش

    عسگر چوبداری :دبیر اجرایی همایش

    خانم ها صدری؛ روح الامینی ،محمدی، مختاری، طیبی ،فیاضی

    آقایان:رحمتی ؛کرمی؛فرهمند راد؛ادریس محمدی؛رسولی ؛فرزانه و .....

    با تشکر از "مسعود شیر مردی :همتی:شجری .و.................

    [ چهارشنبه 20 آذر1392 ] [ 18:48 ] [ علیرضا کیایی ]
    ........ مطالب قدیمی‌تر >>

    .: Weblog Themes By Mah Music :.

    درباره وبلاگ

    از تمام کسانی که مطالب علمی تخصصی در حوزه کودکان استثنایی و روانشناسی دارن و علاقه مند به درج مطلب خود در این وبلاگ هستند مطالب خود را به ایمیل اینجانب بفرستند تا در وبلاگ برای تمامی شما عزیزان قرار داده شود . علیرضا کیایی ali.kiaey@yahoo.com
    0937954....
    موضوعات وب
    امکانات وب
    

    قالب وبلاگ

    قالب وبلاگ

    download

    چت

    قالب بلاگ اسکای

    قالب وبلاگ

    اخلاق اسلامی

    قالب وبلاگ

    فروشگاه اينترنتي ايران آرنا