X
تبلیغات
انجمن علمي كودكان استثنايي

انجمن علمي كودكان استثنايي
دانشگاه خوارزمی(تربیت معلم تهران)
پيوندهای روزانه
 

اینجا جا داره از همه کسانی که بهم پیام تبریک جهت قبولی کنکور ارشد دادن تشکر کنم.به زودی درصدها و کارنامه و جزوه هامو رو وبلاگ میزارم.

وهمچنینن خوشحالم که انجمن علمی به دست کسانی افتاده که واقعا دلسوز انجمن هستن و اینجا دوست دارم به همه دوستان خوارزمی خود بگویم که به خانم مهاجری که واقعا تلاش زیادی برای سرسامان دادن به انجمن کشیده یاری دهید و به جای سنگ پرانی به ایشان یاری دهنده او باشیم                                                                                                                

                                                                                                                  موفق باشین

                                                                                                                    

[ یکشنبه 29 اردیبهشت1392 ] [ 19:34 ] [ علیرضا کیایی ]
با سلام خدمت تمامی دوستانی که گاهی اوقات به وبلاگمون سر میزنن. میخواستم با کمی ناخیر ولی با کلی هیجان موفقیت بنیان گذار این وبلاگ رو به گوش همه دوستان برسونم. آقای کیایی کسب رتبه 8 رشته روانشناسی رو از صمیم قلب به شما تبریک میگم. ممنون از کمک های بی دریغ شما. با آرزوی شنیدن خبر موفقیت های بیشتر شما.

مهاجری

[ یکشنبه 29 اردیبهشت1392 ] [ 17:4 ] [ مرضیه مهاجری ]
سلام
[ سه شنبه 3 اردیبهشت1392 ] [ 14:10 ] [ مرضیه مهاجری ]
 
کارشناسان تعلیم و تربیت بر این باورند که آشناسازی کودکان با تفکر می‌تواند تأثیرات فوق‌العاده‌ای بر رشد فکری و روند اجتماعی شدن کودکان داشته باشد. کاربرد فلسفه و کودک بصورت استفاده از مفاهیم تفکر برانگیز در قالب داستان نیز از این امر مستثنی نبوده و قطعاً در ایجاد بارقه‌های ذهنی کودکان بسیار مؤثر خواهد بود. از آنجا که کودکان بیش فعال درصدی از کودکان آموزش پذیر ما در مدارس بشمار می‌روند، شناسایی آنها در روند آموزش فلسفه و کودک از دو جهت لازم است

  


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 14 فروردین1392 ] [ 17:12 ] [ علیرضا کیایی ]

همه جا صحبت از برابری انسانها میشود٬همه میگویند(انسانها مساوی آفریده شده اند)اما اگرچه در جاهایی نظیر:اماکن رای گیری یا ازدحام در داخل مترو و یا کشتار در شهر هیروشیما ممکن است صادق باشد اما در جایی دیگر مسلما چنین نیست.


ادامه مطلب
[ جمعه 2 فروردین1392 ] [ 19:41 ] [ مریم رنجبر ]
  1. انجمن پزشکان کودکان ایران (http://www.irpediatrics.com)
  2. انجمن پژوهش های آموزشی پویا  (http://www.pers.ir)
  3. انجمن توسعه مهارت ها و استعدادهای کودکان - اتمک (http://zendegibakoodakan.org)
  4. انجمن حمایت از توسعه فضاهای آموزشی و فرهنگی – حامی (http://www.hami-farhang.org/about.htm) - ظاهرا سایت کار نمی کند.
  5. انجمن حمایت از حقوق کودکان (http://www.irsprc.org)
  6. انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده - حامی (http://hamiorg.org)
  7. انجمن حمایت از کودکان بد سرپرست اصفهان (http://isf-childprotection.blogfa.com)
  8. انجمن حمایت از کودکان کار  (http://www.apcl.org.ir)
  9. انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب (http://tavanyab.ir)
  10. انجمن خانه صمد بهرنگی  (http://www.khanesamad.com)
  11. انجمن دندانپزشکی کودکان ایران (http://www.iapd.ir)
  12. انجمن دوستداران کودک خراسان http://www.mashhadamoozesh.ir/admin/websites/kclc/index.htm)
  13. انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان ایران  (http://www.iacap.ir)
  14. انجمن علمی علوم تربیتی (http://www.aeot.blogfa.com )
  15. انجمن علمی کودکان استثنایی (http://anjomankstmu.blogfa.com)
  16. انجمن قلب کودکان ایران (http://www.ispc.ir)
  17. انجمن مادران امروز  (http://www.madaraneemrooz.com)
  18. باور – موسسه مشاوره و درمان اوتیسم  (http://www.bavariran.com/fa)
  19. بنیاد امید مهر  (http://omid-e-mehr.org/home.html)
  20. بنیاد کودک (http://www.childf.com)
  21. جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان (http://www.koodakekar.org)
  22. خانه کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن (وابسته به شورای کتاب کودک) - http://www.hlpr.ir
  23. سایت جهان کودک (http://www.jahankoodak.com)
  24. سایت نونهالان امروز  (http://www.nonahalanemroz.blogfa.com)
  25. شورای کتاب کودک (http://www.cbc.ir)
  26. صندوق آموزش و توانمندسازی کودکان کار (http://chlhistory.org/fa/working.children)
  27. کانون توسعه فرهنگی کودکان  (http://www.ccdc.ir)
  28. کانون فرهنگی اجتماعی ایران سرزمین ما (کتاب، کودک، توسعه) - http://kanoonesm.blogfa.com
  29. کتابک  (http://ketabak.org)
  30. کمیته حقوق کودک کانون وکلای دادگستری منطقه اصفهان (کمیسیون حقوق بشر کانون) - http://childlaw.blogfa.com
  31. کندوکاو فکری برای کودکان و نوجوانان (http://www.p4c.ir)
  32. گروه فرهنگی اجتماعی کیانا (آموزش و ساماندهی کودکان کار) - کرج  (http://www.kiyana.ir)
  33. مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد  (http://www.raad-charity.org)
  34. مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز  (http://www.shirazu.ac.ir/index.php?page_id=3066)
  35. موسسه پژوهشی کودکان دنیا   (http://www.koodakandonya.com)
  36. موسسه تاک سرزمین من  (http://takchildren.com)
  37. موسسه خیریه بین المللی زنجیره امید (http://iranchainofhope.com) - ظاهرا سایت موسسه کار نمی کند.
  38. موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک)   (http://www.mahak-charity.org)
  39. موسسه خیریه حمایت از کودکان بی بضاعت (ئاسوی بی نیازی کوردستان) - سنندج  ( http://www.asoybiniazi.org )
  40. موسسه زنان و کودکان رهیاب (http://rahyabiran.org/fa)
  41. مؤسسه فرهنگی هنری آشیانه کودک و نوجوان  (http://www.ashianehma.com)
  42. موسسه مادران امروز (http://www.madaraneemrooz.com) 

 

[ پنجشنبه 1 فروردین1392 ] [ 16:23 ] [ علیرضا کیایی ]

 

پیشاپیش ورود به سال 7035 میترایی آریایی مصادف با 3751 زرتشتی و 2572 شاهنشاهی و 1392 هجری شمسی رو به همتون تبریک میگم.
بله! ما 7035سال پیش تقویم داشتیم، به این معنا که حداقل 8000ساله که ریاضی و نجوم و خط و خیلی چیزای دیگه رو داریم. پس مسلمّا 10000ساله تمدّن داریم.
پس بیاید امسال غرب زدگی رو کنار بذاریم و ببینیم حدود 200سال قبل از اینکه گالیله به گرد بودن کره ی زمین پی ببره، فارابی شعاعش رو هم حساب کرده بود. که دقیقترین محاسبه هم بوده.
حالا بگذریم از خیلی چیزای دیگه...

 

[ سه شنبه 29 اسفند1391 ] [ 19:52 ] [ علیرضا کیایی ]

 

دلتنگی :

 

با سر انگشت احساس از ضرباهنگ ثانیه های دلتنگی می نویسم از حریر نازک دل سخن  می گویم ، ای دل برایم لحظه ای را بازگو کن که می سوزی و خاکستر می شوی ولی به اجبار زمانه تاب می آ وری تا بتوانی جوانه سبز امید را در خود زنده کنی و تولد ثانیه های زندگی راجشن بگیری .

 

ای دل خوب می دانم که گاهی به درد می آ یی و می شکنی سپس به دنبال همدمی  برای بیان دردهایت  می گردی ولی افسوس که همگان تو را در خلوت تنهایی رها می کنند و ترانه دلتنگیت گوش جان هیچ رهگذری را نوازش نمی دهد .

 

 آ ن هنگام که از نبض تند ثانیه های زندگی گریزانی   به سراغ سرزمین رویایی واژه ها می روی تا همین گلبرگ  لطیف احساس آ  واز دلتنگی تو را  به گوش شنوای خدا برساند تا او شبنم یقین را به گل سرخ زیبای قلبت هدیه کند .

 

موجود شگفت انگیزی است  دل ،  نازک اما سخت جان که هزار بار می سوزد ولی باز می تپد تا اشک شود و همه دلتنگی هایم را بشوید .

عجیب است  این دل، هزار بار تنگ می شود ،  می شکند می میرد از تلاطم های سخت روزگار ،خسته می شود اما بازهم به تپش می افتد چون نگین عشق خدا مهمان همیشگی قلب انسان هاست .

 

پروردگارا به ما دلی دریایی عطا کن تا صدف رنگین عشق رااز یکدیگر دریغ نکنیم واز قلبی که برای صبوری و همدلی آفریدی بهترین بهره را ببریم ویاس های  سفید عشقت رادر باغچه کوچک دل بکاریم تا عطر خوشبوی یادت روح وجسم مان را آرامش دهد

 

  هانیه عرب 20/11/91

 

به وبلاگ زیبای هانیه عرب   
دارای معلولیت جسمی حرکتی (سی پی کوادر)که ازناحیه هردو دست وهردوپا دارای مشکل هست درحال حاضر دانشجوی رشته حقوق دانشگاه مجازی نورطوبی تهران می باشد سر بزنید وبلاگ زیبایی داره                             

 

[ دوشنبه 28 اسفند1391 ] [ 12:41 ] [ علیرضا کیایی ]
انتظارهای یک کودک استثنایی:

ازشما انتظار دارم مرا همین طور که هستم بپذیرید.

از شما انتظاردارم موانع را ازسرراه رشدوبالندگی من بردارید.

از شما انتظاردارم درست حرف زدن را به من یاد  بدهید.

از شما انتظار دارم به حرف های من با علاقه و فعالانه گوش دهید.

از شما انتظار دارم مرا مسخره وتحقیر نکنید.

از شما انتظار دارم به من اعتماد داشته باشید وبا من با صداقت رفتار کنید.

ازشما انتظار دارم رفتارهای درست و مطلوب مرا تشویق وتحسین کنید.

از شما انتظار دارم رفتارهای نادرست ونامطلوب مرا با جدیت به من تذکر دهید.

از شما انتظار دارم چگونه استفاده کردن از وسایل زندگی را به من یاد دهید.

از شما انتظار دارم اسم هر چیز را به من یاد دهید.

ازشما انتظار دارم با من با ملایمت و نرمی رفتار کنید.

از شما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی غذا بخورم.

ازشما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی لباسهایم را بپوشم.

ازشما انتظار دارم به من کمک کنید تا خود را اداره نمایم.

ازشما انتظاردارم به من کمک کنید تا شادابی وسلامت خود را حفظ کنم.

از شما انتظار دارم به من یاد دهید که به دیگران وابسته و متکی نباشم.

[ شنبه 19 اسفند1391 ] [ 21:10 ] [ علیرضا کیایی ]
جلسه انجمن علمی کودکان استثنایی دانشگاه خوارزمی امروز برگزار شد و اعضای جدید معرفی شده برای همه این دوستان آرزوی موفقیت میکنم
[ سه شنبه 15 اسفند1391 ] [ 23:8 ] [ علیرضا کیایی ]

 

روان شناسی تربیتی یکی از مهترین رشته‌هایی است که به بحث و بررسی پیشرفتهای درسی و نارسائی‌های تحصیلی یاد گیرندگان می‌پردازد. به عبارتی روان شناسی تربیتی شاخه‌ای از علم روان شناسی است که هدف آن کمک به دست اندرکاران تربیت در برخورد درست با مسائل آموزشی و تربیتی است.

دید کلی

تربیت معادل اصطلاح انگلیسی education است که گاهی نیز به پرورش ترجمه شده است. در هر حال تربیت عبارت است از جریانی منظم و مستمر که هدف آن کمک به رشد جسمانی ، شناختی ، روانی ، اخلاقی و اجتماعی یا بطور کلی رشد شخصیت افراد در جهت کسب هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنهاست. به این ترتیب واژه تربیت معنی کلی‌تری می‌یابد و از آنجا که نظام تربیتی ، نظامی گسترده است، روان شناسی تربیتی در بدو تاسیس عمده زمینه‌های تربیت را شامل می‌شد، اما با رشد سایر حوزه‌های روان شناسی حیطه عمل آن محدودتر گشته و تنها مسائل تربیتی مربوط به شرایط آموزشگاهی و آموزش را شامل شد.

تاریخچه

از زمانی که « ویلهلم وونت » (Willhelm Wundt) در سال 1879 آزمایشگاه روان شناسی خود را در دانشگاه لایپزیک تاسیس نمود، همه پژوهشهایی که از آن پس در مورد مسائل رشد آدمی ، تفاوت فردی ، هوش ، انگیزش ، یادآوری و فراموشی ، ارزشیابی تحصیلی ، شیوه‌های یادگیری و هر نوع پژوهشی که با آموزش و پرورش ارتباط داشته است، انجام گرفتند، ستون اصلی روان شناسی تربیتی را تشکیل می‌دهند. نخستین کتاب روان شناسی تربیتی که به وسیله « ثرندایک » (Thorndike,E.L) در سال 1913 انتشار یافت، به تحقیق در مورد طبیعت و فطرت آدمی تفاوتهای فردی و قانونهای یادگیری پرداخت و مسائل آموزشی را با روشهای علمی توصیفی و آزمایشی مورد بررسی قرار داد.

نقش و تاثیر در زندگی

امروه رونق اقتصادی ، پویائی فرهنگی ، آسایش عمومی و بطور کلی توانائی صنعتی و خودکفائی هر جامعه‌ای به نظام آموزشی برتر و پیشرفته‌تر آن وابسته است. زمانی که به دستگاههای عظیم آموزشی در کشورهای قدرتمند جهان نظر بیافکنیم، مشاهده می‌کنیم که چه نیروی بزرگی و با چه برنامه‌های سنجیده‌ای برای تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان ، کارگران فنی ، مهندسان ، حسابداران ، مدیران ، معلمان و بسیاری متخصصان دیگر دست‌اندرکارند و برای تربیت مدرسان و کارشناسان هر یک از این رشته‌ها سازمانهای گوناگون دیگری با برنامه‌ها ، تکنیکها و روشهای خاص به فعالیت ادامه می‌دهند. موفقیت این سازمان آموزشی ، وابستگی تام به اجرای درست یافته‌ها و دستاوردهای روان شناسی تربیتی دارد.

ساختار

ساختار عمل روان شناسی تربیتی بطور کلی در سه مرحله انجام می‌گیرد: در مرحله نخست که فعالیتهای پیش از آموزش نامیده می‌شود، مواردی چون بررسی اهداف شناختها و ویژگیهای یاد گیرنده را در برمی‌گیرد. در مرحله دوم یا فعالیتهای ضمن آموزش مسائلی چون انگیزش _ فرایند یادگیری ، ویژگیهای معلمان و تدریس موثر مورد بحث قرار می‌گیرد و آخرین مرحله یا فعالیتهای پس از آموزش ، به موضوع ارزشیابی از عملکرد اختصاص دارد.

شیوه عمل

در هر یک از ساختارهای فوق ، روان شناسی تربیتی با استفاده از شیوه‌های پژوهش علمی به شناسایی مسائل تربیتی می‌پردازد. شیوه عمل آن هر چند کاملا از دسته پژوهشهای آزمایشی در علوم تجربی نیست، اما به روشهای علمی و دقیق اهمیت فراوان داده می‌شود.

ارتباط با سایر علوم

روان شناسی تربیتی دانشی است که به دین ، فلسفه و پژوهشهای آزمایشگاهی وابسته است. به ویژه با روان شناسی علمی پیوندی استوار دارد. در این حوزه با روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی کودک ، اندازه گیری و ارزشیابی و روان شناسی یادگیری مرتبط است.

کاربردها

روان شناسی تربیتی نقش کارسازی در شناخت شاگردان ، تربیت معلمان و طرح و اجرای برنامه‌های آموزشی و پرورشی به عهده دارد. تدوین و طرح ریزی محتوای درسی سالهای مختلف تحصیلی بر پایه اصول و کشفیات روان شناسی تربیتی ، آشناسازی معلمان با شیوه‌های تدریس نوین که حاصل پژوهشهای روان شناسی تربیتی است و کاربست دیگر یافته‌های تربیتی در شرایط آموزشگاهی به بهبود عملکرد یاد گیرندگان و در نتیجه رسیدن به اهداف جزئی و کلی تربیتی در سطح فردی و جامعه خواهد شد.
با شناخت تاثیر مهم یافته‌های این شاخه از علم در پیشرفت فرد و جامعه توجه بیشتری بر این علم مبذول می‌شود. استفاده از یافته‌های این علم سرعت بیشتری را در رشد علمی ، تکنولوژیک اقتصادی و ... جامعه خواهد داشت

سخنانی از محمد صالح ابوسعیدی در باب تربیت فرزند


فنلن : اگر از من سئول شود که برای والدین چه صفتی بیش از هر صفت دیگر ضرورت دارد پاسخ من بطور قطع صبر است . صبر در برابر خلق و طبیعت مخصوص کودک ، صبر در برابر طرز فکر و رشد او

 محمد صالح ابوسعیدی : این را باید بدانیم که سرنوشت بچه بدست خود ما و مسئول انحراف و بد اخلاقی او نیز خود ما هستیم

 محمد صالح ابوسعیدی : ارزش فرد بستگی به پرورش ماهرانه قوا و استعدادهای طبیعی او در خردی دارد .

 محمد صالح ابوسعیدی : خوب یا بد بچه هر چه هست مخلوق رفتار ماست . هر موقع که می خواهیم به بچه خود پر خاش کنیم و او را سرزنش دهیم باید اول بخود پرخاش کنیم که چون یک حیوان با بچه رفتار کرده و او را بیچاره ساخته ایم.

 محمد صالح ابوسعیدی : میزان بدبختی و مصیبتی که در اثر بی خبری از احتیاجات اساسی بچه ناشی می شود خارج از حد تصور است . بسیاری از اشتباهاتیکه ما در زندگی می کنیم فقط بخود ما صدمه می زند اما اشتباهاتیکه والدین در مورد تربیت اولاد مرتکب می شوند نه تنها بخود آنها و اولا آنها بلکه به جامعه نیز ضررهایی جبران ناپذیر وارد می آورد.

 محمد صالح ابوسعیدی : والدینی که سعی می کنند از هرچه خود محروم بوده اند اولاد را با نصیب سازند از این حقیقت غافل هستند که آنچه که مطلوب آنها در کودکی بوده مناسب حال بچه نیست . متوجه نمی شوند که بچه به نسلی غیر از نسل آنها تعلق دارد و حال و مقتضیات آن تغییر می کند . آنچه یک زمان مطلوب است ، زمان دیگر از نظر می افتد . والدینی که متوجه این تغییرات و تحولات نیستندو بخواهند هوی و هوسهای خود را بر بچه تحمیل کنند رشد طبیعی او را متوقف می سازند...

 محمد صالح ابوسعیدی : بهتر از هر نوع تنبیه این است که رویه ای پیش گیریم تا بچه فرصت شرارت را نداشته باشد ، علت اصلی شرارت بچه ها اغلب نداشتن مشغولیت و سرگرمی است که از هر عذابی برای بچه سخت تر می باشد.

 محمد صالح ابوسعیدی : بچه های که همبازی و جای کافی برای بازی دارند و می توانند دور از بزرگترها چند ساعت بازی کنند چون بمنزل بر می گردند ، آرام و مطیع می نشینند و اگر به آنها گفته شود شلوغ نکنید اطاعت می نمایند و اگر کمی شرارت کنند می توان با اندک مهارت آنها را به اطاعت وادار نمود.ولی بچه ای که جایی برای گردش ندارد و در یکی دو اطاق محبوس است حتی اطاق مخصوص بخودش ندارد و اگر صدایش بیرون آید همه به او اعتراض می کنند چنین بچه ای نمی تواند که بد اخلاق نشود خواه ناخواه سرپیچی و گریه و شیطنت می کند که طبیعت او اقتضا می کند .

 محمد صالح ابوسعیدی :

بچه ای که ناگهانی تغییر رویه داده و عصبانی و تندخو شده ، ممکن است علتش یکی از موارد زیر باشد:

برادر  یا خواهر جدیدی پیدا نموده

بیشتر از معمول مورد ملامت و تحقیر قرار گرفته

زیاد کتک خورده و یا کسی دیگر در جلوی او تنبیه شده

نیت او غلط تعبیر شده

به نقص بدن و حقارت خود پی برده

مورد بی اعتنایی قرار گرفته و از نظر افتاده

خسته شده و یا مشغولیات کافی نداشته

از لولو و سایر چیزهای موحش  ترسانیده شده

در انجانم کاری دچار اشکال گردیده

غذای کافی نخورده و یا معاشر و همبازی نداشته

سر به سر او گذارده شده و یا چیزی از دستش قاپیده شده

بدون اطلاع قبلی از ادامه مشغولیاتش جلوگیری بعمل آمده است

 محمد صالح ابوسعیدی : در بعضی از خانواده ها بچه را مانند بتی می پرستند. کلمه ای بر خلاف میل او نمی گویند و از بی معنی ترین حرکات او لذت می برند در این نوع خانه ها بچه صاحب اختیار مطلق است . حکم او بر همه رواست . هر که را بخواهد می زند و هر چه را بخواهد می شکند و می ریزد و حق هیچگونه اعتراضی ندارند . معلوم است این نوع بچه ها بلایی برای خود و خانواده و جامعه می شوند.

 محمد صالح ابوسعیدی : وقتی که بچه به یک روش معین و ثابتی در زندگی عادت کند و احتیاجات او مطابق برنامه منظمی رفع شود هدایت و تربیت او بسیار سهل و تشخیص اینکه بچه در آینده در موارد مشابه چه حالتی بخود می گیرد امکان پذیر می گردد.

 محمد صالح ابوسعیدی : بچه ای که نتواند بازی کند نیروی حیات او بلا مصرف می ماند و در نتیجه عبوس و گرفته و آتشین مزاج و افسرده می گردد. برای غالب امراض بچه ها بازی و ورزش تنها علاج است فشاری که ، هر روز محیط بر اعصاب او وارد می آورد در اثر بازی رفع می گردد . بچه هایی که بازی و تفریحشان کم است زیاد گریه می کنند بهانه می گیرند و بی جهت اطرافیان خود را اذیت می کنند زیرا راهی دیگر برای بکار بردن انرژی خود ندارند.

محمد صالح ابوسعیدی : در تربیت طفل نیاز به سرمشق خوب بمراتب بیشتر از دستور و انتقاد  و درس اخلاق است والدین اگر از اولاد انتظاراتی دارند و می خواهند صفات نیک در آنها جمع باشد باید واجد آن صفات باشند.

 محمد صالح ابوسعیدی : نفوذ پدر بچه ها بقدری زیاد است که اولاد پس از طی دوران کودکی اغلب او را بزرگترین شخص دنیا یا بزرگترین دشمن خود می داند . پدر است که حتی گاهی بیش از مادر می تواند در تکوین شخصیت کودک و تهذیب اخلاق و پرورش قوای عقلی و جنسی او کمک کند . مخصوصا در مورد تعلیم و تربیت بچه سهم پدر خیلی بیشتر از مادر است.


محمد صالح ابوسعیدی :

چند نکته ای  که در تربیت اخلاق بچه سودمند  است عبارتند از:

بچه را صادقانه و یکنواخت دوست بدارید از افراط و تفرییط  در ابراز محبت که موجب بدبختی او شود خود داری کنید

با بچه مانند یک فرد که دارای خصوصیات معینی است رفتار نمایید و منتظر نباشید که هر چه یکی کرده او نیز بکند  او را در زندگی اجتماعی شرکت دهید تا نوع خواه و مردم دوست شود

او را مطابق رسم و آیین روز بار آورید نه مطابق افکار خودتان که در زمانی غیر از زمان او سرچشمه گرفته است.

جرات ، اعتماد بنفس و شجاعت را در بچه پرورش دهید

انتقاد کم و تمجید زیاد کنید

درباره او در حضور دیگران صحبت نکنید

بیش از اندازه لازم به او امر و نهی نکنید

منتظر نباشید که بچه شما راز همه چیز را به اندازه شما و مثل شما بفهمد . سعی کنید وارد دنیای او بشوید و از دریچه چشم او همه چیز را ببینید و معانی را مطابق ذهن او ادراک کنید

از تعلیم هنر هایی که او را عضو مفید جامعه بسازد غفلت نورزید

عادل باشید و از رفتار متناقض و بی رویه بپرهیزید

هیچگاه نگذارید موضوعی بجر و بحث بکشد . مسایل اخلاقی را با احساسات و تعصب توام نسازید

در حق بچه خود همان ادب و احترام را مرعی دارید که درباره دوست خود مراعات می کنید

هیچگاه بچه را فریب ندهید و به دروغ نگویید .

اطلاعات خود را راجع به مسایل تربیتی و اخلاقی حتی المکان بسط دهید تا بتوانید درست وظیفه خود را انجام دهید

وظايف والدين در جنبه معنوی و روانی

 

وظائف والدین در این زمینه متعدد و اهم آنها توجه به جنبه ی دینی , اخلاقی و عاطفی است .

1-    پرورش دینی :

آموزش آداب و رفتار صحیح زندگی همان آموزش دین است , یعنی اگر طفل روش صحیح زندگی کردن را آموخته باشد , در حقیقت تربیت دینی پیدا کرده است .

" پیامبر اسلام "( ص ) در مقام اندرز , برخی از والدینی که از زیر بار آموزش و پرورش دینی در آخر الزمان شانه خالی کنند فرموده اند :

" ويل للاولاد و آخرالزمان من ابائهم لا يعلمونهم الفرائض "

" وای بر فرزند آخر الزمان از دست پدر و مادرانشان که به آنها فرائض دینی را می آموزند.  

" تعالیم و دستورات دینی کلاً شامل دو بخش می شود :

1-  بخشی که شامل اعتقاد و ایمان در رابطه با آفریدگار است .  2- بخشی دیگر که شامل اعمال و رفتار آدمی و روابط با دیگران است و والدین مسئولند هر دوجنبه را به طفل بیاموزند. "

   


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 2 اسفند1391 ] [ 22:48 ] [ علیرضا کیایی ]
 
[ یکشنبه 29 بهمن1391 ] [ 9:0 ] [ علیرضا کیایی ]
[ یکشنبه 29 بهمن1391 ] [ 8:58 ] [ علیرضا کیایی ]

 

استفاده از این پایان نامه فقط با اجازه مدیر وبلاگ

 

 

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

گروه روانشناسی

 

پایان نامه

برای دریافت درجه کارشناسی در رشته روان شناسی

 

عنوان:

 

بررسي رابطه هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي

در دانشجويان دختر و پسر دانشگاه خوارزمی

 

استاد راهنما:

جناب آقای دکتر محمد حاتمی

 

پژوهشگر:

فرشاد همتی

 

اردیبهشت 1391

 

چكيده :

هدف پژوهش حاضر برسی رابطه بين مؤلفه هاي هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي می باشد. ....

Abstract: The purpose of current study is to examine the relationship of Emotional Intelligence and Academic Achivement. …

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واژه هاي كليدي : هوش هيجاني – پيشرفت تحصيلي – دانشجويان

Key Words :Emotional Intelligence – Academic Achivement– Students

فصل اول :

كليات

 

1-   مقدمه

2-   بیان مسأله پژوهش

3-   اهمیت و ضرورت پژوهش

4-   اهداف پژوهش

5-   فرضیه های پژوهش

6-   تعاریف متغیرها

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

آموزش دانش آموزان و دانشجويان با هدف پيشرفت آنها در زمينه تحصيلي صورت مي گيرد. مطالعه عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي مسئله اي پيچيده است ، چراكه آن يك عنصر چند بعدي است به گونه اي بسيار ظريف به رشد جسمي ، اجتماعي ، شناختي و عاطفي دانش آموز و دانشجو مربوط مي شود. بسياري از پژوهشگران قبلي بر روي تأثير توانايي هاي ذهني و شناختي تا اندازه اي با پيشرفت تحصيلي رابطه داشته اند و آن را تا حدود زيادي پيش بيني مي كردند تأكيد داشتند ، اما تنها كليد پيش بيني موفقيت تحصيلي نبودند. به همين دليل محققان در سال هاي اخير متوجه يك سري از عوامل غير شناختي شده اند كه مي توانند در پيشرفت تحصيلي و به طور كلي موفقيت مؤثر باشند (گلمن[1]، 1995 و بار – اون[2] ، 1997). اين محققان در تبيين عوامل غير شناختي در موفقيت به نتايج قابل ملاحظه اي دست يافتند و نشان داده اند چنانچه اين اندازه هاي غير شناختي را براي پيش بيني موفقيت به اندازه هاي هوش شناختي اضافه كنيم ، پيش بيني موفقيت به طور معناداري با احتمال بيشتري امكان پذير مي شود ، تا اينكه تنها از اندازه هاي توانايي هوش شناختي استفاده كنيم.

مهارت ها و توانايي هاي هيجاني و اجتماعي كه تحت عنوان هوش هيجاني مشهورند از جمله پيش بيني كننده هاي قوي پيشرفت تحصيلي هستند (پاركر[3] و همكاران، 2004). هوش هيجاني[4] اولين بار در سال 1990 و به عنوان شكلي كلي از هوش اجتماعي مطرح شد كه شامل توانايي كنترل احساسات و هيجانات در خود و ديگران و پذيرش ديدگاه ساير افراد و كنترل روابط اجتماعي است. هوش هيجاني يك سري از توانايي ها و مهارت هاي غير شناختي است كه توانايي فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهاي محيطي افزايش مي دهد (بار – اون ، 1997).

تحقيقات انجام شده در ارتباط با هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي به طور كلي بيانگر نقش معنادار هوش هيجاني در پيشرفت تحصيلي است (الياس و همكاران ، 2003؛ باركت و سالووي[5] ، 2004).

بيان مسئله :

يكي از پديده هايي كه در دهه اخير مورد استقبال قرار داشته است ، پديده هوش هيجاني مي باشد كه دليل آن توانايي فرضي هوش هيجاني بالاتر در حل بهتر مسئله مي باشد ، كاستن از ميزان تعارضات بين آنچه انسان احساس مي كند با آنچه كه فكر مي كند يا همان تقابل قديمي عقل و دل و مشاهده زندگي شاد و موفقيت آميز كساني بوده كه از تحصيلات عالي برخوردار نيستند ولي به دليل هوش هيجاني بالا به اين خوشبختي دست يافتند.

برای سال های زیادی تصور می شد که هوش عمومی ( IQ )   موفقیت فرد را در زندگی تعیین می کند.طی ده سال اخیر محققان فهمیدند که  IQ صرفا روشن کننده ی موفقیت افراد نیست، آنها اکنون توجه دارند که چطور هوش هیجانی موفقیت فرد  را در زندگی تعیین می کند.هوش هیجانی راهی متفاوت برای باهوش بودن است ( اُ ، نیل[6] ،1996).

هوش هیجانی یک دسته از مهارت ها و توانایی های غیر شناختی است که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد.هوش هیجانی شامل توانایی برای شناختن احساساتمان و استفاده از آنها برای گرفتن تصمیمات مناسب در زندگی است.هوش هیجانی قادر به اداره ی حالت های اضطرابی و کنترل تکانه هاست – در مواقعی که فرد در هدفش شکست می خورد هوش هیجانی موجب حفظ انگیزه و امید و خوشبین بودن می شود (اُ، نیل ،1996).

هوش هيجاني نوعي از هوش درون فردي است كه افراد با دريافتن و كشف اين مهارت در خود به موفقيت هايي نائل مي شوند (هين ، استيو[7]، 2005).

هوش هيجاني ، توانايي درك و توصيف و كنترل هيجان هاست (جوادي ، 1383 ؛ به نقل از گلمن). تحقيقات در زمينه هوش هيجاني ثابت مي كند كه ما مي توانيم عواطفمان را رها نموده و در ان ها تغييراتي ايجاد نماييم ، پژوهش هاي مربوط به هوش هيجاني اين ادعا را تأييد مي كند كه طبيعت طي ميليون ها سال با تغييرات تدريجي خود سبب رشد عواطف شده و اين تغييرات به ما اين امكان را مي دهد كه متوجه شويم چه وقت نيازهايمان برآورده نمي شوند.

يكي از اساسي‌ترين مسائل زندگي مدرن امروزي، حل مسائل و مشكلات فني است تا حل مسائل و مشكلات انساني، و از اين به بعد مجبوريم كه مشكلات انساني را بسيار بهتر از مشكلات فني حل نماييم. مشكلات بين‌فرديطيف گسترده‌اي دارد، شامل مشكلات فرد در زمينه‌هاي قاطعيت، مردم‌آميزي، اطاعت‌پذيري، محبت، مسئوليت‌پذيري، مهارگري، همان‌طور كه برحسب توان‌مندي‌هاي ديگر فرد تعديل مي‌شود، ممكن است تحت تأثير شايستگي‌هاي اجتماعي و هوش هيجاني قرار گيرد (بشارت؛ 1384). زماني تصور مي‌شد كه با توجه به ضعف كلمات در ابراز احساسات، مشكلات اجتناب‌ناپذيرند. اما در اثر آگاهي بيشتر از همدلي صادقانه، اكنون مي‌دانيم كه اگر واقعاً به حرف‌هاي طرف مقابلمان گوش كنيم مي‌توانيم ارزش آنچه را كه او مي‌خواهد به ما انتقال دهد، درك كنيم. پس مشكل ارتباط ديگر بين‌فردي نمي‌تواند مشكل زبان باشد، بلكه مشكل اهميت دادن به طرف مقابل است (پروچاسكا، نوركراس، 1381).

يكي ديگر از متغيرهاي ما در اين پژوهش پيشرفت تحصيلي مي باشد : آمادگي علمي دانشجويان به ويژه در مرحله گذار از مقاطع دانشگاهي ، براي رقابت و موفقيت در رشته هاي مختلف تحصيلي از جهات مختلف داراي اهميت است . تأثير شايستگي هاي اجتماعي و هيجاني بر موفقيت تحصيلي يكي از زمينه هاي نوين پژوهش است زيرا عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي مسئله اي پيچيده است ، چراگه آن يك عنصر چند بعدي است به گونه اي بسيار ظريف به رشد جسمي ، اجتماعي ، شناختي ، عاطفي دانشجويان مربوط است. بسياري از پژوهشگران بر روي تأثير توانايي هاي ذهني و شناختي بر پيشرفت تحصيلي تأكيد مي كنند ،اما به مرور زمان مشخص شد كه هر چند توانايي هاي ذهني و شناختي تا اندازه اي با پيشرفت تحصيلي رابطه دارند و تا حدود زيادي پيشرفت تحصيلي را پيش بيني مي كنند اما تنها كليد پيش بيني موفقيت تحصيلي نيستند. مهارت ها و توانايي هاي هيجاني و اجتماعي كه تحت عنوان هوش هيجاني مشهورند از جمله پيش بيني كننده هاي قوي پيشرفت تحصيلي هستند (پاركر ، 2004).

از نظر مك كلند و همكاران (1953) پيشرفت تحصيلي ميل به فهم مطالب و ترقي به مراحل بالاتر مي باشد. اين نياز افراد را براي جستجوي موفقيت در رقابت با معيارهاي برتري با انگيزه مي كند.

اهميت و ضرورت تحقيق

هيجانات از عوامل مهم و مؤثر در بهداشت رواني مي باشند. ايجاد اختلالات رواني به اختلال در سيستم هيجاني مربوط مي شود. اختلالاتي مانند افسردگي ، انواع اضطراب ها و غيره داراي بنيادهاي عاطفي و هيجاني آشكاري مي باشند. بنابراين شناخت هيجان و نيز تنظيم و مديريت صحيح آن ها از نكات اساسي در بهداشت و سلامت رواني مي باشد (زارعان، 1383). بزرگترين چالش بشري توسعه روابط معنادار و رضايتبخش است. مادامي كه فرد به نيازهاي هيجاني خود و ديگران و همدلي با آنها توجهي نكند ، ارتباط مؤثري با افراد نخواهد داشت (پتن[8] ، به نقل از شافعي مقدم و ايجادي ، 1379).

فرانسيس بيكن مي گويد : توانايي هر كس تا حدي است كه دانشش به او اجازه مي دهد. پس هرچقدر افراد جامعه در ابعاد مختلف (شناختي و عاطفي) اطلاعات داشته باشند به همان اندازه تواناترند . لازم ايت كه جهت بالا بردن اطلاعات شناختي و عاطفي افراد جامعه اقداماتي به عمل آيد. (محدث اردبيلي ، 1384). اگر فردي درك هيجاني خوبي داشته باشد مي تواند از پيشرفت در همه مراحل زندگي چون كار و تحصيل و غيره بهره ببرد و با چنين دركي براي اداره و كنار امدن با هيجان ها استفاده كند (مايرووي[9] ، 1993). همانطور كه هوش هيجاني براي سازگاري افراد و كنار امدن با مشكلات نقش مهمي را ايفا مي كند انگيزه پيشرفت تحصيلي نيز تا ان اندازه براي شخص مناسب است كه او را ياري دهد تا با دنياي خود كنار بيايد و ديدگاهي را كه درباره خود دارد بالا ببرد و با ارزش هاي بنيادي او تطبيق كند (پارسا، 1376). لذا ضروري به نظر مي رسد تحقيقي در زمينه رابطه هوش هيجاني و انگيزه پيشرفت در زمينه هاي مختلف از جمله پيشرفت تحصيلي صورت پذيرد.

اهداف تحقيق

هدف اصلي : هدف كلي با توجه به ارزش موضوع تحقيق تعيين رابطه بين هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي مي باشد.

هدف های فرعی:

1.   تعیین رابطه بین هوش هيجاني و جنسیت.

2.   تعیین رابطه بین پيشرفت تحصيلي و جنسیت.

فرضیه های تحقيق

فرضيه اصلي :بین هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد.

فرضيه هاي فرعي :

1.   بین هوش هيجاني و جنسیت رابطه وجود دارد.

2.   بین پيشرفت تحصيلي و جنسیت رابطه وجود دارد.

سؤالات تحقيق

1-   آيا بين هوش هيجاني و پيشرفت تحصيلي رابطه معناداري وجود دارد؟

2-   آيا بين جنسيت در پيشرفت تحصيلي و هوش هيجاني رابطه معناداري وجود دارد؟

3-   آيا بين دانشجويان دختر دانشگاه خوارزمی  در ميزان پيشرفت تحصيلي تفاوت معناداري وجود دارد؟

4-   آيا بين دانشجويان پسر دانشگاه خوارزمی  در ميزان پيشرفت تحصيلي تفاوت معناداري وجود دارد؟

5-   آيا بين دانشجويان دختر دانشگاه خوارزمی  در ميزان هوش هيجاني تفاوت معناداري وجود دارد؟

6-   آيا بين دانشجويان پسر دانشگاه خوارزمی  در ميزان هوش هيجاني تفاوت معناداري وجود دارد؟

  تعاريف متغيرها :

الف – هوش هيجاني

تعريف نظري: هوش به صورت‌هاي گوناگوني تعريف شده است. بهترين تعريفي كه از هوش وجود دارد و در اين جا براي هدف ما مناسب است، هوش را «مجموعه‌اي از توانايي‌هاي شناختي كه به ما اجازه مي‌دهند تا نسبت به جهان اطرافمان آگاهي پيدا كنيم، ياد بگيريم و مسائل را حل كنيم» تعريف كرده است. (سياروچي و همكاران، 1384).

هوش هيجاني اين‌گونه تعريف شده است: هوش هيجاني عبارت است از توانايي ادراك عواطف، جهت دستيابي به عواطفي سازنده كه به كمك آنها بتوان به ارزيابي افكار، فهم عواطف و دانش عاطفي خود پرداخت و با استفاده از آن بتوانموجبات پرورش احساسات و رشد هوشي خود را فراهم ساخت.(ماير و سالووي، 1384)

تعريف عملياتی: هوش هيجاني مفهومي است كه از طريق مقياس شوت اندازه‌گيري مي‌‌شود.

ب – پيشرفت تحصيلي

تعريف نظري : شامل رشد دانشجويان در زمينه تحصيلي و افزايش نرخ گذر از مقاطع تحصيلي و رشد سطح نمرات از ديدگاه استادان مي باشد و يا به عبارتي ديگر توانايي دانشجويان در كسب نمره در زمينه هاي مختلف درسي (مك كلند، 1953).

تعريف عملياتي : در اين پژوهش براي تعيين ميزان پيشرفت تحصيلي هر دانشجو از معدل آنها استفاده مي شود.

 

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 25 بهمن1391 ] [ 9:35 ] [ علیرضا کیایی ]

همانطور که برای درمان بیماریهای جسمی به پزشک مراجعه می کنیم،باید برای درمان بیماریهای روان نیز به روان پزشک یا روان درمانگر مراجعه کرد.پنهان نگاه داشتن بیماری روانی یا اکراه داشتن از اقدام برای درمان آن از برچسب زدن ها و رفتارهای ناسالم افراد ناآگاه از واقعیت های روان انسان ناشی می شود.داشتن بیماری روانی ننگ و عار نیست.

روان یعنی عملکرد مغز

مجموعه فعالیت های کلی مغز را می توان<<روان>>نامید.اگر دیدن،عملکرد چشم است،فکر کردن،تخیل و حافظه،شادی و غم و گریه،عملکرد مغز است.جسم و روان جدا از هم نیستند و بر یکدیگر تاثیر می گذارند.

بیماری که در اثر یک بیماری جسمی دچار تب شدید می شود،در خواب کابوس می بیند یا هذیان میگوید.کابوس و هذیان نشانه ی بیماری روانی است.یعنی اینکه بیمار در اثر بیماری جسمی دچار اختلال روانی هر چند موقت شده است.

با باورهای نادرست در مورد بیماری روانی چه کنیم؟

همه ی بیماریهای روانی خطر ناک یا غیر قابل علاج نیستند،بلکه درصد بسیار کمی از آنها این چنین هستند. برخی بیماریهای جسمی هم درمان ناپذیرند یا به سختی درمان میشوند.

اولین اقدام برای مبارزه با باورهای غلط انجام دادن کارهای فرهنگی و بالا بردن سطح آگاهی مردم است.نگ دانستن بیماری روانی بد ترین تصوری است که باید با آن مقابله کرد.بیماری های روانی چیزی خارج از فعالیت جسم نیست و هیچ ربطی به ماوراءالطبیعه یا حلول ارواح خبیثه در بدن ندارد.

به بیمار روانی بر چسب نزنیم

متاسفانه برچسب زدن به بیماران روانی امری رایج است و این واقعیت ناگواری است .زمانی به بیماریهای عفونی ،یا بیماری سل نیز برچسب های وحشتناکی میزدند اما امروزه با پی بردن به علل آنها،به عنوان یک بیماری معمولی محسوب میشوند.پنهان داشتن بیماری روانی و عدم مراجعه برای درمان از همین برچسب زدن ها ناشی می شود.برچسب خوردن استرس بیمار را بیشتر میکند و باعث شدیدتر شدن بیماری او می شود.

[ دوشنبه 23 بهمن1391 ] [ 9:35 ] [ علیرضا کیایی ]
1tbyupmlbfiib2j5tvtp.jpg
[ جمعه 22 دی1391 ] [ 18:28 ] [ علیرضا کیایی ]
با سلام کسانی که سولات مرحله به مرحله مدرسان شریف

رو مخصوص رشته روان شناسی کودکان استثنایی-مشاوره -روان شناسی تربیتی میخوان

مرحله 1 25درصد کتاب

مرحله2 25درصد 2 کتاب

مرحله 3 50 درصد اول

مرحله4 25 درصد3 کتاب

مرحله 5 25 درصد آخر کتاب

مرحله 6 7 8 جامع کتاب

و 3 ازمون اینترنتی


آدرس ایملشون برام بفرستن تا براشون بفرستم

                                                                         موفق باشین

                                                                            کیایی

[ دوشنبه 18 دی1391 ] [ 14:48 ] [ علیرضا کیایی ]

[ دوشنبه 18 دی1391 ] [ 14:39 ] [ علیرضا کیایی ]

جدیدترین تغییرات در رشته روانشناسی/ فهرست 9 گرایش جدید روانشناسی

رئیس کارگروه روانشناسی اسامی گرایش های ایجاد شده در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی را اعلام کرد.

دکتر علی فتحی آشتیانی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: با توجه به اینکه گرایش‌های روانشناسی در مقطع کارشناسی حذف شده، گرایش های جدیدی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری ایجاد شده است.

وی ادامه داد: از جمله این گرایش‌های جدید روانشناسی می توان به روانشناسی اجتماعی، روانشناسی مثبت، روانشناسی ورزشی، روانشناسی رشد، روانشناسی خانواده، روانشناسی دین، روانشناسی سلامت، روانشناسی شناختی و روانشناسی مشاوره اشاره کرد که همه این گرایش ها برای اولین بار راه اندازی شده اند.

رئیس گارگروه روانشناسی تصریح کرد: روانشناسی و مشاوره از گذشته گرایش‌هایی داشتند که می توان به روانشناسی بالینی، روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، روانشناسی تربیتی، روانشناسی صنعتی - سازمانی، روانشناسی کودکان استثنایی، روانشناسی شخصیت، خانواده درمانی و روان سنجی، مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی، مشاوره شغلی، مشاوره توانبخشی، اشاره کرد که تمام این گرایش ها براساس شاخص‌های ارزشمداری، بومی سازی، غنی سازی و به روز رسانی برای مقطع کارشناسی ارشد و دکتری بازنگری می شود.
 
وی با بیان اینکه سرفصل و منابع تمام این گرایش ها بازنگری خواهد شد، گزارشی از روند کاری کارگروه روانشناسی ارایه داد و گفت: کارگروه روانشناسی دو سال و نیم گذشته کارخود را آغاز کرد و تا کنون 35 جلسه برگزار کرده که برخی از جلسات دو تا یک روز به طول انجامیده است.
 
وی افزود: حدود 15 نفر از اساتید مختلف دانشگاه‌ها در این کار گروه براساس شاخص های به روز رسانی، بومی سازی، غنی سازی و ارزشمداری مشغول فعالیت هستند.
 
فتحی آشتیانی افزود: از جمله کارهایی که تا کنون صورت گرفته می توان به حذف کل گرایش های رشته روانشناسی در مقطع کارشناسی اشاره کرد که رشته روانشناسی در مقطع کارشناسی، بدون گرایش ارایه خواهد شد.
 
وی با بیان اینکه گرایش‌های روانشناسی از دوره کارشناسی به دوره کارشناسی ارشد و دکتری انتقال پیدا کرد، تصریح کرد: حذف گرایش روانشناسی پس از بررسی روانشناسی در جهان از جمله دانشگاه‌های امریکا، اروپا، آسیای شرقی، کشورهای اسلامی انجام گرفت چرا که در بررسی ‌ها مشخص شد رشته روانشناسی در اکثر کشورها بدون گرایش است.
 
رئیس کارگروه روانشناسی افزود: اکنون برنامه روانشناسی دوره کارشناسی به گونه ای نوشته شده که به اهداف مد نظر دست یابیم.
 
وی اظهار داشت: سرفصل‌ها تهیه شده و تا مهر 92 به دانشگاه‌ها ابلاغ خواهد شد و امیدوارم از مهر 92 عملیاتی شود. دانشجویان ورودی جدید از سال 92 با برنامه جدید پیش رفته و دانشجویان سال های بالاتر با برنامه قدیمی روانشناسی ادامه تحصیل خواهند داد.
[ سه شنبه 12 دی1391 ] [ 11:15 ] [ علیرضا کیایی ]


من یک کودک استثنایی ام از دست هایم به جای گوش استفاده می کنم و از پاهایم به جای دست از چشمانم به جای صدا استفاده می کنم و از صدایم به جای چشمانم چون من یک کودک استثنایی ام.

خداوند انسان ها را آفرید و نیز کودکانی را که نمی توانند بشنوند ، حرف بزنند، نمی توانند ببیند ، راه بروند و با دستهایشان کاری انجام دهند. خدایا، تو به انسان تمام چیزی را کهنیاز دارد داده ای مثل روح جسم ، چشم دست ، پا ، حس بویایی ، شنوایی، لامسه ... و هم چیزی که انسان را کامل کند ولی بعضی از این افراد ناقص هستند درست نمی شنوند ولی می توانند حرف بزنند تو به جای شنوایی به او چیزی دیگری دادی که در انسان هایی دیگر شاید کمتر پیدا شده.
تو به بچه های نابینا یک دنیای سیاه دادی ولی آنها معتقدند این دنیا سیاه نیست آنها نمی بینند ولی می توانند لمس کند می توانند بشنوند اگر از بچه های نابینا حس شنوایی را بگیری دنیای این بچه های استثنایی چه می شود؟
وقتی دو ناشنوا باهم تشکیل یک زندگی را می دهند ثمره آن را در وجود یک بچه سالم و شنوا می بینند دیگر عضه های پدر و مادر تمام می شود دیگر اون سکوتی که همیشه در یک خونه بود می شکند با صدای گریه کردن، خندیدن یک کودک شنوا، وقتی کودک به مراتب بزرگ می شود و پدر ومادر به جای صدای خودشان از وی استفاده می کند به جای او حرف می زنند دیگر پدر و مادر اون ناراحتی که قبلاً داشتند ندارند. خوشحالند که صدا دارند درست است که نمی شنوند ولی صدا دارند.
یک دسته ی دیگر از بچه های استثنایی بچه هایی عقب مانده ذهنی هستند درست مانند یک انسان کامل نمیباشند ولی کارهایی انجام میدهند که از بعضی افراد شاید برنیاید.
پس خداوند به هرکسی یک نوع استعداد خارق العاده داده است خدایا ممنونم و خوشحالم چون دیدم و یاد گرفتم که کودکان استثنایی هیچ فرقی با کودکان سالم ندارند شاید برتر از کودکان سالم هم باشند کودکان سالم از دستهایش برای کار و از چشمایش برای دیدن طبیعت و کنیه دوزی و کارهای اشتباه و از گوش هایشان برای شنیده حرفها ، سخنرانیهای بیهوده ودروغ استفاده می کنند
ولی شعار کودک استثنایی این نیست او یک کودک معمولی نیست او یک فرد استثنایی است به خاطر اینکه برتر و بهتر از کودکان سالم هست.


[ جمعه 1 دی1391 ] [ 14:22 ] [ علیرضا کیایی ]
بنام خداوند جان و خرد

نامه سرگشاده انجمن حمایت از حقوق کودکان به وزیر آموزش و پرورش ؛

آقای وزیر؛ این بار استعفا دهید


انگار آتش بر جان ما افتاده بود وقتی خبر سوختن دختران را شنیدیم . دانش آموزانی که با هزار امید و آرزو در سرمای هوا خود را به کلاس گرم رسانده بودند، ساعتی از حضورشان نگذشته بود که با قهر « آتش » مواجه شدند . آری ؛ گویا آتش سر سازگاری با کودکان ما را ندارد . و افسوس که در تمام این سالها راه غلبه بر کابوس سوختن و هر حادثه دیگر را به دانش آموزان و معلمان نیاموختیم . و صد افسوس که مناطق محروم از حد اقل بودجه برای تامین ابزار لازم جهت مهار شعله های سرکش آتش بی بهره اند .

جناب آقای حاجی بابایی ، وزیر محترم آموزش و پرورش


هنوز خانواده های دانش آموزان بروجنی در سوگ فرزندان خود عزادارند که آتش بی مهری به جان دانش آموزان شین آباد پیرانشهر افتاد . این اتفاق های زنجیره ای که هرکدام زخم تازه ای بر روح و روان خانواده ها و کودکان ایرانی نهاده و وجدان جامعه را پریشان و اندوهگین کرده ، ناشی از نا کار آمدی و سوء مدیریت در وزارت خانه تحت امر شماست. بر همگان روشن شده است که وزارت آموزش و پرورش توان حفاظت از سلامت و امنیت دانش آموزان را ندارد .

آقای وزیر


عملکرد وزارت آموزش و پرورش در دوره وزارت شما با اغلب مواد پیمان نامه حهانی حقوق کودک که کشور ما در سال 1373 به آن پیوسته و متعهد به اجرای آن است ، همخوانی ندارد ، چه آن زمانی که دخترکان معصوم را تشویق به ازدواج زود هنگام کردید و چه زمانی که دانش آموزان را به سفرهای نا ایمن گسیل داشتید و چه هنگامی که نوجوان نیک شهری با ضربه معلم جان سپرد ودانش آموزان شهرستان « انار» آزار دیدند و چه اکنون که این آتش برجان دانش آموزان شین آباد افتاد و یا همین دیروز که تنبیه ، دانش آموز «ساروی» را روانه بیمارستان کرد ؛ فهرست این حوادث طولانی است. خطراتی مانند ساختمانهای فرسوده و غیرمقاوم مدارس، تصادفات رانندگی در سفرهای اردویی، آتش سوزی در مدارس و تنبیه بدنی همواره در کمین دانش آموزان است و چون کابوسی به جان کودکان افتاده است و عجبا که وزارت آموزش و پرورش از این حوادث درس عبرت نمی گیرد و تمهیدات لازم برای حفظ امنیت و سلامت دانش آموزان اندیشیده نمی شود و مدیریت وزارتخانه همچنان اصرار بر تکرار اشتباهات دارد .


جناب آقای حاجی بابایی

امور حاشیه ای و غیر ضروری ،آنچنان شما را مشغول کرده است که وظایف اصلی خود از جمله نظارت بر ایمنی تجهیزات مدارس را فراموش کرده اید . چه کسی است که نداند در حادثه شین آباد مقصر اصلی نه بخاری ارج است و نه معلم مدرسه و نه سرایدار؛ بلکه نواقص و ضعف های اساسی مانند ساختمان غیراستاندارد مدارس، کمبود بودجه برای تجهیز مدارس به سیستم گرمایش بی خطر و فقدان سیستم نظارت فنی بر مدارس کاملا مشهود است . این که بلافاصله پس از حادثه رئیس سازمان نوسازی به دستور شما به منطقه رفته و همه موارد را استاندارد گزارش می کند نشان از اصرار شما به فرافکنی و عدم قبول مسئولیت در قبال حوادث است .

پس از حادثه دلخراش شین آباد این بار بخشی از افکار عمومی از شما و تیم همراهتان می خواهد به دلیل اهمال در انجام وظایف قانونی خود استعفا دهید . به خاطراختلال در روند آموزش پیش دبستانی ، تغییر شتابزده و ناموفق ساختار آموزشی ، انجام امور نمایشی و پرسروصدا ، نا توانی در ایجاد حد اقل های ایمنی برای دانش آموزان و تامین رفاه برای معلمان و عدم مسئولیت پذیری و پاسخگویی در قبال حوادث منجر به مرگ و جرح دانش آموزان ، حد اقل انتظار از شما ، پذیرش اشتباه و اقدام به استعفا است.


جناب آقای حاجی بابایی


استعفا می تواند اقدامی مدنی و احترام گذاشتن به خانواده های داغدار و ماتم زده شین آبادی و بروجنی و همه مردم ایران باشد . اگر تا کنون از کنار حوادث متعدد در محیط های آموزشی با خنده و مزاح رد شده اید ، استعفای شما در این مقطع زمانی می تواند همراهی با مردم باشد . باور کنید اقدام به استعفا در سطوح عالی مدیریت ، نشانه دست داشتن مستقیم در حادثه نیست . در کشورهای درحال توسعه مانند هند و کره‌جنوبی و مصر هم، مسئولان ارشد پس از وقوع حوادث فاجعه‌بار با عذرخواهی از مردم استعفای خود را به عنوان نمادی از همدردی با مصیبت دیدگان اعلام می‌کنند .


انجمن حمایت از حقوق کودکان به عنوان یکی از متولیان مدنی پیمان نامه جهانی حقوق کودک در کشور برای احترام به خاطره 26 دانش آموز حادثه اردوی راهیان نور بروجن و احترام به اولین قربانی حادثه شین آباد ، « سیران یگانه » و سایر دانش آموزان مجروح که اکنون با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کنند و خانواده های رنجدیده آنها و دانش آموزان و معلمان کشور و خانواده هایی که اعتماد خود را به کارآمدی دستگاه تحت امر شما در تامین امنیت دانش آموزان از دست داده اند ، از شما می خواهد هر چه زودتر استعفا دهید و بیش از این بر ماندن اصرار نورزید . امید است که به این ترتیب مخاطرات بعدی که در انتظار دانش آموزان است کاهش یابد.

هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان
[ شنبه 25 آذر1391 ] [ 12:51 ] [ علیرضا کیایی ]

معروف است که عقب مانده ها چیزی نمی فهمند.
چند سال پیش در جریان بازی های پاراالمپیک (المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا 9 نفر
از شرکت کنندگان دوی 100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه این 9 نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم.

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/88/04.jpg

آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به سریع دویدن نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پاراالمپیک شود ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد. این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد.

هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند. یکی از آنها که مبتلا به سندروم "دان" -عقب ماندگی شدید جسمی و ذهنی - بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده.
سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند.
در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها کف زدند.

کاش ما هم چیزی نمی فهمیدیم ..
 
[ جمعه 17 آذر1391 ] [ 14:15 ] [ علیرضا کیایی ]

دکتر هومن


دکتر حیدرعلی هومن، استاد روانسنجی ایران، صبح امروز در پی نارسایی تنفسی در سن 80 سالگی در بیمارستان گلستان تهران درگذشت.

دکتر علی عسگری از شاگردان و همکاران نزدیک استاد در گفت‌و‌گو با ایسنا اظهار داشت: زنده یاد دکتر هومن، بنیان‌گذار علم نوین روانسنجی در ایران و مولف شمار زیادی کتاب و مقاله علمی در زمینه روان سنجی، سنجش و اندازه‌گیری، روش تحقیق و آمار بود. استاد بیش از 50 سال به امر تدریس و پژوهش در دانشگاه‌های ایران (تربیت معلم، دانشگاه تهران، شهید بهشتی، تربیت مدرس، دانشگاه‌علامه طباطبایی، دانشگاه‌های آزاد اسلامی و چندین موسسه پژوهشی و تحقیقاتی معتبر) مشغول بود.

وی خاطرنشان کرد: دکتر هومن با کسب درجه فوق دکتری در زمینه پژوهش کاربردی، دو درجه دکتری در رشته‌های روانسنجی و روانشناسی تربیتی و پنج مدرک فوق لیسانس در حوزه‌های مختلف روانشناسی (روان سنجی، زبان و ادبیات انگلیسی، فلسفه و تعلیم و تربیت) از دانشگاه‌های آمریکا علاوه بر هدایت و راهنمایی صدها پایان‌نامه تحصیلی و رساله دکتری دانشجویان، چندین تست، آزمون و پرسشنامه را در سطح ملی اجرا و استاندارد کرده بود.

عسگری تصریح کرد: استاد به پاس استاندارد کردن هوش آزمای ملی تهران – استنفورد بینه، برنده جایزه خوارزمی شده و سه کتاب ایشان (شناخت روش علمی، تحلیل داده‌های چند متغیری و آمار استنباطی) برگزیده کتاب سال شدند. ایشان علاوه بر مسوولیت نظارت و مشاوره تعداد زیادی از پژوهش‌های ملی و اخذ جایزه پژوهشگر برگزیده جشنواره ابوریحان و چندین جشنواره دیگر برای سالها رییس سازمان تحقیقات علمی و روان سنجی ارتش، انجمن اولیاء و مربیان و نیز رییس بخش پژوهش سازمان سنجش آموزش کشور و رییس بخش پژوهش مرکز آموزش مدیریت دولتی بوده و در سال 1387، از سوی دانشگاه‌ها و سایر نهادهای علمی به پاس پنجاه سال فعالیت علمی ایشان و خدمات بی‌بدیل و ارزشمندی که به جامعه علمی و پژوهشی کشور عرضه داشتند مراسم بزرگداشتی برگزار و از ایشان تقدیر به عمل آمد.

[ جمعه 17 آذر1391 ] [ 14:4 ] [ علیرضا کیایی ]
زدواجهای فامیلی اخیراً بیشتر شده است. برخی از گزارشها حاکی از آن است که تا ۲۵درصد ازدواجها در سالهای اخیر بین فامیل درجه اول انجام شده اند. این گرایش به خالص سازی ژنها می تواند زمینه ساز پیدایش بیماری های ژنتیکی شود که در حالت عادی بندرت دیده می شوند.

در نهایت تحمل بار این بیماری ها نه تنها بر والدین فرد مبتلا خواهد بود، بلکه بسیاری از سرمایه های مولد جامعه را به سمت درمان این بیماری ها منحرف خواهد کرد. در سالهای اخیر آزمایشهای قبل از ازدواج تا حدود زیادی به کنترل بیماری تالاسمی در کشور کمک کرده اند، اما انجام آزمایشهای ژنتیک برای تمام بیماری ها غیرممکن است. از این رو هنوز هم پرهیز از ازدواجهای فامیلی بهترین راه برای پیشگیری از این گونه بیماری هاست. برای آشنائی بیشتر با جوانب مختلف این مسأله گفتگوئی با دکتر محمدرضا عباس زادگان، دانشیار گروه ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی مشهد تدارک دادیم که در ادامه می خوانید.

● آقای دکتر اصولاً به چه ازدواجی، فامیلی گفته می شود؟

از لحاظ علم ژنتیک هنگامی که در شجره فامیلی بین بستگان درجه اول؛ یعنی دخترعمو، پسرعمو یا دخترخاله، پسرخاله یا دختردایی و پسرعمه و... ازدواجی انجام شود، به آن ازدواج فامیلی می گوییم. نسبتهای دورتر مانند نوه عمو و نوه عمه چطور آیا آنها هم فامیلی محسوب می شوند؟

بله. فامیلی محسوب می شوند. اما چون کمی دورتر از درجه اول هستند و شباهت ژنی بین دو طرف نسبت به دخترخاله و پسرخاله و... کمتر است، خطر کمتری هم آنان را تهدید می کند. خطر نمایان شدن بیماری های ژنتیکی به ضریب همخوانی ژنهای دو طرف بستگی دارد، در این مورد کمتر است.

● در یک ازدواج فامیلی تا چه حد خطر بروز ناهنجاری های مادرزادی در کودک افزایش می یابد؟

در ازدواجهای غیرفامیلی نیز ناهنجاری های ژنتیکی دیده می شوند، اما این احتمال حدود ۲درصد است. در حالی که امکان وقوع ناهنجاری های مادرزادی در نوزادان ازدواج فامیلی بین ۵ تا ۱۱ درصد متغیر است. البته عوامل دیگری هم در این ناهنجاری ها دخیلند. به عنوان مثال اگر پدر و مادر نیز با یکدیگر نسبت فامیلی دارند و حتی فامیل بودن نسلهای قبل تر هم می تواند خطر ابتلا به این ناهنجاری ها را افزایش دهد.

● شایع ترین اختلالاتی که در ازدواجهای فامیلی دیده می شوند چه مواردی هستند؟

این ناهنجاری ها طیف گسترده ای دارند. شاید مهمترین آنها اختلالاتی باشند که منجر به عقب ماندگی ذهنی می شوند. بیماری های مختلفی در این دسته حضور دارند.

از آن جمله ناهنجاری های کروموزمی هستند. در بسیاری از موارد این اختلال باعث مرگ جنین می شود و تنها درصد کمی متولد می شوند که آنها نیز با مشکلاتی چون عقب ماندگی روبرویند. گروه دیگر از این ناهنجاری ها، اختلالات تک ژنی هستند. به این معنی که یک ژن خاص باعث بیماری می شود و کروموزم سالم است. در این موارد ژن معیوب در نسلهای قبل نیز وجود داشته و ازدواج فامیلی بروز آن را تسهیل می کند. به عنوان مثال می توان به بیماری تالاسمی اشاره کرد. چنانچه در نسلهای قبل افراد یک خانواده صرفاً ناقل یک بیماری بوده اند و خود به آن مبتلا نشده اند، ازدواج فامیلی بروز این ژن را در بین فرزندان به مقدار قابل توجهی افزایش می دهد. در دسته سوم بیماری ها معلولیتهای جسمی قرار می گیرند.این بیماری ها نیز در ازدواج فامیلی شیوع بیشتری دارند. از آن جمله انحراف چشم، انسداد روده، اختلال در اندامها مثل پای پرانتزی و پای چمبری و همچنین نارسایی کبد و قلب.

● آیا از لحاظ ژنتیکی بین نسبتهای فامیلی مانند دخترخاله و پسرخاله و یا دخترعمو و پسرعمو تفاوتی وجود دارد؟

به عبارت دیگر آیا ریسک بروز اختلالات ژنتیکی در این نسبتها متفاوت است. به هیچ وجه. در محاسباتی که با عنوان ضریب همخونی انجام می شود هیچ تفاوتی بین نسبتهای فامیلی درجه اول وجود ندارد و همه آنها ریسک ابتلا را به یک نسبت افزایش می دهند.

● آیا اصولاً آزمایشی وجود دارد که بتواند قبل از ازدواج امکان بروز این مشکلات ژنتیکی را مشخص کند؟

این مسأله تا حدودی مبهم است و باید بیشتر به آن پرداخته شود؛ زیرا برای برخی زوجها نیاز است که آزمایشهای دقیقتری انجام شود. در صورتی که در بعضی زوجهای دیگر نیازی به آزمایشهای اضافه نیست. این مسأله کاملاً با گذشته خانواده در ارتباط است. اگر در خانواده ای سابقه یک بیماری ژنتیکی وجود دارد، پس آزمایش آن نیز لازم می شود.

به عنوان مثال در زوجی که سابقه سقط های مکرر را ذکر می کنند، باید برای آنان آزمایشهای بررسی کروموزمی انجام شوند، ولی باید تأکید کنم که در تمامی ازدواجها چه فامیلی و چه غیرفامیلی هیچ گونه آزمایشی وجود ندارد که بتوان به کمک آن تمامی اختلالات را شناسایی کرد.

● پس تستهای مرسوم به چه منظور انجام می شوند؟

آزمایشهایی که امروز برای زوجهای در آستانه ازدواج انجام می شود بیشتر جنبه غربالگری دارند و تنها امکان بروز تالاسمی را بررسی می کنند.

● چه راهکارهایی برای زوجهای فامیل وجود دارد که به آنها کمک کند فرزندانی سالم داشته باشند؟

این زوجها باید در تمام مراحل حاملگی و حتی تصمیم برای بچه دارشدن زیر نظر پزشک باشند. حتی قبل از بارداری باید پیگیری های لازم انجام شوند و برنامه پیشگیری و درمان مشخص شود و تا پس از زایمان ادامه یابد. اخیراً در یک سیستم ارجاع جامع در کشور، آزمایشهای تشخیص بیماری در هفته دهم بارداری انجام می شود و در هفته های پانزدهم و شانزدهم هم تکمیل می شود. با استفاده از این سیستم و سونوگرافی می توان تا حدی اختلالات ژنتیکی را پیش از تولد تشخیص داد. در این صورت می توان با شناسایی این اختلالات قبل از چهار ماهگی جنینی از تولد نوزادهای دچار ناهنجاری پیشگیری

شاور ژنتیک مثل همه مشاوره‎های پزشکی یک فرآیند ارتباطی شامل تشخیص، توضیح وراهنمائی، برای انتخاب بهترین گزینش است.

نتیجه مشاوره ژنتیک ممکن است بجز شخص مشورت جو بر سلامت سایر افراد خانواده نیز تاثیر بگذارد.اساس مشاوره، بحث درباره یک اختلال ژنتیکی خاص است که به درک اطلاعات ورویاروئی با مشکل کمک میکند.

پزشک مشاور ژنتیک می‎تواند برای حل مشکل یا مشکلات شایع به بهترین نحو مشاوره را انجام دهد.

مراجعات مکرر بیماران واعضای خانواده آنها بااین دسته از پزشکان، همبستگی، آشنائی واحترام متقابل بین آنها ایجاد میکند، این پزشکان از آرزوها، امیال ونیازهای بیماران خود بخوبی آگاهند لذا تشریح مشکل ودرک آن بوسیله آنها وخانواده‎هایشان وانتقال اطلاعات واطمینان از، حمایت‎های بعدی براحتی صورت میگیرد.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 9 آذر1391 ] [ 14:23 ] [ علیرضا کیایی ]
۴ ساله شدن وبلاگو به همه تبریک میگم

ازتون ممنونم بابت نظراتتون

به امید موفقیت های بیشتر برای همتون

[ جمعه 3 آذر1391 ] [ 16:3 ] [ علیرضا کیایی ]

درواقع زبان يكي از وجوه تمايز انسان و حيوان و يكي از راههاي برقراركردن باخود و ديگران است كه براي بازگو نمودن افكارو احساسات گوناگون از طرق مختلف مانند نوشتن ، گفتن ، خواندن ، به كارگيري دستور و قواعد زبان ، تغييرات قيافه ، اداها ، هنر و... به كار مي رود .كودك معمولا" درحدود 12 ماهگي اولين كلمات را مي گويد و حدود 18 ماهگي تا 2 سالگي اولين جملات ساده و ابتدايي را مي سازد.

گفتار:

يكي از نمود هاي خارجي زبان است كه به شكل اصوات و كلمات ديده مي شود .گفتار خود از چهار عامل تشكيل شده است .كه عبارتند از جريان يا رواني ، توليد يا تلفظ، تشديد و صدا يا صوت و شكلي از زبان است كه درآن با استفاده از نشانه هاي كلامي يا علائم قراردادي مقاصد و عواطف فرد را به ديگري منتقل مي شود.

كودكان در چه سني به حرف مي آيند

نخستين کلمه ها: «سلام» يا «د د » به همراه حالات و حرکات بدنی اولين کلماتی هستند که كودكان ياد می گيرند. تا پايان سال اول كودکان اولين واژه های اسمی- عنوانی خود را مي گويند كه مربوط به افراد – حيوانات و اشياء می شود.كودك بايد قبل از سه سالگی حرفها را بفهمدو حرف بزند.در 18 ماهگی کودک به جنبه پر رمز و راز و جادوئی زبان دست می يابد .

كودكان در چه سني بايد بابا و مامان بگويند، كي بايد اسم اشيا را ياد بگيرند و چه وقت جمله بسازند؟

پيشرفت تكلم كودك در 2 سالگي، با اداي جملات 2-3 كلمه‌اي است .

قبل از 12 ماهگي

صدا درآوردن و اغوپغو كردن، شروع اين ماجراست. هرچه بچه بزرگتر مي‌شود يعني درحدود سن 9 ماهگي، شروع به اداي اصوات تكراري مي‌كند و مي‌تواند كلماتي مثل <ماما> را ادا كند. البته ممكن است در اين سن متوجه معني كلمه نشود. بايد نسبت به صدا، عكس‌العمل نشان دهد. بچه‌هايي كه با دقت و توجه اطرافشان را نگاه مي‌كنند ولي نسبت به صدا عكس‌العمل نشان نمي‌دهند، بايد از نظر مشكلات شنوايي بررسي شوند.

12 تا15ماهگي

كودك بايد بتواند، حداقل 1 يا 2 كلمه را به طور صحيح ادا كند(البته به جز ماما و دد.) در اغلب موارد بچه اداي<اسم اشياء> را زودتر ياد مي‌گيرد مثل توپ. در اين سن كودك بايد صحبت اطرافيان را متوجه شود و دستورهاي يك مرحله‌اي مثل <عروسك را به من بده>، <بنشين>، .<بيا> و...را اجرا كند.

18 تا 24ماهگي

در سن 18 ماهگي، دامنه لغاتي در حد 20 لغت و در سن 2 سالگي در حد 50 لغت داشته باشد. تكلم كودك در 2 سالگي، با اداي جملات 2-3 كلمه‌اي است. كودك به راحتي جمله مي‌سازد و خواسته‌هاي خود را با جملات تركيبي بيان مي‌كند، وافراد غريبه حداقل نصف حرف‌هاي كودك را مي فهمند (اطرافيان نزديك ممكن است اكثر حرف‌هاي كودك را بفهمند) كودك قادر است دستورات 2 مرحله‌اي را هم اجرا كند مثل <عروسكت را زمين بگذار و توپ رابردار>!

2 تا 3سالگي

چند كلمه را با هم تركيب مي كند و جمله مي سازد. افراد غريبه سه‌چهارم صحبت‌هاي كودك را متوجه شوند. مفهوم دو جمله <توپ را روي ميز بگذار> و يا <توپ را زير تخت بگذار> را مي‌فهمد. شناخت رنگ‌ها آغاز مي‌شود و مفاهيم بزرگ و كوچك را هم ياد مي‌گيرد.

در زمان نوزادي كه كودك متوجه صحبت شما نمي‌شود، با او حرف بزنيد اين كاروروند تكامل زبان را در او سرعت مي‌بخشيد. در حدود سنين 6 ماهگي كتاب خواندن را براي كودك آغاز كنيد. از كتاب‌هاي ساده با نوشته‌هاي كم و عكس‌هاي جذاب و آشنا استفاده كنيد و با بزرگتر شدن از او بخواهيد كه اشياء آشنا را در كتاب به شما نشان بدهد: مثلا بگوييد <توپ كو؟> يا <جوجو كو؟> بچه‌هاي كوچك گاهي حتي داستان‌ها و شعرهاي مورد علاقه‌شان را حفظ مي‌كنند و وقتيكه كمي بزرگ‌تر شدند، آنها را براي شما تعريف مي‌كنند و مي‌خوانند.

عوامل بسياری در رشد گفتار موثرند که به اختصار توضيح می دهيم                                                                    :
1) جنسيت: دخترها زودتر شروع به صحبت می کنند و دختران نسبت به پسران زودتر صحبت مي كنند.

2) هوش: ازطريق توانايی کلامی اواندازه گيری می گردد هرچه واژگان کلامی کودک بيشترباشد نشانةهوش بالای اوست. دانش آموزان عقب ماندة ذهنی از واژگان محدود و تکراری استفاده می کنند .

3) محيط خانوادگی: بايد با کودکان آهسته تر صحبت کنيم - طول عبارات بايد کوتاه باشد. پس از پايان هر عبارت و قبل از شروع عبارت بعدی، نيز بايد يک تا 2 ثانيه مکث و وقفه باشد. هنگامی که مشغول صداسازی ياحرف زدن است کار او را قطع نکنيد   .
محيط مدرسه:دانش آموزانی که ازبهره هوشی طبيعی برخوردارندودارای اشکالاتی درگفتارهامی باشندبه دليل رفتاراولياء مدرسه آنان منزویوخجالتی شده وکمتر ابرازوجودمی نمايندودرو فعاليتهای گروهی شرکت نمی کنند.كه درمراکز نگهداریوشبانه روزی آموزشی گزارش شده است .

دو زبانه بودن: بعضی از افراد با دو يا چند زبان صحبت کردن را نشانةتمدن می دانند وگاهی بجای اينکه کودک دوزبانه شود واقعاً بی زبان می گردد و نه زبان مادری را خوب فرا می گيرند و نه زبان دوم را می آموزد اين اختلال يک معلوليت آموزشی اجتماعی است که خانواده عامل آن است. .وضعيت اجتماعی واقتصادی:کودکانی که ازدوران شيرخوارگی با کمبود تغذيه مناسب خصوصاً شير روبه رو می باشند درمراحل رشد آنان از جمله گفتار موثر خواهد بود.

تقسيم بندي اندامهاي گفتاري

1-   اندامهاي تنفسي –شامل ششها ، نايژه ها و ناي است

2-  اندامهاي واج ساز- اين اندامها درمحفظه غضروفي به حنجره قراردارندكه نقش آنها توليد واج،حالت بي واجي ، توليد نجوا و حالت انسداد است .

3-  اندامهاي تلفظي- شامل حفره حلق،دهان وبيني است.علاوه بردستگاه هاي گفتاري،مغز انسان بويژه ناحيه بروكاوورنيكه ازحساسيت خاصي درتكلم برخوردار است .

طبقه بندی اختلالات گفتارو زبان

اختلالات گفتاروزبان را به پنج دسته اختلالات آواشناسي ، اختلالات آهنگ گفتار، اختلالات صدا و اختلالات زبان واختلالات توليدي تقسيم كرده اند.برخي سه اختلال اول را تحت عنوان اختلال گفتار دريك طبقه قرارمي دهند.

 

۱- اختلا لات زبان(lan guage disorder) :

اين كودكان درتستهاي زباني نمره كمتري از كودكان ديگر مي گيرند و نمي توانند بين نماد هاي كلامي و اشياء مربوطه ارتباط ايجاد كنند ووقتي از او سوال مي كنيم دستت كو؟ نمي تواند بين كلمه دست و جسم ارتباط ايجاد نمايد و شناختي از پديده هاي محيط پيرامون خود بدست نمي آورد .اين مشكل معمولا" دربين كودكان عقب مانده شديد – ناشنوايي عميق و... ديده مي شود . اما درمشكلات خفيف زباني دركودك ممكن است كه اشياء رابشناسد يعني وقتي كه از او سوال مي كنيم دستت كو؟ دست را نشان مي دهد و در مراحل پيچيده تر زبان مشكل داشته باشد .مثلا" درتركيب و نحو جمله مشكل داشته باشد مثل من خورد بستني . يا مانند بابا تهران نرو .اين دسته از اختلالات زير گروههاي تاخير زبان ، نارسا گويي ، اختلالات زبان بياني ، انواع زبان پريشي  ( مادرزادي و اكتسابي ) ، خموشي ، اختلال زبان نوشتاري ، اختلالات خواندن و... قرار مي گيرد.

2- اختلالات آوا شناختي :

ناتواني  در استفاده از آواهاست . براي مثال ممكن است فرد يك آوا مانند آواي پايان يك كلمه را جا بياندازد .يا يك آوا را جانشين آواي ديگر كند مثل بكار بردن ش بجاي س اين مشكلات معمولا" درمورد آوايي مانند ل، ر، س، ز، ش، ژ اتفاق مي افتند . گاهي مشكل به حدي وخيم است كه حتي اعضاء خانواده قادر به درك بيان كودك نيستند ولي درشكلهاي خفيف تر بعد ازورود به كودكستان يا مدرسه تظاهر مي كند . اين مشكل با استفاده از شيوه هاي گفتار درماني قابل درمان است .

3- اختلالات صدا:

يكي ازويژگيهاي صداكه به كيفيت صدا،آهنگ صدا وبلندي آن مربوط است آسيب مي بيندوبمي بيش از حد،زيري بيش ازحدوگرفتگي صدا گفتارتودماغي از اختلالات صدا هستند. براي درمان از روشهاي بازپروري صدا استفاده مي كنند.

4- اختلالات گفتار شامل:

اختلالات جريان : سرعت وروانی گفتارتحت تاثيرقرارمی گيرد.درلکنت زبان فرد صداهايابخشی ازکلمات راتکرارکند(ماما ماشين)يابکشد (م----شين )وياآنکه روی صدايی مکث نمايد. اختلالات تلفظ: صداها را اشتباه ياجابجا تلفظ نموده ياآنکه آنها را حذف می کنند. مثلا کودک (سلام)را به شکل( تلام)يا (الام) ادا می کند ويا (س)را نوک زبانی ادا می کند.اختلالات صدا: ناشی از ضايعات حنجره است ، شامل مواردی مانند گرفتگی صدا،خش داشتن صدا،بی صدايی يا نازک بودن صدا در پسران بعد از بلوغ و ضعف صدا بعد ازفلج يک طرفه تارهای صوتی می شود اختلالات تشديد : صدای خيشومی( يا تو دماغی ) است .علت آن شکاف کام،کوتاهی نرمکام يا مشکلات عملکردی اسفنکتر کامی-حلقی باشد. احتمال ترکيب وهمراهی چند اختلال باهم در يک فرد زياد است.

5-اختلا لات توليدی (articulation disorder) :

اختلالات توليدياتلفظ معمولاتاسن ۳تا۴ سالگی طبيعی است اگرکودکی بعداز اين سالها بازهم نتواندبه درستی صحبت كند نياز به درمان مستقيم دارد .

تشخيص و درمان اختلالات زبان و گفتار

اين دسته ازاختلالات ازشيوه‌های مختلف چون مصاحبه با فرد،مصاحبه با اطرافيان،آزمايشهای عصب شناختی وآزمونهای مختلف استفاده می کنند                                                                      .
درمان آن بااستفاده از شيوه‌های گفتاردرمانی،روان درمانی،دارودرمانی انجام می‌گيرد.

اختلالات ارتباطی          تعريف اختلال زبان:

عبارتست از دريافت، فهم و بيان كلمات گفتاري يا نوشتاري به صورت غير عادي يا ناهنجار.

اختلالات زبان

اختلالات زبان درسه حوزه اختلال دريافتي ، بياني يا تركيبي ديده مي شود. اختلال زبان باعث مشكلاتي درپردازش و توليد واج شناسي ، درك معني واژه ها ( معنا شناسي ) و ضعف دانش دستوري يا كاربرد جملات ( ساخت واژي يا نحوي ) مي شود . دربعضي از كودكان اختلال دستگاه گفتاري( توليد ) وجود دارد .دانش آموزان ناشنواي دچار اختلال زبان ( براي مثال اختلال معاني عملي ) اغلب مشكلات رفتاري خواهند داشت واين تعجب آور نيست .آنها ممكن است براي رفتار مناسب درموقعيت هاي پيش بيني نشده ، مشكل داشته باشند .براي مثال ، درموقعيت هاي اجتماعي همراه با همسالان اگر نتوانند علائم اجتماعي را به آساني بخوانند و معاني آنها را درك كنند ، نمي توانند درآن فعاليت سهيم شوند .كودكان كوچكتر ممكن است آسيب برسانند (احتمالا" به عنوان كوشش براي تماس ( يا امتناع كنند ) ممكن است ترجيح دهد به تنهايي بازي كنند ) . بنابراين همانگونه كه دريادگيري نوبت گيري براي صحبت دربزرگترها ديده شده، فهم قواعد ارتباط اجتماعي مشكل خواهد بود .ارزيابي و تشخيص اختلالات زبان به ويژه دركودكان آسيب ديده شنوايي مشكل است .تأخيرهاي زباني ناشي از شنوايي مي تواند اختلالات طبقه خاص زبان را دراين كودكان مخفي سازد . بسياري از كودكان ناشنوا زبان شفاهي يا مهارتهاي سواد مورد نياز براي فهم و پيگيري آموزش ها يا پاسخ كلامي را ندارند.

از دلايل اختلالات زبان عقب ماندگی ذهنی و تاخير در مهارتهای زباني :

بعضي از كودكان درزماني كه انتظارمي رود ، بطور طبيعي قادر به گفتن كلمات و يا ساختن جملات و سخن گفتن نيستند . به احتمالي دچار عقب ماندگي هوش مي باشند . براي آنكه كودك قادر به تكلم باشد بايد از ميزان لازم بهرة هوشي برخوردار باشد . كودكاني كه دچار عقب ماندگي شديد ذهني هستند معمولا" فقط براي بيان خواسته هاي خود از گريه ، فرياد و صداهاي نامفهوم استفاده مي كنند.

اختلالات توليد انواعی داردکه عبارتند از :

۱-حذف صدا(omission) :که در اين نوع اختلال يک صدا کامل حذف ميشود

مثلا کلمه بارون ..باون گفته ميشود ويا کلمه اسب ...اب گفته ميشود

۲-خرابگويی صدا (distortion):در اين نوع اختلال علی رغم اينکه صدا گفته ميشود اما به شکل صحيح بيان نمی شود و صدای گفته شده جلب توجه می کند مثلا صدای س..که در ان بايد هوا از بين دندانهای جلويی خارج شود هوا از بين دندانهای طرفی خارج ميشود ويا اينکه زبان بين دندانها قرار می گيرد که منظره بدی ايجاد مينمايد.

3-جا بجايی صدا ها (substi tution):که در اين اختلال صدا يی جانشين صدای ديگر می شود مثلا کودک به جای کلمه کاهو ...تاهو ميگويد ويا گل...دل گفته ميشود .بعضی اوقات يک اختلال به صورت پايدار است ودر همه جا وهميشه کودک صدا را اشتباه می گويد ولی بعضی اوقات کودک يک صدا را در بعضی از بافت های کلامی درست ودر بعضی از بافتهای کلامی ديگر به صورت اشتباه به کار می برد

۴- اضافه گويی(addition):در اين نوع اختلال کودک يک صدا به صداهای اصلی کلمه اضافه مينمايد مثلا به جای کلمه                 هواپيما ...هواپيمان می گويد ويا به جای کلمه قوری ...قوع ري ميگويد .اين اختلالات از جمله مشکلاتی هستند که بيشتر برای کودکان رخ ميدهد يا بعبارتی ديگر از سنين کودکی آغاز می شوند.

علل اختلالات زبان                                                                                                                                       :
۱) تأخير در رشد گفتار و زبان
                                                                                                                          
در اين اختلال کودک دير تر از زمان عادی سخن گفتن را آغاز می کند ودرک کودک کمتر از سطح سنی وی است .و دلايل مختلفی دارد که برخی از آنها عبارتند از عوامل ارثی ، ضايعات وبيماری های مادرزايی و ژنتيکی و يا عوامل مربوط به دوران قبل وحين و بعد از زايمان و يا کمبودهای محيطی و عاطفی ، کودک در رشد گفتار و زبان از همسالان خود عقب باشد ،  کم شنوايی يا ناشنوايی ، کم توانی ذهنی ،اختلالات نافذ رشد مانند اتيسم و … - زبان پريشی ( آفازی ) : در اين اختلال فرد توانايی درک يا بيان يا هر دو را بعلت آسيب های مغزی که بطور ويژه به مناطق زبانی مغز آسيب زده است، از دست ميدهد. اين ضايعات ميتواند بعد از دوره زبان آموزی و يا در حين آن رخ دهد که بنابراين به ترتيب به آن آفازی اکتسابی يا رشدي می گويند نياز به گفتار درمانی امری ضروری به نظر می رسد . در اينجا گفتار درمانگر با استفاده از وسايل کمک آموزشی و با دادن مشاوره صحيح به والدين بيمار در درمان او می کوشد .

اين اختلال در اثر عوامل زير در کودک به وجود می آيد                                                                                        :
الف) اختلالات جسمی و فيزيکی
                                                                                                                         :
مثل عقب ماندگی ذهنی - نقص شنوايی - فلج مغزی
                                             
ب) اختلالات محيطی
                                                                                                                              :
منظور محيط بدون گفتار ( والدينی که با فرزندشان به ميزان کافی صحبت نمی کنند ) و مشکلات عاطفی همراه با الگوهای اشتباه والدين است .

ج) اختلالات عصبی روانی                                                                                                                           :
مثل کودکانی که بدليل اختلالات شخصيتی حتی حاضر به برقراری تماس چشمی نمی باشند از علائم آن خودآزاری - خيرگی ممتد و علاقه به اشياء به گونه مرضی را می توان نام برد که اين عوامل موجبات عدم ارتباط را فراهم می کنند      ۲( اختلالات زبان بعدرشد
                                                                                                            :
در اثر عواملی مثل سکته مغزی - تومور - ضربات مغزی ناشی از تصادفات و ضربه های ديگر به سر و عفونت های مغزی که باعث آسيب به مناطق گفتاری مغز می شوند ايجاد می شود . گفته های ديگران را به درستی درک نمی کنند و گفتاری نامفهوم يا تلگرافی دارنددر ساير جنبه های ارتباطی مثل نوشتن و خواندن و انجام محاسبه رياضی نيز دچار اشکال می شوند ولی شخصيت حفظ شده و متوجه دنيای اطراف خود نمی باشند واز علائم غير گفتاری مثل حرکات چهره و ... متوجه دنيای اطراف خود بوده ولی قادر به برقراری ارتباط نيستند.

 


ادامه مطلب
[ جمعه 3 آذر1391 ] [ 16:0 ] [ علیرضا کیایی ]
  



 
 
در نیویورک، بروکلین، در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمی شود... 

او با گریه گفت: کمال در بچه من "شاینا" کجاست؟ 
هرچیزی که خدا می آفریند کامل است. اما بچه من نمی تونه چیزهایی رو بفهمه که بقیه بچه ها می تونند. 

بچه من نمی تونه چهره ها و چیزهایی رو که دیده مثل بقیه بچه ها بیاد بیاره.کمال خدا در مورد شاینا کجاست ؟! 
افرادی که در جمع بودند شوکه و اندوهگین شدند ...

پدر شاینا ادامه داد: به اعتقاد من هنگامی که خدا بچه ای شبیه شاینا را به دنیا می آورد، کمال اون بچه رو در روشی می گذارد که دیگران با اون رفتار می کنند


و سپس داستان زیر را درباره شاينا گفت:

یک روز که شاینا و پدرش در پارکی قدم می زدند تعدادی بچه را دید که بیسبال بازی می کردند. شاینا پرسید : بابا به نظرت اونا منو بازی میدن...؟! 
پدر شاینا می دونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون نمی خوان، اما او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه، حس یکی بودن با اون بچه ها می کنه. 
پس به یکی از بچه ها نزدیک شد و پرسید : آیا شاینا می تونه بازی کنه؟!
اون بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش گفت: 
ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در راند 9 است. 
فکر می کنم اون بتونه در تیم ما باشه و ما تلاش می کنیم اونو در راند 9 بازی بدیم....

درنهایت تعجب، چوب بیسبال رو به شاینا دادند! 
همه می دونستند که این غیر ممکنه زیرا شاینا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره! 
اما همینکه شاینا برای زدن ضربه رفت ، توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی اروم بیاندازه که شاینا حداقل بتونه ضربه ارومی بزنه...
اولین توپ که پرتاب شد، شاینا ناشیانه زد و از دست داد! 
یکی از هم تیمی های شاینا نزدیک شد و دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن ایستادند. 
توپگیر دوباره چند قدمی جلو آمد و اروم توپ رو انداخت. 
شاینا و هم تیمیش ضربه آرومی زدند و توپ نزدیک توپگیر افتاد، توپگیر توپ رو برداشت و می تونست به اولین نفر تیمش بده و شاینا باید بیرون می رفت و بازی تمام می شد...
اما بجای اینکار، اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند : شاینا، برو به خط اول، برو به خط اول!!! 
تا به حال شاینا به خط اول ندویده بود! شاینا هیجان زده و با شوق خط عرضی رو با شتاب دوید. 
وقتی که شاینا به خط اول رسید، بازیکنی که اونجا بود می تونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و شاینا از زمین بره بیرون، ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته! 
توپ رو بلند اونور خط سوم پرت کرد و همه داد زدند : بدو به خط 2، بدو به خط 2 !!! 
شاینا بسمت خط دوم دوید. دراین هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و مشتاق حلقه زده بودند.. همینکه شاینا به خط دوم رسید، همه داد زدند : برو به 3 !!! 
وقتی به 3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند: شاینا، برو به خط خانه...! 
شاینا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شاینا رو مثل یک قهرمان رو دوششان گرفتنند مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده باشه...

پدر شاینا درحالیکه اشک در چشم هایش بود گفت:
اون 18 پسر به کمال رسیدند...


این روتعمیم بدیم به خودمون و همه کسانی که باهاشون زندگی می کنیم
هیچ کدوم ما کامل نیستیم و جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم
اطرافیان ما هم همین طورند
پس بیاید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به خاطر نقص هامون خرد نکنیم
بلکه با عشق، هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم اطرافیانمون رو
  
[ جمعه 12 آبان1391 ] [ 16:40 ] [ علیرضا کیایی ]

مقدمه

پرسش نامه افسردگی بک (BDI) که شامل 21 گروه سوال است، برای نخستین بار در سال 1961 توسط آرون بک، بکوارد، مندلسون، مارک و ارباف تدوین شد. روایی و اعتبار این پرسش نامه در سال های 1971، 1979، 1985، 1986 به ترتیب مورد بررسی قرار گرفت و ثابت شد.

21 ماده این میزان در کل شامل 94 سوال، به صورت عبارات ترتیبی که هر کدام از ماده ها مربوط به یک علامت خاص افسردگی می باشد، تنظیم شده است.

این 21 ماده بر اساس علایمی مانند:

1- غمگینی

2- بدبینی

3- احساس شکست

4- نارضایتی

5- احساس گناه

6- نیاز به مجازات (انتظار تنبیه داشتن)

7- نفرت از خود(بیزاری از خود، دوست نداشتن خود)

8- تهمت به خود(اتهام بستن به خود)

9- خود آزاری

10- گریستن(دوره های گریه کردن)

11- زود رنجی(تحریک پذیری)

12- انزوای اجتماعی(گوشه گیری)

13- بی تصمیمی

14- پندار شخص از خود(تغییر در تصویر بدن)

15- سستی و کندی(کندی در انجام کار، کاهلی در کار)

16- اختلال در خواب

17- خستگی پذیری

18- کاهش اشتها(بی اشتهایی)

19- کاهش وزن

20- اشتغال ذهنی

21- کاهش نیروی جنسی

انتخاب این ماده ها بر اساس تظاهرات آشکار رفتار در بیماری افسردگی بوده و دلیل بر هیچ فرضیه ای در مورد علت شناسی یا فرایند روانی در بیماری افسردگی نیست.

در این آزمون در برابر هر یک از ماده های مورد نظر، که مشخص کننده یکی از علایم مرضی افسرگی است،4 تا 6 جمله نوشته شده است که به ترتیب بیانگر خفیف ترین تا شدیدترین وجه آن خصیصه مورد نظر است و آزمودنی باید جمله های هر ماده را به دقت بخواند و جمله ای را که بیانگر بیشترین حالت فعلی وی است با کشیدن دایره به دور آن مشخص کند.

ارزش های کمی هر ماده از 0 تا 3 به این ترتیب تعیین شده است:

0 سلامت روانی در ماده مورد نظر

1 احساس اختلال خفیف در ماده مورد نظر

2 احساس اختلال شدید در ماده مورد نظر

3 احساس اختاتل حاد و شدید در ماده مورد نظر

از این پرسش نامه چندین فرم تهیه شده است، در این جا فرم معمولی آن که شامل بیست و یک ماده (بک و بک ،1972) است معرفی می شود. این پرسش نامه یک آزمون خود آزما است که برای تکمیل آن 5 تا 10 دقیقه وقت لازم است و برای فهمیدن کامل معنای ماده ها خواندن در سطح کلاس پنجم تا ششم مورد نیاز است.

نحوه نمره گذاری

برای بررسی نتایج، آزمونگر باید نمراتی را که آزمودنی با کشیدن دایره مشخص کرده است، با یکدیگر جمع کند. باید یاد آور شد که فقط یک جمله از هر ماده که بالاترین ارزش را دارد، مورد قبول در محاسبات است. جمع نمرات از 0 تا 62 می تواند نوسان داشته باشد، نمره منفی منظور نمی گردد. این درجات در تشخیص افسردگی پیشنهاد شده است(باید توجه داشت که این درجات به دو صورت ذکر شده است).

1- میانگین بهنجار (15 - 1 ) یا (18 - 1 ): افرادی که افسردگی ندارند و در سطح عادی هستند.

2- افسردگی خفیف (31 - 16) یا ( 28 - 18 ): افرادی که به افسردگی در سطح خفیف مبتلا هستند.

3- افسردگی متوسط( 47 - 32 ) یا ( 35 - 29 ): افرادی که به افسردگی در سطح متوسط مبتلا هستند.

4- افسردگی عمیق(62 - 48 ) یا ( 63 - 36 ): افرادی که به افسردگی در سطح شدید مبتلا هستند.

البته باید توجه داشت که برای یافتن مرز مورد اطمینان بین حالت سلامت یا بیماری نیاز به تحقیق و پژوهش های بیشتری است، و چون برداشت گروه های گوناگون در یک اجتماع متفاوت است، بنابراین بهتر است که این آزمون را در جامعه مورد نظر استاندارد کرد.

در آزمون بک ایجاد یک سیستم شایسته در نظر گرفته شده است، زیرا به عقیده بک تنها تشخیص بالینی کافی نیست و ناگزیر باید روشی را به وجود آورد که اولاً افسردگی را تعریف کند و ثانیاً دارای اعتبار و روایی کافی باشد. نتایج معیارهای موجود در این آزمون ابتدا از مشاهدات بالینی و در ضمن دوره های روان درمانی مبنی بر تجزیه و تحلیل روانی بیماران افسرده به دست آمده است.

به طور کلی، این پرسش ناممه به عنوان یک آزمون نابسته به فرهنگ شناخته شده و ماده های مورد بحث آن اختصاص به محیط اجتماعی ندارد و حتی مخصوص هیچ طبقه اقتصادی یا تحصیلی معینی نیست، این مسأله به سادگی بیانگر آن است که وقتی کسی به عنوان افسرده در این آزمون تشخیص داده شد(نظر به این که او فقیر یا غنی، تحصیل کرده یا کم سواد، و یا ... باشد)، آزمون به هر صورت عمق افسردگی او را در خود منعکس می کند. این آزمون همچنین از نوع آزمون های خود سنجی است.

 

مزایای این آزمون از نظر آرون بک:

1- با توجه به گوناگونی تشخیص های کلینیکی، این آزمون یک میزان اندازه گیری استاندارد شده را در دسترس قرار می دهد.

2- این آزمون را می توان توسط یک مصاحبه گر آموزش دیده انجام داد که این مسأله از نظر اقتصادی از یک مصاحبه روان پزشکی مقرون به صرفه تر است.

3- به علت داشتن نمره و نمره گذاری آن مقایسه کردن اطلاعات با سایر یافته ها از نظر کمی و کیفی اسان می شود.

بک معتقد است به علت وسیع بودن دامنه امتیازات این پرسش نامه نسبت به سایر قضاوت های کلینیکی که بر پایه مصاحبه های روان پزشکی قرار دارد ، این پرسش نامه در مورد سنجش عمق افسردگی حساسیت بیشتری دارد.

به طور کلی هدف BDI این بوده است که نشان شناسی افسردگی را به طور جامع در بر گیرد. اما برروی محتوی شناختی بیشتر تأکید می ورزد لازم به ذکر است که با وجود آن که این آزمون برای استفاده در جماعت های بالینی ساخته شده است، اما در جماعت های عادی مانند دانشجویان نیز به کار می رود.

اعتبار و روایی

از هنگام تدوین BDIتاکنون، ارزیابی های بسیاری توسط محققان و پژوهشگران در مورد آن صورت گرفته است.

گلدمن و متکاف در سال 1965 به منظور دست یابی به میزان افتراقی افسردگی در میان دو گروه افسرده و سالم به این نتیجه دست یافتند که عدد 17، عدد مناسب افتراق در بین این گروه است. همچنین متکاف برای میزان همبستگی پرسش های بالینی روان پزشکی و پرسش نامه بک به یک نتیجه همبستگی در سطح بالا رسید.

می و همکاران 1969 تأکید کردند که این آزمون از نظر تشخیص دارای روایی بوده و قادر به پیش بینی است. بک، استیر و گاربین( 1988 )، در یک تحلیل سطح بالا از کوشش های مختلف برای تعیین همسانی درونی، ضرایب 73/0 تا 92/0 با میانگین 86/0 را به دست آوردند.

ارزشیابی روایی محتوایی، سازه و افتراقی و نیز تحلیل عاملی عموماً نتایج مطلوبی داشته اند. محتوای ماده های BDI با هم فکری و هم رأی متخصصان بالینی در مورد نشانه های مرضی بیماران افسرده تدوین شده و شش مورد از نه مقوله DSM III برای تشخیص افسردگی نیز در آن گنجانیده شده است(بک و همکاران، 1961).

روایی همزمان با درجه بندیهای بالینی برای بیماران روان پزشکی نشانگر ضرایب همبستگی از متوسط تا بالا و r = 72 Mdn 0/55 – 0/96 است(بک و همکاران، 1988).

همبستگی این آزمون با مقیاس درجه بندی همیلتون برای افسردگی (73/0)، مقیاس خودسنجی افسردگی زونگ(76/0)، و مقیاس افسردگی MMPI (76/0) به دست آمده است(بک و همکاران، 1988).

استیر، بک، براون و برچیک(1987) گزارش کردند که افراد مبتلا به افسردگی عمده در مقایسه با افراد مبتلا به افسرده خویی نمره های نسبتاً بالایی در این آزمون می گیرند. در حالی که دیلی، پیکات، لمپریر، و میروز(1963) نتوانستند تفاوتی بین افسردگی درون زاد، افسردگی رجعتی و افسردگی روان زاد پیدا کنند.

از این آزمون حتی برای افراد تنها( گلد، 1982)، تحت فشار روانی(هامن و میول، 1982) و کسانی که درباره اضطراب خود گزارش داده اند(بیکر و جساب، 1980) استفاده شده است.

به طور کلی پژوهش های تحلیل عاملی نشانگر آن است که BDI یک عامل کلی افسردگی و نیز نگرش منفی نسبت به خود، اختلال عملکرد و اختلال بدنی را اندازه گیری می کند(تاناکا و هوبا، 1984).

واهب زلده (1352) به منظور بررسی چگونگی ارزش تشخیصی این آزمون در موردد بیماران افسرده و افراد سالم در ایران، ارزش تشخیصی آن را مورد تأیی قرار داد. همچنین پرتو (1353) در یک تجقیق تجربی در مورد پراکندگی افسسردگی در میان دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه تهران، نشان داد که این آزمون از اعتبار (روایی) و ثبات (اعتبار) کافی برخوردار است. وی این آزمون را در سال 1370 بر روی جمعیت ایران میزان کرد.

پودات (1357) ضریب همبستگی مثبتی در سطح 56/0 رابا پرسش نامه کنترل درونی و بیرونی راتر روی گروهی از دانشجویان مرد دانشگاه تهران به دست آورد. چگینی (1361) همبستگی 54/0 را با مقیاس افسردگی MMPIبه دست آورد.

 

دستور العمل: این پرسش نامه شامل 21 گروه سوال است. خواهشمند است جمله های هر گروه را به دقت مطالعه مطالعه کنید و فقط دور شماره جمله ای که بیش از چند از جمله دیگر حالت و احساسات شما را بیان می کند، یک دایره بکشید. دقت کنید که در هر گروه از جمله ها فقط باید یک جمله را انتخاب کنید. در ضمن، برای پاسخ دادن به سوال ها، حالت های خود را از دو ماه گذشته تا کنون در نظر بگیرید.

 

الف:

0- من احساس غمگینی نمی کنم.

1- احساس می کنم دلم گرفته یا غمگینم.

2(الف)- من هیشه دل گرفته و غمگینم و نمی توانم از آن رهایی یابم.

2(ب)- به قدری غمگین و بی نشاطم که برایم دردناک است.

3- به اندازه ای غمگین و بی نشاطم که تاب تحملش را ندارم.

 

ب:

0- نسبت به آینده، بدبینی یا دلسردی خاصی ندارم.

1- نسبت به اینده احساس ناامیدی می کنم.

2(الف)- احساس می کنم که هیچ امیدی به آۀینده ندارم.

2(ب)- احساس می کنم که هیچ وقت بر مشکلاتم غلبه نخواهم نکرد.

3- احساس می کنم که امیدی به آینده ندارم و شرایطم بهتر نخواهد شد.

 

پ:

0- احساس نمی کنم که شخص شکست خورده ای باشم.

1- احساس می کنم که بیش از یک شخص معمولی شکست خورده ام.

2(الف)- احساس می کنم که به ندرت کار معنی دار یا پر ارزشی انجام داده ام.

2(ب)-هر وقت به زندگی گذشته فکر می کنم جز شکست های زیاد چیزی نمی بینم.

3- احساس می کنم که شخص کاملاً شکست خورده ای هستم.

 

ت:

0- مثل گذشته از زندگیم راضی ام.

1(الف)- بیشتر اوقات احساس بی حوصلگی می کنم.

1(ب)- دیگر مثل گذشته، از چیزها لذت نمی برم.

2- دیگر از هیچ چیز احساس رضایت نمی کنم.

3- از هر کس و هر چیزی که بگویی، ناراضی هستم.

 

ث:

0- احساس گناه خاصی ندارم.

1- بیشتر اوقات احساس می کنم که شخص بد یا بی ارزشی هستم.

2(الف)- احساس می کنم کمی گناهکارم.

2(ب)- حالا دیگر تقریباً همیشه احساس می کنم شخص بی ارزش و بدی هستم.

3- این طور احساس می کنم که گویی شخص بسیار بد و بی ارزشی هستم.

 

ج:

0- احساس نمی کنم دارم مجازات می شوم.

1- احساس می کنم ممکن است اتفاق بدی برایم رخ بدهد.

2- احساس می کنم مجازات می شوم یا مجازات خواهم شد.

3(الف)- احساس می کنم که مستحق مجازاتم.

3(ب)- دلم می خواهد مجازات شوم.

 

چ:

0- من از خود مأیوس نیستم.

1(الف)- من از خود مأیوسم.

1(ب)- من خودم را دوست ندارم.

2- من از خود بیزارم.

3- من از خود متنفرم.

 

ح:

0- من احساس نمی کنم که از دیگران بدتر باشم.

1- از خودم به خاطر خطاهایم انتقاد می کنم.

2(الف)- همیشه خودم را به خاطر خطاهایم سرزنش می کنم.

2(ب)- برای هر اتفاق خود را سرزنش می کنم.

 

خ:

0- من در فکر آن نیستم که به خود آسیبی برسانم.

1- من درباره این که به خود آسیبی برسانم فکر می کنم، ولی به آن عمل نمی کنم.

2(الف)- احساس می کنم اگر مرده بودم، بهتر بود.

2(ب)- من برای این که خود را بکشم نقشه های معینی کشیده ام.

2(ج)- احساس می کنم اگر مرده بودم برای خانواده ام بهتر بود.

3- اگر می توانستم خودم را می کشتم.

 

د:

0- من بیش از حد معمول گریه می کنم.

1- حالا بیشتر از گذشته گریه می کنم.

2- من حالا بیشتر از گذشته گریه می کنم و نمی توانم از گریه کردن خودداری کنم.

3- من در گذشته به راحتی می توانستم گریه کنم، اما حالا اگرچه می خواهم ولی نمی توانم.

 

ذ:

0- حالا بیشتر از گذشته آزرده نیستم.

1- من بیش از گذشته آزرده و رنجیده می شوم.

2- من همیشه احساس رنجش می کنم.

3- به اندازه ای رنج می برم که چیزهای رنج آور گذشته هرگز رنجم نمی دهند.

 

ر:

0- من علاقه ام را نسبت به مردم از دست نداده ام، مثل همیشه مردم را دوست دارم.

1- اکنون علاقه ام نسبت به مردم کمتر از گذشته است.

2- من بیشتر علاقه ای که نسبت به مردم داشته ام از دست داده ام وعلاقه ام نسبت به آنها جزئی شده است.

3- من همه علاقه ای را که نسبت به مردم داشته ام از دست داده م و اصلاً به آنها علاقه ای ند ارم.

 

ز:

0- من مانند گذشته تصمیم می گیرم.

1- من اکنون به خود اطمینان کمتری دارم و سعی می کنم تصمیم گرفتن را به تعویق بیاندازم.

2- دیگر بدون کمک دیگران نمی توانم تصمیم بگیرم.

3- دیگر به هیچ وجه نمی توانم تصمیم بگیرم.

 

ژ:

0- من احساس نمی کنم که از گذشته بدتر به نظر برسم.

1- من از این که پیر یا ناجذاب به نظر می رسم، نگرانم.

2- من احساس می کنم تغییرات دائمی در ظاهر من به وجود می آیند و مرا ناجذاب نشان می دهند.

3- من احساس می کنم که زشت و کریه المنظر به نظر می رسم.

 

س:

0- من می توانم به خوبی گذشته کار کنم.

1(الف)- برای این که کاری را شروع کنم به کوشش زیاد احتیاج دارم.

1(ب)- من نمی توانم به خوبی گذشته کار کنم.

2- برای این که کاری را انجام بدهم باید به خودم فشار بیاورم.

3- اصلاً نمی توانم کاری انجام بدهم.

 

ش:

0- من می توانم مثل همیشه خوب بخوابم.

1- من صبح ها خسته تر از گذشته از خواب برمی خیزم.

2- من یکی دو ساعت زودتر از وقت معمول بیدار می شوم و به سختی می توانم دوباره به خواب بروم.

3- من هر روز زود از خواب بیدار می شوم و نمی توانم بیش از 5 ساعت بخوابم.

 

ص:

0- من بیشتر از گذشته خسته نمی شوم.

1- من زودتر از گذشته خسته می شوم.

2- من از انجام هر کاری خسته می شوم.

3- من آن قدر خسته می شوم که نمی توانم کاری انجام بدهم.

 

ض:

0- اشتهایم تغییر نکرده است.

1- اشتهایم به خوبی گذشته نیست.

2- اشتهایم خیلی کم است.

3- دیگر اصلاً اشتها ندارم.

 

ط:

0- اخیراً وزنم خیلی کمتر نشده است.

1- وزنم بیش ازر 5/2 کیلوگرم کم شده است.

2- وزنم بیش از 5 کیلوگرم کم شده است.

3- وزنم بیش از 5/7 کیلوگرم کم شده است.

 

ظ:

0- من بیش از حد معمول درباره سلامتی خودم نگران نیستم.

1- من درباره دردها و رنجوری ها یا سوء هاضمه و یبوست و یا علایم ناخوشایند بدنم نگرانم.

2- من به اندازه ای درباره سلامتی و چگونگی حالم نگرانم که فکر کردن به چیزهای دیگر برایم مشکل است.

3- من کاملاً در افکار و احساساتم نسبت به سلامتی خود غرق شده ام.

 

ع:

0- من احساس نمی کنم که در علاقه من به امور جنسی تغییر تازه ای به وجود آمده باشد.

1- حالا کمتر از گذشته به امور جنسی علاقه دارم.«میل جنسی ام کمتر شده است».

2- حالا علاقهء من به امور جنسی خیلی کمتر از گذشته است.

3- من تمام علاقه ای که به امور جنسی داشتم از دست داده ام.

 

 

کلید پرسش نامه: بعد از اجرای پرسش نامه اعدادی که دور آن ها خط کشیده شده است یا گزینه مورد نظر انتخاب شده است جمع می کنیم، سپس با توجه به جدول زیر وضعیت آزمودنی را از لحاظ افسردگی به دست خواهیم آورد. لازم به ذکر است که در ادامه نیز وضعیت آزمودنی را می توان بر اساس رتبه درصدی به دست آورد یعنی این که از چند درصد افراد از لحاظ افسردگی وضعیت بهتری دارد یا این که در وضعیت بدتری.

به طور مثال: اگر یک آزمودنی در این آزمون نمره خام معادل 36 به دست آورد با توجه به جدول می توان گفت که آزمودنی مورد نظر افسردگی شدیدی دارد و باید هر چه سریع تر جهت مراجعه به روان شناس یا مشاوره اقدامات لازم صورت گیرد( هر چند که در این جا باید به تاریخچه آزمودنی توجه داشت).

جدول افسردگی بک فرم بلند 21 ماده ای

جمع امتیازات میزان افسزدگی

کمتر از 4 انکار احتمالی افسردگی، ارائه تصویر خوبی از خود، این

نمره در مورد افراد بهنجار غیر معمول است.

10 – 5 طبیعی

16 – 11 کمی افسرده

20 – 17 نیازمند به مشورت

30 – 21 به نسبت افسرده

40 – 31 افسردگی شدید

بیشتر از 40 افسردگی بیش از حد، این نمره به گونه معنی دار بالاتر از

نمره افراد دارای افسردگی شدید است، نشان دهنده اغراق

احتمالی درباره افسردگی است، شاید مشخصه اختلالات

نمایشی یا مرزی است.احتمال افسردگی در سطح معنادار نیز

وجود دارد.

 

لازم به ذکر است که در مشاهدات روزانه انواع این حالت ها را به صورت موقتی یا زود گذزر می توان تجربه کرد. البته افرادی وجود دارندد که تمایل به افسردگی یا بیماری افسردگی در آنان شروع شده و ممکن است افسردگی آنان شدت یابد.

[ پنجشنبه 20 مهر1391 ] [ 17:1 ] [ علیرضا کیایی ]
 

     «ماریا مونته سوری» در 21 آگوست 1870 میلادی در حومه شهر آنکونا   کشور ایتالیا به دنیا آمد. او فرزند یک خانواده بسیار متمول بود که از همان ابتدا فرصت‌های فراوانی برای رشد و بالندگی در اختیار داشت. مادر «ماریا» زنی تحصیل کرده و فرهنگی بود که در تربیت فرزند دخترش نهایت سعی و کوشش خود را انجام داد. با تمام روشنفکری مادر ماریا، پدر او ،فردی بسیار سنتی بود و از کارها و فعالیت‌های دختر خود هراسناک بود.

گفته میشود زمانی که مانتیسوری در سن 10 سالگی   شدیداً مریض  شده بود،  رو به مادر نگران خود گفته بود:

« نگران نباش مادر، من نمیتوانم  بمیرم ، بسیاری چیزهاست که باید انجام دهم .»

پس از اتمام تحصیلات عمومی ، وقتی ماریا مونته سوری با حمایت مادر در دانشکده پزشکی ثبت نام کرد ، پدرش که یک کارمند موفق دولت بود برآشفته شد و این کار را توهینی به پیشینیه‌ی خانوادگی خود دانست.                                  
علاوه بر آقای مونته سوری بسیاری از آشنایان و بستگان آنها نیز از این اقدام جسورانه‌ی ماریا تعجب کردند و حتی گروهی فکر کردند که مسوولین دانشگاه متوجه نشده اند که ماریا یک دختر است.                                
در آن سال‌ها حضور دختران در رشته پزشکی کاری غیر ممکن بود و هیچ دختری از جنبه‌ی اجتماعی جسارت ورود به دانشکده‌ی پزشکی را نداشت. اما ماریا وارد دانشکده شد و در تمام سال‌های تحصیل سعی کرد که دانشجوی نمونه‌ای باشد. در تمام دوره‌ی تحصیل فشار، تحقیر و آزار استادان و دانشجویان دیگر را تحمل کرد.                 
ماریا مونته سوری سال‌های سال تنها دختر دانشجو در رشته پزشکی بود. و درسن 26 سالگی به درجه دکترای پزشکی نائل  آمد نکته جالب این که او نخستین  پزشک زن ایتالیاست


12- ماریا مونته سوری در سال 1986 به عنوان دانشجوی نمونه دانشکده پزشکی نشان افتخار دریافت کرد. در همین سال پدر ماریا پس از سال‌ها قهر و آزردگی به واسطه ی موفقیت‌های دخترش مجبور به پذیرش انتخاب او شد.

ماریا اولین دختری بود که در کشور ایتالیا از دانشگاه پزشکی فارغ التحصیل شد. طبیعی است که کار کردن در چنین شرایطی ساده و راحت نبود. بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی حاضر به استخدام یک پزشک زن نمی‌شدند و یا بیماران ، پزشکان مرد را به پزشک زن ترجیح می‌دادند.

13- ماریا مونته سوری مبارزه دیگری را آغاز کرد. در همین سال‌ها نام مونته سوری برابر با جسارت، گستاخی و سرسختی او در کار و آرمان ‌هایش بود. به دلیل سختی بازار کار، او سرپرستی یکی از مراکز کودکان بیمار و معلول را پذیرفت ودر همین سال‌ها سعی کرد که فرصت‌های فراوانی را برای بهداشت و درمان آنها فراهم کند. او درحین کار متوجه  برنامه‌های آموزشی و تربیتی کودکان شد. او دریافت که محیط این گروه از کودکان هیچ فرصتی را برای به وجود آوردن تجربه‌های نو و ارزشمند فراهم نمی‌کند. به همین دلیل سعی کرد تا برنامه‌های متعددی را در این زمینه برای کودکان معلول به وجود بیاورد.

14- کار برای کودکان از همین سال‌ها برای او جدی و مهم شد. وقتی که عرصه‌ی فعالیت برای او تنگ شد، تصمیم گرفت که در حوزه‌ی تعلیم وتربیت ، فلسفه و مردم شناسی مطالعه کند. باز هم به دانشگاه بازگشت و در این رشته‌ها به تحصیل مشغول شد.
تحصیل در رشته روان شناسی او را با معلمان بزرگی چون فروبل، پستالوژی و روسو آشنا کرد. او در این مسیر با الگوهای باز آشنا شد و به مشکلات و مسایل آموزش کلاسیک پی برد.

15- او که از دوران کودکی تحت فشار برنامه‌های آموزشی خشک مدارس بود، تصمیم گرفت تا فرصت‌های متنوع دیگری را برای کودکان فراهم کند. او در این مسیر آموخت که نمی‌تواند به شیوه کارشناسان رفتار نگر کودکان را مجبور به فراگیری یکسری از اصول و یا اطلاعات کند. او معتقد بود که کودکان باید حق انتخاب داشته باشند و در انجام کارهای خود آزادی را تجربه کنند. به این منظور الگویی جدید را در آموزش کودکان خردسال آغاز کرد.                                                                 

16 - در سال 1906 مسوولیت  یک مرکزبا 50 کودک بسیار فقیر ، در یکی از محله‌های فقیرنشین حومه رم (محله سنت لورنزو) را،  به عهده گرفت. مردان و زنان این محله مجبور به کار در معدن‌های مختلف بودند و یا به شغل‌های بسیار سخت و طاقت فرسا تن می‌دادند. کودکان این خانواده‌ها در محیط بی روح، بی رنگ و فاقد امکانات اولیه زندگی می‌کردند. در ابتدا مونته سوری قرار بود که به وضعیت بهداشتی این گروه از کودکان بپردازد، اما با تجربه‌های قبلی و با دانشی که به دست آورده بود، به برنامه‌های آموزشی کودکان پرداخت و سعی کرد تا فرصت‌های متنوع آموزشی را برای این گروه از کودکان به وجود بیاورد.

17- در این مدرسه که سرای کودکان نام داشت او متوجه شد که کودکان محروم حتی در چنین مناطقی برای یادگیری شور و شوق دارند و از آموختن لذت می‌برند. به عبارت دیگر او متوجه شد حتی اگر بر خلاف رفتارگراها با پاداش و تنبیه انگیزه‌های بیرونی کودکان را کنترل نکنیم، انگیزه‌های درونی کودکان برای

 یادگیری به مراتب قوی تر است. بدین ترتیب او نظریه انگیزه‌های درونی را در برابر رفتارگراها مطرح کرد و به دفاع آن پرداخت.
ماریا مونته سوری به عنوان یک نظریه پرداز در حوزه‌ی تعلیم و تربیت به شکل جدی رو در روی تفکر روان شناسان و متخصصین رفتارگرا ایستاد و با آن‌ها مخالف کرد.

18- با آشنایی مونته سوری با روان شناسی گشتالت، از پیروان این دیدگاه روان شناسی شد و توانست الگوی آموزشی این دیدگاه را در مراکز آموزشی خود اجرا کند. در سال 1909 میلادی روش خود را در آموزش کودکان به طور رسمی‌اعلام کرد و گروه‌ها وافراد مختلف را برای بازدید از مرکز خود دعوت کرد. مونته سوری بیش از هر چیز تلاش کرد تا با فراهم کردن وسیله‌های مختلف ،  مهارت‌های کودکان را ارتقا دهد و آموزش‌های پایه ای را برای کودکان محروم به وجود بیاورد.

 19- خبر فعالیت‌ها و موفقیت‌های او خیلی زود در سطح کشور پخش شد. پس ازمدتی مراکز دیگری در بخش‌های مختلف شهر رم تاسیس کرد و گروه‌های مختلف کودکان جذب این مدرسه‌ها شدند. چیزی نگذشت که افراد سرشناس شهر مایل بودند که فرزندان خود را به مرکز مونته سوری بسپارند. ماریا مونته سوری در سمینارها و نشست‌های مختلفی در سراسر کشور شرکت کرد و سعی کرد تا دیدگاه خود را به دنیا معرفی کند. دیدگاه‌های او در آموزش کودکان همراه با اصلاحات اجتماعی بود که از دید بسیاری از دولت‌های فوق خوشایند نبود.

20. با روی کار آمدن موسولینی در ایتالیا، مونته سوری به عنوان تبعید سیاسی به اسپانیا رفت اما در آنجا هم سعی کرد که مراکز آموزشی خود را راه اندازی کند. از آن تاريخ به بعد، شهرت ماريا مونته­سوري كه به­نظر مي­رسيد در ايتاليا كمرنگ­تر شود، در خارج از كشور گسترش بيشتري يافت. خطر و هراس وقوع جنگ در خارج از ايتاليا كه تقريباً تمامي مردم اروپا را نگران كرده بود، مانند باري بر روي دوش  مونته­سوري سنگيني مي­كرد. نگراني­هاي عميق او ناشي از مسائل و مشكلات سياسي جنگ نبود، بلكه به دليلِ ايجاد مشكلات در جوامع انساني بود . اين مسائل به­طرز شگفت­آوري او را به­سوي مشكلاتي كشاند كه در دوران جواني­اش در رابطه با كودكاني كه در سن رشد بودند با آنها مواجه بود. قدرت فكري فوق­العاده­ي ­او، يك بار ديگر وي را به سمت جلو فراخوانده بود. تجربيات وي در زمينه­ي كار با كودكان معلول، موجب شده بود كه او به حقايق مربوط به پيشرفت انسان دست پيدا كند و بنابراين مسائل مربوط به جنگ در آن زمان باعث ايجاد يك انگيزه­ي قوي در ماريا مونته­سوري شد تا درباره­ي حقايق جديد زندگي بشري تحقيق كند.افتخارات بین المللی مونته سوری روز به روز بیشتر وگسترده تر می‌شد. زنی متخصص که دنیا به حرف‌های او توجه می‌کرد، اما در کشور خود نبود و به عنوان یک پناهنده در سطح دنیا معرفی می‌شد. موسولینی مجبور شد که درسال 1930 میلادی رسما از او دعوت کند تا به کشور بازگردد. او مدتی در ایتالیا ماند و به گسترش مراکز آموزشی خود مبادرت کرد. در طی چند سال نیز به معرفی برنامه‌های خود پرداخت و افراد بی شماری را در این حوزه آموزش داد. از آن جا که مونته سوری بر آزادی و استقلال در آموزش اصرار فراوان داشت این آموزش‌ها با سیاست‌های فاشیستی دولت موسولینی همخوانی نداشت. بدین سبب -  در سال 1932، تداوم فعاليت­هايش در ايتاليا به امري دشوار و تقريباً غيرممكن تبديل شد و در سال 1934 تمامي درهاي وطنش، پشت­سر او بسته شدند. او بار دیگر از ایتالیا گریخت و آن وقت به دستور موسولینی تمام مدارس مونته سوری در ایتالیا بسته شدند.

21-  با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1940 به کشور هلند رفت ومدتی در این کشور زندگی کرد . با پیشروی ارتش هیتلر، او از هلند به کشور هندوستان رفت و تا پایان جنگ جهانی دوم در هند ماند. او در هند مدارس و مراکز آموزشی خود را سازماندهی کرد و در همین سال‌ها با دیدگاه‌های صلح طلبانه گاندی آشنا شد. مونته سوری در این سال‌ها مبحث صلح و آموزش کودکان را در برنامه‌های خود دید و به عنوان یک مدافع صلح در آموزش کودکان فعالیت کرد. او در سال 1946 به انگلستان رفت و به تکمیل تحقیقات خود پرداخت. او در طی سال‌های فراوان سعی کرد که از مدرسه هایی که مدافع الگوی باز و یا در مقابل رفتارگراها بودند حمایت کند.

22- ماریا مونته سوری در اواخر عمرش از طرف مراکز معتبر علمی‌وبین المللی افتخارات فراوانی  دریافت کرد که بخشی از آنها عبارتند از :

- مدال افتخار یونسکو در آموزش

- مدال افتخار خانواده سلطنتی ملکه انگلستان در امر آموزش کودکان

- دکترای افتخاری فلسفه از دانشگاه آمستردام

 

23- الگوهای آموزشی مونته سوری در کشورهایی مختلف مورد استقبال فراوان قرار گرفت. در کشور آمریکا تقریبا از دهه‌ی 80 میلادی تلاش هایی برای راه اندازی مهدهای کودک و مدارس مونته سوری آغاز شد. مدافعین و طرفداران مونته سوری سعی کردند تا با تغییرات، روز آمد کردن وبهسازی این الگو، از روش‌ها و دیدگاه‌های مونته سوری در مراکز آموزشی خود استفاده کنند. در حال حاضر کشور آمریکا وانگلستان از مراکز مهم ترویج و گسترش این الگوی آموزشی هستند. همچنین صدها مرکز آموزشی در سراسر دنیا  براساس چنین الگویی کار می‌کنند و خدمات خود را ارایه می‌دهند.

 

 

نظرا ت

حدود نیم قرن پیش مربیان بزرگ تعلیم و تربیت مانند فروبل، پستالوزی، دکردلی و مونته سوری که از پیشروان مکتب فعال در آموزش و پرورش محسوب می گردند  شیوه کار مهد کودکان را مورد سوال قرار دادند زیرا آنان برای کودکستان ها رسالتی بسیار مهمتر از سرگرم

کردن کودکان قائل بودند. این مربیان با تأکید بر اهمیت دوران کودکی در شکل گیری شخصیت، با ارائه روشهای تربیتی مبتنی بر روانشناسی  کودک، بزرگسالان را متوجه مسئولیت مهمی نمودند.

یکی از این صاحب نظران که عقاید او بسیار مرهون ژان ژاک روسو بود، خانم مونته سوری بود. مونته سوری   در تعلیم وتربیت  ، بعنوان یک آموزگار پژوهشگر و یک مربی صاحب نظر از شهرت بالائی برخوردار است. نظریا ت او در تفکر رشد نگر از اهمیت بالائی برخوردار است .  او از نخستین کسانی بود که مراحل حساس و بحرانی را در رشد روانی شخص بررسی و بحث کرده است.  و بالاخره در رابطه با فراگیری زبان روشهای ابداعی جدید و مطلوب عرضه نمود.

علاوه بر این ها او نظرات ارزشمندی در مورد صلح جهانی و بازسازی تعلیم و تربیت ارائه نمود که مورد توجه جهانیان قرار دارد. برای آشنایی بیشتر از خوانندگان محترم دعوت میکنم به آثار و مکتوبات و سخنرانی های این مربی صاحب نام که برخی از آنها در پیوست آمده است ، مراجعه نمایند. مختصرا ً به برخی از مهمترین نظرات او به صورت تیتر وار اشاره می نمایم .ماریا مونته سوری معتقد بودند که:


ادامه مطلب
[ جمعه 7 مهر1391 ] [ 14:39 ] [ علیرضا کیایی ]

www.iranfars.ir گروه ایران
فارس

1- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید,کدام قسمت ازصورت او هستید؟

الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت :لبخند

2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟

الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن


3- کدام یک ازآلات موسیقی را دوست دارید؟

الف: پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف


4- کدام یک ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟

الف : اخباروبرنامه های مستند
ب : فیلم های درام وزندگی نامه
ج : هیجانی وپلیسی
د : عشقی وماجرایی
ت : کمدی وکارتون


5- کدام یک ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟

الف : هیچ کدام , من ازشهربازی متنفرم
ب : قطاریا قایق
ج : نمایش واجرای کمدی
د : چرخ وفلک ووسایلی که سریع می چرخند
ت :ترن های هوایی سریع السیر


6- آیا شما به اشتباهات خوتان می خندید؟

الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د: معمولا
ت: همیشه


7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عکس العملی نشان می دهید؟

الف : عصبانی می شوید
ب: ناراحت می شوید
ج : برایتان جالب است
د: تلافی می کنید
ت :چندین برابرتلافی می کنید


8- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطورمی کند چیست؟

الف : کارویا تحصیل
ب: مشکلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی که درپیش دارید
ت : کاری که تا شب انجام خواهید داد


9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟

الف :وقت طلاست
ب: سحرخیزباش تا کامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی کن وبه دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد


10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟

الف : اصلا
ب: تعداد کمی ازحیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د: بیشترحیوانات
ت : تمام حیوانات


11- شما لبخند می زنید؟

الف : هرگز
ب: به ندرت
ج : گاهی اوقات
د :اغلب
ت : آنقدرزیاد که برخی فکرمی کنند دیوانه هستم


12- نظردیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟

الف : بی رحم
ب : سرد وبی احساس
ج :زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران


13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می دهید؟

الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د :اغلب
ت : حداکثرتا جایی که امکان دارد

 

14- شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان کنید؟

الف :اصلا
ب: احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته ,تا جایی که امکان دارد به خودتان می رسید



15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می رود؟

الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می کنم
ب : همیشه برنامه ریزی می کنم
ج : بستگی به روزهفته دارد
د :درصورت امکان اجازه می دهم که خودش پیش آید
ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می کنم

 

 



حال امتیازات کنارگزینه هایی را که انتخاب کرده اید جمع کنید.


گزینه الف1 امتیار, گزینه ب 2امتیاز , گزینه ج 3 امتیاز, گزینه د 4 امتیاز, گزینه ت 5 امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با متن های زیرمقایسه کنید.

اگرامتیازشما بین 1تا 20باشد :


بدین معنی است که شما سوسن سفید هستید ...مردم شما را به خاطرپشتکارتان ,ازجان ودل مایه گذاشتنتان وموفقیت هایتان تقدیرمی کنند.اهداف مشخصی دارید وفکرتان برکارتان متمرکزاست .احتمالا فرزند اول خانواده هستید .احساستان را به سختی ابرازمی کنید .یکی ازمهمترین نگرانی های شما این است که چگونه دربرابرافراد مختلف ظاهرشوید.اندیشه هایتان کمی متمایل به بدبینی است .اعتماد به نفس دارید ولی درباطن گاهی به خود اعتماد ندارید.قادرهستید که هدفی تعیین کنید وبه آن برسید.بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریک بین می نگرید .احساس می کنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.
مواظب باشید جدی بودنتان شما را ازدنیای اطراف دورنکند .خونسرد باشید واززندگیتان لذت ببرید .کارهایی انجام دهید که ازآنها لذت می برید .با انجام این دستورات قوه خلاقیت تان شکوفا می شود .سعی کنید که بیشتربخندید وبا دیگران درتماس باشید.

اگرامتیازشما بین 21تا 54 باشد :

 


بدین معنی است شما یک گل رزهستید .کمی تیغ دارید ولی زیبایی های بسیاری دارید .حس شوخ طبعی دارید ولی ازشنیدن جوک لذت می برید.احتمالا فرزند وسط خانواده هستید مردم دوست دارند دوروبرشما باشند .خونگرم هستید .دوستان صمیمی بسیاری دارید.زندگی را بادید واقع بینانه می نگرید .آگاهید که زندگی ازخوبی ها وبدی ها تشکیل شده است .قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه های که دارید امتحان کنید .سخت کوش هستید وبه اهدافتان پایبندید .دوست دارید خودتان باشید واین مساله به شما اعتماد به نفس می دهد مشکلترین مساله درزندگیتان یکنواخت بودن مسایل است ..یکنواختی درهرمساله ای شما را آزارمی دهد وباعث کسل شدن روحیه شما می شود .
به شما پیشنهاد می گردد که افق دیدتان را وسیع ترکنید .مسایل جدیدی را تجربه وکشف کنید .آنگاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی به دست آورده اید ومهمترازهمه اینکه فراموش نکنید که درهمه چیزدنبال زیبایی بگردید مخصوصا درخودتان .

اگرامتیازشما بین 55 تا 75 باشد :


بدین معنی است که شما یک گل آفتابگردان هستید دربستری ازگلهای رز.یک ویژگی بارزدرشما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران وجلوه گری شما می شود .ممکن است شما کوچکترین فرزند خانواده ویا تنها فرزند باشید ..دروقت لازم جدی هستید ولی دوستانتان شما را به عنوان یک شخص شوج طبع می شناسند .ازگفتن جوک لذت می برید .گاهی شیطنت می کنید .مایلید که با افراد جدید وجالبی درزندگیتان آشنا شوید .با افرادی که هیچ وقت نمی خندند راحت نیستید ..دید مثبتی به زندگی دارید ..درهمه چیزبه دنبال خوبیها هستید .بیدی نیستید که با هربادی بلرزید .گرم ,دوست داشتنی ,با وفا واجتماعی هستید وهرکدام ازاین صفات می تواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد .انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه تان کم است .برای شما مشکل است که فقط برروی یک کارمتمرکز شوید به شما پیشنهاد می گردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما راهم ببینند همان طورکه چهره شاد شما را می بینند .دراین صورت می خواهند که همیشه با شما باشند .به احساسات دیگران احترام بگذارید ازاین شاخه به آن شاخه نپرید وکاری راکه دوست دارید انتخاب کنید وتا پایان آن را انجام دهید .

 

[ جمعه 31 شهریور1391 ] [ 12:46 ] [ علیرضا کیایی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

از تمام کسانی که مطالب علمی تخصصی در حوزه کودکان استثنایی و روانشناسی دارن و علاقه مند به درج مطلب خود در این وبلاگ هستند مطالب خود را به ایمیل اینجانب بفرستند تا در وبلاگ برای تمامی شما عزیزان قرار داده شود . علیرضا کیایی ali.kiaey@yahoo.com
09379548281
موضوعات وب
امکانات وب
فال امروز

استخاره آنلاین با قرآن کریم

----------------------------

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب



قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

download

چت

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا